گزینه های باینری

تجزیه و تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل مالی چیست؟ تجزیه و تحلیل صورت های مالی

تحلیل مالی صورت های مالی مهم شرکت برای استفاده کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی به منظور اخذ تصمیمات و بهبود عملکرد شرکت نیازمی باشد. البته تجزیه و تحلیل دارای روش ها و ارزیابی هایی است، که این مسیر را کمی دشوار و با اهمیت جلوه می دهد. اما ابتدا باید بدانید که تحلیل مالی چیست؟

باتوجه به اهمیت و تاثیر بالای نتایج بدست آمده از تحلیل مالی، در اخذ تصمیمات مهم شرکت، در این مقاله ما سعی کرده ایم تحلیل مالی را به صورت کامل و جامع توضیح دهیم و همراه با آن نکات و نمونه های مختلفی از انواع تحلیل مالی را ذکر کنیم. پس تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.

سهامداران شرکت ها
مدیران مالی شرکت ها
حسابداران

در این مقاله به مباحث زیر می پردازیم:

تحلیل مالی چیست؟

یکی از اموری که هر حسابدار ممکن است آن تجزیه و تحلیل بنیادی چیست؟ را انجام دهد، تحلیل صورت های مالی می باشد، بنابراین ابتدا باید با مفهوم تحلیل مالی آشنا بشویم. تحلیل مالی چیست؟ برای پاسخ به این سوال باید گفت که تحلیل مالی پیگیری روند کسب و کار، بودجه بندی ها و پروژه های موجود در زمینه مالی یک شرکت و یا یک موسسه، به منظور بهبود عملکرد و اخذ تصمیمات درست است. به بیان ساده تر می توان گفت که تحلیل مالی بررسی مواردی می باشد که عبارتند از:

مطالب مرتبط:

  • آیا موسسه مالی و واحد تجاری قادر به پرداخت دیون خود می باشد یا خیر؟
  • دوام عمر واحد تجاری کوتاه مدت است یا بلند مدت؟
  • آیا شرکت می تواند یک سرمایه گذاری را کنترل کند؟

پس از ارزیابی و بررسی تجزیه و تحلیل ها، می توان به 3 پرسش ذکر شده پاسخ داد و به طور کامل به وضعیت مالی شرکت واقف شد.

تحلیل صورت های مالی چیست؟

پس از آن که دانستیم تحلیل مالی چیست حالا می خواهیم بگوییم که تجزیه تحلیل صورت های مالی چیست و چگونه انجام می شود. تجزیه تحلیل صورت های مالی به مدیران یک موسسه کمک شایانی می کند، تا برنامه ریزی در زمینه های مالی انجام و مشکلاتی که ممکن است شرکت با آن ها مواجه شود را کنترل و رفع نمایند. البته می دانیم که صورت های مالی در هر موسسه نقش اول و بسزایی را ایفا می کنند. به بیان ساده تر صورت های مالی را نبض تپش هر موسسه می دانیم و در صورت وجود مشکل در صورت های مالی، موسسه نمی تواند به فعالیت خود ادامه دهد.

تجزیه و تحلیل نسبت های مالی چیست؟

تجزیه و تحلیل نسبت های مالی، یکی از مواردی است که برای بررسی وضعیت شرکت انجام می شود. در تجزیه و تحلیل نسبت های مالی ارتباط میان اقلام مندرج در صورت های مالی بررسی می گردد. انواع نسبت های مالی به حسابدار و استفاده کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی کمک می کند، تا درک جامع و صحیحی از عملکرد و وضعیت مالی شرکت به دست آورند. انواع نسبت‌های مالی عبارتند از:

  • نسبت نقدینگی
  • نسبت جاری
  • نسبت آنی
  • نسبت فعالیت
  • نسبت وجه نقد

هدف از تجزیه و تحلیل صورت های مالی چیست؟

تمامی رویدادهای مالی یک موسسه در دفاتر روزنامه، کل، معین و… ثبت می گردند و پس از طبقه بندی و تلخیص این رویدادها در قالب صورت های مالی تهیه و ارائه می گردد. تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی فرآیندی است، که اطلاعات مالی یک دوره را ارزیابی و اطلاعاتی از قبیل بازده و ریسک را مورد بررسی و رسیدگی قرار می دهد.

هدف از تجزیه و تحلیل صورت های مالی این است که مدیران از وضعیت مالی شرکت در حال حاضر باخبر شوند و بفهمند که آیا شرکت قادر به پرداخت به دیون خود است یا خیر؟

انواع تحلیل های مالی

تحلیل‌های مال به دو دسته تقسیم می شوند، که شامل:

  1. تحلیل بنیادی (Fandamental analysis)
  2. تحلیل تکنیکال (Technical analysis)

تحلیل بنیادی (Fandamental analysis)

تحلیل بنیادی نسبت به دست آمده از مقدار درآمد موسسه به ازای هر سهم (Earnings per share- Eps) که در گزارشات مالی درج شده است، به جهت یافتن ارزش کسب و کار استفاده می‌گردد. یکی از مزیت‌های استفاده از تحلیل‌های بنیادی نگاهی عمیق به اقتصاد و وضعیت مالی است، اما مزیتی که تحلیل بنیادی داراست موجب می شود که تحلیلگر بتواند ارزش ذاتی سهام (Intrinsic value) را تعیین نماید.

تحلیل تکنیکال (Technical analysis)

اطلاعات ثبت شده در میانگین‌های متحرک، اطلاعاتی هستند که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می گیرند. تحلیل گران تکنیکال عقیده دارند که احساسات بازار در پس هر روند، با نگاه کردن به الگوهای تشکیل شده در نمودار و بررسی‌های انجام شدۀ دقیق، ویژگی های هر سهم را تشخیص می‌دهد.

تجزیه و تحلیل صورت های مالی

تجزیه و تحلیل از تکنیک‌های منحصری برخوردار می باشد، به طور کامل اگر بخواهیم شرح بدهیم ما با استفاده از تجزیه و تحلیل می فهمیم که شرکت در چه وضعیتی می باشد و قرار است در آینده از چه شرایطی برخوردار باشد. تجزیه و تحلیل صورت های مالی با استفاده از نسبت ها، تلاشی است که موسسه جهت شناسایی نقاط قوت و ضعف شرکت انجام می دهد.

قبل از این که با نحوه تجزیه و تحلیل صورت های مالی آشنا بشوید، بهتر است با صورت مغایرت های بانکی و نحوه تهیه آنها آشنایی داشته باشید. به همین جهت پیشنهاد می کنیم همین الان مقاله صورت مغایرت بانکی را مطالعه کنید.

نحوه تجزیه و تحلیل صورت های مالی

همان طور که گفتیم تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی شرکت ها دارای اهمیت بالایی می‌باشد، هنگام تجزیه تحلیل باید به نکاتی توجه داشت، البته در شرکت های بزرگ که تجزیه و تحلیل صورت های مالی کاری زمانبر می‌باشد، این کار با استفاده از نرم افزارها و رعایت اتوماسیون حسابداری انجام و در اختیار سهامداران قرار می گیرد. تحلیل صورت‌های مالی شرکت ها به 4 روش انجام می شود، که این روش ها در جدول زیر ذکر شده اند.

ردیفروش های تحلیل صورت‌های مالی شرکت ها
1روش تجزیه و تحلیل داخلی
2روش تجزیه و تحلیل مقایسه ای
3روش تجزیه و تحلیل خطر
4روش تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش

تجزیه و تحلیل صورت های مالی بانک ها

تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی در بانک‌ها فرآیندی است، که اطلاعات مالی گذشته را در جهت ارزیابی وضعیت عملکرد، پیش بینی ریسک و سودآوری مورد بررسی و رسیدگی قرار می‌دهد. یکی از مسائلی که در تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی مهم است، نتایج متنوع و فراوانی علاقه‌ها و اطلاعات استفاده کنندگان است.

تجزیه و تحلیل نسبت های مالی

تجزیه و تحلیل نسبت های مالی بسیار ساده، اما دارای اهمیت به سزایی می باشد. تجزیه و تحلیل نسبت های مالی به چند روش انجام می شود، که عبارتند از:

  1. نسبت نقدینگی: از نسبت نقدینگی در جهت توانایی شرکت نسبت به تعهدات کوتاه مدت استفاده می‌شود.
  2. نسبت اهرمی و مالی: نسبت اهرمی نشان دهنده توانایی شرکت نسبت به تعهدات کوتاه مدت و بلند مدت می‌باشد.
  3. نسبت فعالیت: نسبت فعالیت کاربرد منابع در اختیار مدیران را نمایش می‌دهد.
  4. نسبت سودآوری: نسب سودآوری میزان موفقیت واحد تجاری را نسبت به کسب سود موسسه نشان می‌دهد.

مراحل تجزیه و تحلیل صورت های مالی

در ابتدای مقاله تحلیل مالی چیست را به طور کامل بیان کردیم و گفتیم که مراحل تجزیه و تحلیل صورت های مالی باید به صورت دقیق انجام شود تا اطلاعاتی که در اختیار سهام داران قرار می دهیم دقیق و جامع باشد. تجزیه و تحلیل مالی دارای 6 مرحله می تجزیه و تحلیل بنیادی چیست؟ باشد. مراحل تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی:

  • بیان اهداف
  • جمع آوری اطلاعات مالی
  • پردازش و ارزیابی اطلاعات جمع آوری شده
  • تجزیه و تحلیل اطلاعات مالی
  • گزارش نتایج (حتما بخوانید: گزارشات درون و برون سازمانی)
  • بروز رسانی تجزیه و تحلیل ها

همگی موارد فوق جزء مراحل تجزیه و تحلیل صورت های مالی می باشد، که هنگام تجزیه و تحلیل باید به درستی رعایت شود. تا اطلاعات و گزارش به دست آمده صحیح و واضح تجزیه و تحلیل بنیادی چیست؟ باشد.

شناسایی ویژگی های اقتصادی صنعت خود

ابتدا باید تجزیه و تحلیل صنعت خود را انجام دهید. صنعت هایی نظیر تولید و توزیع محصولات و خدمات می باشند، معمولا از روش تجزیه و تحلیل ویژگی‌های اقتصادی استفاده می نمایند.

شناسایی استراتژی های شرکت

پس از شناسایی ویژگی‌های صنعت خود، باید استراتژی‌های شرکت را شناسایی کنید. یعنی باید ماهیت محصولات و منحصر به فرد بودن آن ها از جمله سطح سود، اقدامات در ارتباط با برند و حداقل کردن هزینه ها توجه کنید. در مرحله ی شناسایی استراتژی های شرکت علاوه بر موارد فوق باید به یکپارچگی و تنوع محصولات نیز توجه داشته باشید.

ارزیابی شرکت

در ارتباط با ارزیابی شرکت، روش های زیادی وجود دارد که این کار را انجام دهد، اما رایج ترین روشی که برای ارزیابی شرکت انجام می شود، روش تنزیل جریان ‌های نقدی است. در روش تنزیل جریان های نقدی را در قالب سود سهام پیش بینی شده انجام می دهیم. روش های دیگری که برای ارزیابی شرکت انجام می شود، عبارتند از:

  • استفاده از ارزیابی نسبی
  • ارزیابی مبتنی بر حسابداری
  • ارزش افزوده اقتصادی

نمونه تجزیه و تحلیل صورت های مالی

تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی به معنای کنکاش اطلاعات و رویداهای مالی یک موسسه می باشد، که در اختیار سهامداران قرار می گیرد. شرح نمونه تجزیه و تحلیل صورت های مالی باعث می شود، که درک عمیق و جامعی نسبت به مباحث بیان شده داشته باشید.

نمونه تجزیه و تحلیل صورت های مالی:

شرکت تجاری مقدار سود به ازای هر سهم خود را در سه ماهه سوم سال 2018 برابر با 36/2 دلار اعلام کرده است، که این میزان بیشتر از سود به ازای هر سهم اعلام شده در سه ماهه دوم سال 2018، 33/2 می باشد.

تحلیلگر مالی اگر از طریق بررسی تحلیل بنیادی موارد مورد نظر را بررسی نماید. نتیجه یک نتیجۀ مثبت خواهد شد، که افزایش ارزش ذاتی هر سهم را در نظر گرفته است.

نکات مهم در تجزیه و تحلیل صورت های مالی

نکات زیر را در تجزیه و تحلیل مالی باید توجه داشته باشید:

  1. نسبت‌های نقدینگی و میزان توان شرکت در بازپرداخت بدهی‌های کوتاه مدت باشد.
  2. استفاده بهینه از دارایی‌های ثابت و درج اقلام منابع سرمایه ای به صورت دقیق و واضح
  3. رویدادهای مالی ثبت شده در دفاتر در پایان سال مالی باید با رعایت استانداردها و اجرای قوانین مالی از جمله استهلاک و … باشد.

چگونه از تحلیل مالی استفاده می شود؟

در تحلیل مالی سه ویژگی از جمله نقدینگی، سوددهی و قدرت پرداخت دیون هر شرکتی را مورد بررسی و رسیدگی قرار می‌دهیم. اما چگونه از تحلیل مالی استفاده می‌شود؟ برای تحلیل مالی ابزارهای مختلفی وجود دارد، که برای ارزیابی داده‌های صورت‌های مالی استفاده می شود. چگونه از تحلیل مالی استفاده می‌شود؟

الف) تحلیل افقی: در تحلیل عمودی داده‌های مالی در یک دوره زمانی را بررسی می کنیم.

ب) تحلیل عمودی: در تحلیل عمودی اطلاعات هر یک از صورت‌های مالی، به صورت درصد ارزیابی می‌شود.

ج) تحلیل نسبت ها

شغل تحلیلگر مالی چیست؟

شغل تحلیلگر مالی چیست؟ یکی از شغل‌هایی که در حسابداری و زمینه های مالی وجود دارد، تحلیلگر مالی است که با جمع آوری اطلاعات برای تجزیه و تحلیل صورت های مالی می پردازد. به بیان دیگر اگر بخواهیم بگوییم که شغل تحلیلگر مالی چیست باید بگوییم که تحلیلگر مالی با جمع آوری، ارزیابی اطلاعات مالی و اقتصادی، عملکرد سرمایه گذاری شرکت و موسسه را پیش بینی و رسیدگی می کنند. تحلیلگر مالی عملکرد سهام، اوراق قرضه و … را ارزیابی و در گزارش تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی به سهامداران ارائه می‌دهد.

هدف از تجزیه و تحلیل نسبت های مالی چیست؟

تجزیه و تحلیل مالی به منظور ارزیابی توانایی مالی شرکت در قبال تعهدات مالی و بازپرداخت بدهی‌های کوتاه مدت است، به بیان ساده تر هدف از تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی، آگاهی از وضعیت مالی شرکت در قبال طول عمر تجاری آن و توانایی بازپرداخت دیون آن است.

نتیجه گیری

تحلیل مالی پیگیری روند کسب و کار، بودجه بندی‌ها و پروژه‌های موجود در زمینه مالی یک شرکت و یا یک موسسه که به منظور بهبود عملکرد و اخذ تصمیمات درست می‌باشد. تجزیه و تحلیل نسبت های مالی، یکی از مواردی است که برای بررسی وضعیت شرکت انجام می شود. در تجزیه و تحلیل نسبت های مالی ارتباط میان اقلام مندرج در صورت های مالی بررسی می گردد.

انواع نسبت های مالی به حسابدار و استفاده کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی کمک می کند، تا درک جامع و صحیحی از عملکرد و وضعیت مالی شرکت به دست آورند. در پایان اگر سوال و یا نظری درباره این مقاله دارید، حتما از طریق درج دیدگاه با ما در ارتباط باشید.

تحلیل تکنیکال چیست و بررسی تفاوت آن با تحلیل بنیادی

تحلیل تکنیکال چیست

همانطور که می دانید، ترس و طمع، دو احساس قدرتمند انسانی در بازار های مالی هستند که در تصمیمات سرمایه گذاری شما تاثیر می گذارند و تحلیل تکنیکال روشی برای کنترل آن هاست. این تحلیل فرضیات متفاوتی ارائه می دهد. در ابتدایی ترین شکل، از داده های گذشته برای پیش بینی رفتار آینده سهام در بازار استفاده می کند. از بسیاری جهات، این استراتژی سرمایه گذاری مبتنی بر مفهومی است که اعتقاد به این دارد تاریخ تکرار می شود و این تکرار توسط الگو های قابل تشخیص انجام می شود. اگر کمی عمیق تر شویم، میفهمیم که افراد بسیاری از انواع مختلف تحلیل تکنیکال به طور همزمان استفاده می کنند. اکثر آن ها حتی آن را با تحلیل بنیادی نیز ترکیب می کنند. گرچه این تحلیل کاربرد های متفاوتی دارد؛ اما فایده اصلی آن این است که تاثیر احساسات انسانی را تا حد زیادی کم می کند.

در این مقاله آموزشی میفهمیم که تحلیل تکنیکال چیست و چگونه کار می کند. همچنین تفاوت آن با تحلیل بنیادی را بررسی می کنیم. پس تا انتهای مطلب با ما همراه باشید.

فهرست عناوین مقاله:

تحلیل تکنیکال چیست؟ -What is technical analysis?

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال یا فنی ( Technical Analys) یک اصول معاملاتی است که برای ارزیابی سرمایه گذاری ها و شناسایی فرصت های معاملاتی از طریق تجزیه و تحلیل روند آماری حاصل از فعالیت های معامله گری، مانند تحرکات قیمتی و حجم معاملات مورد استفاده قرار می گیرد.

بر خلاف تحلیل بنیادی که تلاش می کند ارزش یک اوراق بهادار را بر اساس نتایج تجاری مانند فروش و درآمد ارزیابی کند، تحلیل تکنیکال بر مطالعه قیمت و حجم معاملات متمرکز است. از ابزار های تحلیل تکنیکال برای بررسی دقیق روش های عرضه و تقاضا برای یک اوراق بهادار و تغییرات قیمت، حجم معاملات و نوسانات موجود استفاده می شود.

تحلیل تکنیکال اغلب برای مدیریت سیگنال های کوتاه مدت معامله گری که از ابزار های مختلف یک چارت به دست می آید، به کار می رود؛ اما همچنین می تواند باعث بهبود ارزیابی نقاط قوت یا ضعف اوراق بهادار نسبت به یک بازار گسترده تر شود. این اطلاعات به تحلیلگران کمک می کند تا استراتژی بهتری برای تخمین ارزش یک سهام داشته باشند.

تحلیل تکنیکال را می توان برای هر اوراق بهاداری که تجزیه و تحلیل بنیادی چیست؟ دارای تاریخچه اطلاعات قیمتی باشد استفاده کرد. این اوراق می تواند شامل سهام، معاملات آتی، کالا ها، درآمد ثابت، ارز ها و سایر اوراق بهادار باشند.

نکته: بخاطر داشته باشید که تحلیل تکنیکال را می توان برای هر نوع اوراق بهاداری به کار برد. در واقع، این تحلیل در بازار کالاها و فارکس که معامله گران بر حرکت های کوتاه مدت قیمت تمرکز دارند، کاربرد بیشتری دارد .

تحلیل تکنیکال چطور کار می کند؟

همانطور که امروزه می دانیم، تحلیل تکنیکال اولین بار توسط چارلز داو و نظریه داو در اواخر دهه ۱۸۰۰ ارائه شد. چندین محقق از جمله ویلیام پی. همیلتون، رابرت ریا، ادسون گولد و جان مگی بیشتر در مفاهیم تئوری داو کمک کردند. امروزه، تجزیه و تحلیل تکنیکال تکامل یافته و شامل صد ها الگو و سیگنال است که طی سال ها تحقیق و بررسی حاصل شده است .

تحلیل فنی با این فرض انجام می شود که فعالیت های معاملاتی در گذشته و تغییرات قیمتی یک اوراق بهادار می تواند شاخص ارزشمندی برای تحرکات قیمتی آن در آینده باشد. تحلیلگران حرفه ای اغلب از تحلیل تکنیکال به همراه سایر ابزار های تحقیقی استفاده می کنند. معامله گران خرده فروشی ممکن است فقط بر اساس نمودار های قیمتی یک اوراق بهادار و آمار مشابه تصمیم بگیرند، اما تحلیلگران حقوقی و صاحبان سهام به ندرت تحقیقات خود را فقط به تحلیل بنیادی یا تکنیکال محدود می کنند.

تجزیه و تحلیل فنی سعی دارد حرکت قیمت هر ابزار قابل معامله از جمله سهام، اوراق قرضه، معاملات آتی و جفت ارز که عموماً در معرض عرضه و تقاضا هستند را پیش بینی کند. در واقع، برخی تحلیل تکنیکال را صرفاً مطالعه نیرو های عرضه و تقاضا می دانند که در تحرکات قیمتی بازار یک اوراق بهادار منعکس شده است. این تجزیه و تحلیل معمولاً در مورد تغییرات قیمت اعمال می شود، اما برخی از تحلیلگران موارد دیگری غیر از قیمت؛ مانند حجم معاملات یا قرارداد باز را نیز بررسی می کنند.

در دنیای معاملات صد ها الگو و سیگنال وجود دارد که توسط محققان برای بهبود تحلیل تکنیکال به وجود آمده است. تحلیلگران فنی همچنین سیستم های معاملاتی مختلفی را برای پیش بینی بهتر تغییرات قیمتی ایجاد کرده اند. برخی از شاخص ها در درجه اول بر شناسایی روند فعلی بازار از جمله نقاط حمایت و مقاومت متمرکز هستند؛ و برخی دیگر برای تعیین قدرت یک روند و احتمال ادامه آن به کار می روند. اندیکاتور های تکنیکالی و الگو های نمودار معمولاً شامل خط روند، کانال ها، میانگین های متحرک و شاخص های اندازه حرکت هستند.

فعالیت معاملات گذشته و تغییرات قیمتی شاخص های ارزشمندی برای حرکات اوراق بهادار در اینده هستند

به طور کلی ، تحلیلگران فنی انواع گسترده ای از شاخص های زیر را بررسی می کنند:

  • روند قیمت
  • الگو های نمودار
  • اندیکاتور های حجم معاملات و مومنتوم
  • اسیلاتور ها
  • میانگین متحرک
  • سطح حمایت و مقاومت

دو روش اصلی برای تحلیل اوراق بهادار و تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری وجود دارد:

  1. تحلیل فاندامنتال یا بنیادی
  2. تحلیل تکنیکال یا فنی

تحلیل بنیادی شامل تجزیه و تحلیل صورت های مالی یک شرکت برای تعیین ارزش ذاتی سهام آن شرکت است، در حالیکه تحلیل تکنیکال بر روی تجزیه و تحلیل آماری تحرکات قیمتی متمرکز می شود. در واقع این تحلیل به جای تجزیه و تحلیل ویژگی های ذاتی سهام، سعی دارد با استفاده از الگو ها و انواع نمودارها در تحلیل تکنیکال، روند قیمت در آینده را درک کند.

چارلز داو مجموعه ای از چند سرمقاله منتشر و در مورد تئوری این تحلیل بحث کرد. نوشته های او شامل دو فرض اساسی است که همچنان به شکل چارچوبی برای معامله از طریق تحلیل تکنیکال در آمده که عبارتند از‌:

  1. در بازار های کارآمد، عواملی که بر قیمت اوراق بهادار تأثیر می گذارند مشخص هستند ولی،
  2. به نظر می رسد حتی حرکات تصادفی قیمت بازار نیز با الگو ها و روند هایی قابل شناسایی هستند که در طول زمان تکرار می شوند.

مقایسه تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال، هر دو روش برای تحقیق و پیش بینی روند قیمت سهام در آینده استفاده می شوند و مانند هر استراتژی یا فلسفه سرمایه گذاری، طرفداران و مخالفان خود را دارند.

تحلیل بنیادی روشی برای ارزیابی اوراق بهادار از طریق اندازه گیری ارزش ذاتی سهام است. تحلیلگران بنیادی همه چیز را بررسی می کنند، از اقتصاد کلی جامعه گرفته تا وضعیت مالی و مدیریت شرکت ها، درآمد ، هزینه ها، دارایی ها و بدهی ها جزو موارد مهم از نظر تحلیلگران بنیادی محسوب می شوند.

تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی تفاوت دارد؛ زیرا قیمت و حجم سهام تنها اطلاعات ورودی هستند. تحلیلگران فنی برای اندازه گیری ارزش ذاتی یک اوراق بهادار تلاش نمی کنند، در عوض از نمودار های سهام برای شناسایی الگو ها و روند هایی استفاده می کنند که نشان می دهد سهام در آینده چه قیمتی خواهد داشت.

محدودیت های تحلیل تکنیکال

برخی از تحلیلگران و محققان دانشگاهی انتظار دارند که فرضیه بازار کارآمد ( EMH) نشان دهد که چرا آن ها نباید انتظار داشته باشند که اطلاعات عملی در داده های تاریخی قیمت و حجم معاملات موجود باشند. طبق همان استدلال، هیچ یک از اصول بنیادی یک بیزینس نباید اطلاعات عملی را ارائه دهند. این دیدگاه ها به عنوان نسخه ضعیف و نیمه قوی EMH شناخته می شوند.

انتقاد دیگر به تحلیل تکنیکال این است که تاریخ دقیقاً تکرار نمی شود ، بنابراین مطالعه الگوی قیمت از اهمیت مشکوکی برخوردار است و می توان آن را نادیده گرفت.

سومین انتقاد از این تحلیل این است که در برخی موارد کار می کند؛ اما فقط به این دلیل که یک پیشگویی خودکفا است. به عنوان مثال، بسیاری از معامله گران تکنیکال سفارش توقف ضرر را زیر میانگین متحرک ۲۰۰ روزه یک شرکت خاص ثبت می کنند. اگر تعداد زیادی از معامله گران این کار را انجام داده باشند و سهام به این قیمت برسد، آن وقت تعداد زیادی سفارش فروش وجود دارد که قیمت سهام را به سمت پایین سوق می دهد.

سپس، سایر معامله گران کاهش قیمت را مشاهده کرده و وارد صف فروش می شوند و با این کار روند نزولی را تقویت می کنند. این فشار فروش کوتاه مدت را می توان روند نزولی دانست، ولی لزوما تأثیر چندانی در تعیین قیمت دارایی در هفته ها یا ماه های آینده نخواهد داشت. در مجموع، اگر افراد زیادی از سیگنال های مشابه استفاده کنند، می توانند باعث حرکت پیش بینی شده توسط سیگنال شوند، اما در طولانی مدت، این گروه از معامله گران نمی توانند قیمت را افزایش دهند.

شاخص هایی که تحلیل گران فنی بررسی میکنند

پرسش های متداول

  1. تحلیلگران تکنیکال چه فرضیاتی را ارائه می دهند؟

تحلیلگران حرفه ای معمولاً سه فرضیه کلی را برای این موضوع می پذیرند. اولین مورد این است که مشابه فرضیه بازار کارآمد، قیمت همه چیز را نشان می دهد. دوم اینکه، آن ها انتظار دارند که قیمت ها، حتی در تحرکات تصادفی بازار ، بدون توجه به بازه زمانی مشاهده شده، روند های خود را پیش بگیرند. در نهایت، آن ها معتقدند که تاریخ تمایل به تکرار شدن دارد. ماهیت تکراری حرکت قیمت ها اغلب به روانشناسی بازار نسبت داده می شود که بر اساس رفتار هایی مانند ترس یا هیجان به خوبی قابل پیش بینی است.

  1. چه تفاوتی بین تحلیل بنیادی و تکنیکال وجود دارد؟

تحلیل بنیادی روشی برای ارزیابی اوراق بهادار از طریق سنجش ارزش ذاتی سهام است. فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که تمام اصول بنیادی در قیمت تعیین می شوند؛ بنابراین نیازی به توجه دقیق به آن ها نیست. تحلیل گران فنی سعی در اندازه گیری ارزش ذاتی یک اوراق بهادار ندارند، بلکه در عوض از نمودار های سهام برای شناسایی الگو ها و روند هایی استفاده می کنند که نشان می دهد سهم درآینده چه قیمتی را خواهد داشت.

  1. چگونه از تحلیل تکنیکال استفاده می شود؟

تحلیل تکنیکال سعی دارد تحرکات قیمتی تقریباً هر ابزار قابل معامله ای از جمله سهام، اوراق قرضه، معاملات آتی و جفت ارز ها که عموماً در معرض نیرو های عرضه و تقاضا قرار دارد را پیش بینی کند. در سراسر بازار صد ها الگو و سیگنال وجود دارد که توسط محققان برای حمایت از روش تحلیل تکنیکال ایجاد شده است. این تحلیلگران همچنین انواع مختلفی از سیستم های معاملاتی را برای کمک به پیش بینی تغییرات قیمت ارائه کرده اند.

تحلیل بنیادی چیست؟ تحلیل فاندامنتال در فارکس و بازارهای مالی

تحلیل بنیادین

در طول اردوی آموزشی خود و مطالعه مجموعه مقالات آموزش فارکس، احتمالا با گالیور، ارباب حلقه ها، میتی کومان و مبحث تحلیل بنیادی یا همان فاندامنتال برخورد داشتید.

یک دقیقه صبر کنید…

ما قبلاً در دروس ابتدایی یک تیزر تبلیغاتی از تحلیل فاندامنتال را به شما نشان دادیم! پس حالا بیایید به مبانی بپردازیم!

تحلیل فاندامنتال دقیقاً چیست و آیا استفاده از آن لازم است؟ خوب، تحلیل فاندامنتال یا بنیادی مطالعه اصول و مبادی بنیادین است!

آسان بود، نبود؟ آهان! گرفتم.

واقعیت را بگوییم جریان خیلی بیشتر و پیچیده تر از این حرفهاست.. خیلی خیلی پیچیده تر.

اگر شنیدید که مردم از فاند یا مباحث بنیادی صحبت می کنند، آنها واقعاً در مورد اصول بنیادین اقتصادی کشور میزبان ارز صحبت می کنند.

اصول بنیادین اقتصادی شامل مجموعه وسیعی از اطلاعات می شود – که به صورت گزارش های اقتصادی، سیاسی یا محیطی، داده ها، اطلاعیه ها و یا به صورت رویدادهای خبری انتشار می یابند.

حتی پایین آمدن رتبه اعتباری، در دسته داده های بنیادین قرار می گیرد و بعدها خواهید دید که دوستان “پیپ گیر” ما چگونه این خبر را تبدیل به یک فرصت کرده و با فروش روی EUR / USD سودی خوبی کرده اند.

تحلیل بنیادی استفاده و مطالعه این عوامل است.

تحلیل فاندامنتال مطالعه این است که منظر اقتصادی و مالی جهان و محیط اطراف ما چگونه است و تمرکز آن بر این است که چگونه عناصر کلان اقتصادی (مانند رشد اقتصادی، تورم، بیکاری) بر هر آنچه معامله می کنیم تأثیر گذار است.

آمار بنیادی و شکل های مختلف آن

تحلیل فاندامنتال شامل مطالعه روند های اقتصادی و رویدادهای ژئوپولیتیکی است که بر قیمت ارز تأثیر گذار است. به عبارت دیگر، تحلیل بنیادی، مطالعه اخبار مالی و آمار اقتصادی است.

آن دسته از آمار اقتصادی که رصد آنها مهم تر از سایرین است عبارتند از:

  • نرخ بهره
  • تورم
  • تولید ناخالص ملی (GDP)
  • آمار اشتغال

هنگامی که یک آمار اقتصادی منتشر می شود، تحلیل بنیادی یک دید کلی در اختیار ما می گذارد که قیمت در برابر یک رویداد اقتصادی خاص چگونه “باید” یا “ممکن” است واکنش نشان دهد.

داده های بنیادی در اشکال گوناگون نمود می یابند.

می تواند به شکل گزارشی باشد که توسط بانک فدرال رزرو در مورد فروش خانه های موجود در امریکا منتشر شده است. و یا می تواند با توجه به این احتمال که بانک مرکزی اروپا سیاست پولی خود را تغییر می دهد یا نمی دهد، خود را نشان دهد.

انتشار این آمار برای عموم مردم اغلب باعث تغییر فضای اقتصادی (یا بهتر بگوییم ذهنیت اقتصادی) شده و واکنش سرمایه گذاران و نوسان گیران را به دنبال دارد.

حتی مواردی وجود دارد که گزارش خاصی منتشر نمی شود، اما انتظار انتشار چنین گزارشی، خود نمونه دیگری از اصول بنیادین است.

گمانه زنی ها درباره تجزیه و تحلیل بنیادی چیست؟ تجزیه و تحلیل بنیادی چیست؟ افزایش نرخ بهره می تواند ساعت ها یا حتی چندین روز پیش از اعلام واقعی نرخ بهره مورد ارزیابی قرار گرفته و “سبک و سنگین شود”.

در حقیقت، بسیار دیده می شود که جفت ارزها لحظاتی پیش از اخبار مهم اقتصادی، گاهی تا حتی 100 پیپ جابجا می شوند، که آنها را تبدیل به فرصتی سودآور برای یک تریدر شجاع می سازد.

به همین دلیل است که بسیاری از معامله گران فارکس اغلب پیش از انتشار آمار و وقایع اقتصادی پشت سیستم بوده و آماده و هوشیار هستند و شما نیز باید چنین باشید!

به طور کلی، بخش عمده ای از داده های مورد استفاده در تحلیل فاندامنتال را آمار ها و شاخص های اقتصادی تشکیل می دهند. همچون به صدا درآمدن آژیر آتش بمحض کشف دود، شاخص های اقتصادی نیز یک دید کلی از سلامت اقتصاد کشور در اختیار ما می گذارند.

گرچه دانستن مقدار عددی یک شاخص مهم است، اما انتظار بازار از این مقدار نیز مهم است.

درک صحیح تأثیر حاصل از رقم واقعی نسبت به رقم پیش بینی شده مهمترین بخش کار است. باید به همگی این عوامل هنگام تصمیم گیری برای معامله توجه کرد.

نگران نباشید. ساده تر از آنچه فکر می کنید است و برای استنباط و درک آن نیاز نیست دانشمند هسته ای باشید.

پیشنهاد می کنم هر روز از صفحات تقویم اقتصادی بازدید کنید تا بتوانید در جریان انتشار اخبار اقتصادی آتی باشید.

تحلیل بنیادی ابزاری ارزشمند در ارزیابی شرایط آینده اقتصاد است، اما استفاده از آن برای پیش بینی جهت قیمت ارز چندان کارساز نیست.

این نوع تحلیل دارای مناطق خاکستری زیادی است. زیرا اطلاعات بنیادین که به صورت گزارش، آمار اقتصادی یا بیانیه تغییر سیاست های پولی منتشر می گردند در مقایسه با اندیکاتورها و شاخص های تکنیکالِ واقعی، ابهام بیشتری دارند.

تجزیه و تحلیل آمار اقتصادی انتشار یافته و گزارش داده های بنیادی معمولاً چیزی شبیه به این است:

“افزایش نرخ بهره با این مقدار درصد ممکن است باعث بالا رفتن یورو شود.”

“دلار آمریکا با عدد شاخص در فلان محدوده باید پایین رود.”

“اعتماد مصرف کننده 2 درصد نسبت به آخرین گزارش کاهش یافته است.”

آیا قطعیتی در تحلیل فاندامنتال وجود دارد؟

بازار تمایل دارد که بر اساس احساس مردم واکنش نشان دهد. این احساسات می تواند براساس واکنش آنها به گزارش های اقتصادی، یا براساس ارزیابی آنها از شرایط فعلی بازار باشد.

و همانطور که احتمالا حدس می زنید – هزاران هزار نفر، با احساسات و ایده های مختلف وجود دارند.

احتمالاً با خود می گویید: “پناه بر خدا پس هیچ قطعیتی در تحلیل فاندامنتال وجود ندارد!”

در واقع کاملا درست می گویید.

به هیچ وجه نمی توان بر اساس یک سری آمار جدید بنیادی، صد در صد دانست که جفت ارز به کجا خواهد رفت.

این بدین معنا نیست که تحلیل فاندامنتال را باید کنار گذاشت.

به دلیل حجم سنگین داده های بنیادین موجود، اکثر مردم به سختی می توانند همه آنها را کنار هم قرار دهند.

آنها یک گزارش خاص را درک می کنند، اما نمی توانند آن را در تصویر کلی اقتصادی قرار دهند. این کار به زمان و درک عمیق تری از داده ها نیاز دارد.

همچنین ، بیشتر داده های بنیادین فقط برای یک ارز گزارش می شوند، در حالیکه به داده های بنیادی برای ارز دیگر در یک جفت ارز نیز نیاز است تا بتوان آنها را قیاس کرد و تصویری دقیق بدست آورد.

همانطور که در ابتدای کار گفتیم، موضوع سر این است که یک ارز قوی با یک ارز ضعیف جفت شود.

تحلیل فاندامنتال بهتر است یا تحلیل تکنیکال ؟

در این مرحله، شما احتمالاً همچنان منتظر پاسخ به این سوال هستید: “آیا برای تبدیل شدن به یک تریدر موفق فارکس نیاز است که حتما از تحلیل بنیادی استفاده کنم؟”

کاملاً متوجهیم که هر جناح طرفداران و عاشقان خود را دارد.

به نظر می رسد تحلیل تکنیکال، روش ترجیحی معامله گران کوتاه مدت فارکس است که تمرکز اصلی آنان بر نمودار و قیمت است.

معامله گران میان مدت ​​و برخی از معامله گران بلند مدت علاوه بر آن دوست دارند روی تحلیل بنیادی نیز تمرکز کنند زیرا این امر به ارزش گذاری و قیمت گذاری ارز کمک می کند.

تحلیل فاندامتتال یا تحلیل تکنیکال

ما دوست داریم با گفتن اینکه باید از هر دو استفاده کنید کمی جالب تر شویم!

استراتژی های متمرکز بر تحلیل تکنیکال، هنگامی که یک رویداد کلیدی بنیادین رخ می دهد، چیزی جز نابودی حساب نیستند.

به همین ترتیب، معامله گران صرفا بنیادی فرصت های کوتاه مدتی را که الگو ها و آرایش های نموداری و سطوح تکنیکال نشان می دهند را از دست می دهند.

ترکیبی از تحلیل تکنیکال و بنیادی همه نقاط و زوایا را پوشش می دهد. شما از انتشار برنامه ریزی شده یک رویداد خبری اقتصادی آگاهی دارید، اما در کنار آن می توانید ابزارها و الگوهای تکنیکالی مختلف که بازیگران درشت بازار روی آنها تمرکز کرده اند را شناسایی و از آنها استفاده کنید.

در دروس بعدی چند مثال معاملاتی برای شما داریم که نشان می دهند چگونه ترکیب مناسب تحلیل بنیادی و تکنیکال منجر به سودهای کلان می گردد.

و در ادامه، در مورد عمده عوامل بینادی که ارزها را تحت تأثیر قرار می دهند بحث خواهیم کرد.

عواملی نظیر نرخ بهره، سیاست های پولی و گزارش های اقتصادی که تکان دهنده بازار هستند.

تحلیل بنیادی چیست؟ (هرآنچه باید در مورد این تحلیل بدانید)

تحلیل بنیادی در بورس

خرید و فروش مستقیم در بازارهای مالی به دانش تحلیل نیاز دارد. اگر کسی بدون تحلیل دست به معامله در بازارهایی چون بورس، طلا، ارز یا رمزارزها بزند، مانند این می‌ماند که تیری را در تاریکی پرتاب کند. با این حساب، امکان به هدف خوردن تیر یک در هزار خواهد بود. دو نوع تحلیل اصلی وجود دارد که معامله‌گران در بازارهای مالی با کمک این تحلیل‌ها دست به ترید زده و سودهای قابل توجهی را نصیب خود می‌کنند. تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال، دو نوع تحلیلی هستند که هر معامله‌گر باید بر یکی یا هردوی آن‌ها مسلط باشد تا بتواند به سود برسد. در این مطلب به صورت جامع به بررسی تحلیل بنیادی می‌پردازیم و سپس آن را با تحلیل تکنیکال مقایسه می‌کنیم. با ما همراه باشید تا شما نیز به شیوه تحلیل مورد علاقه خود پی ببرید.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی یا «Fundamental Analysis» تحلیلی است که بر مبنای ارزش حقیقی بازار انجام می‌شود. برای مثال، تحلیل بنیادی در بورس، باید بر پایه‌ی ارزش ذاتی سهام انجام شود. یعنی یک تحلیل‌گر بنیادی یا فاندامنتال، با بررسی تمام عوامل دخیل در تعیین نرخ سهام، به ارزش ذاتی یک سهم در بازار پی برده و خرید یا فروش خود را بر پایه‌ی آن ارزش انجام می‌دهد.

ممکن است کسی تنها از روی نمودارها و خبرهای روز، به صعودی بودن یک بازار اعتماد کرده و معامله‌ای را استارت بزند. اما اخبار سیاسی و اقتصادی تنها به‌صورت موقت بر روند بازار تأثیر می‌گذارند. اگر کسی خواهان معامله براساس اطلاعات حقیقی و ارزش واقعی یک بازار باشد، از تحلیل فاندامنتال استفاده می‌کند. این تحلیل را می‌توان کامل‌ترین نوع تحلیل در نظر گرفت و به کمک آن تمام جزئیات مربوط به هر بازاری را به دقت بررسی کرد. هیچ تحلیلی نمی‌تواند به اندازه فاندامنتال دقیق و اصولی باشد. بنابراین اگر شما هم خواهان تجربه‌ی یک تحلیل جانانه در مورد بازار موردنظر خود هستید، فراگیری این تحلیل را آغاز کنید.

چرا تحلیل بنیادی اهمیت دارد؟

برای خیلی از معامله‌گران، بورس دقیقاً مانند یک قمارخانه است که در آن با شانس خود معامله می‌کنند و به همین‌صورت گاهی می‌برند و گاهی هم می‌بازند. وقتی تیرها در تاریکی پرتاب می‌شوند، طبیعی است که بورس و بازارهای دیگر با کازینوها اشتباه گرفته شوند. تشکیلات اقتصادی و بازارهای بزرگ نمی‌توانند از روی شانس به معامله‌گران خود سود یا زیان برسانند. چیزی که باعث می‌شود تا معامله‌گران از این فضای مبتنی بر شانس و اقبال فاصله بگیرند، تحلیل فاندامنتال است. تحلیلی که می‌تواند ارزش حقیقی یک بازار را برای شما مشخص کند.

می‌توان وجه اهمیت تحلیل فاندامنتال را در دقت و اطلاعات وسیع آن جستجو کرد. شما در مورد وضعیت هر شرکتی شک و شبهه داشته باشید، تنها کافیست با ترفندهای این نوع از تحلیل، تمام موارد دخیل در قیمت‌گذاری سهام آن شرکت را بررسی کنید تا بتوانید فراتر از شایعات، اخبار و روندهای موقت آن به موقعیت آن شرکت نگریسته و تصمیمات تعیین‌کننده‌تری بگیرید.

اهمیت تحلیل بنیادی در بورس

در تحلیل بنیادی بورس، چه بررسی‌هایی انجام می‌شود؟

تحلیل بنیادی را تحلیل اساسی، تحلیل ریشه‌ای و تحلیل پایه‌ای هم می‌گویند. دلیل این نامگذاری به ماهیت این نوع از تحلیل برمی‌گردد که در آن تمام عواملی که بر نرخ‌های بازار تأثیر می‌گذارد را بررسی می‌کنند. از جمله فاکتورهایی که در تحلیل فاندامنتال مورد بررسی دقیق قرار می‌گیرد، می‌توان موارد زیر را نام برد:

  • عوامل محیطی
  • عوامل مرتبط با صنعت
  • عوامل درونی شرکت
  • دوره گردش انبار
  • تیم مدیریت شرکت
  • اقتصاد کلان
  • میزان بدهی
  • جریان آزاد گردش نقدی
  • سایر عوامل

هر اطلاعاتی که بتواند چهره‌ی حقیقی یک شرکت را برای ما آشکار کند، می‌تواند یکی از عواملی باشد که برای تحلیل بنیادین مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این نوع تحلیل، تمام تلاش‌ها برای آن است که فریب شایعات را نخورید و بتوانید با دیدی باز و براساس ارزش حقیقی یک شرکت، سهام را خریداری کرده یا به فروش برسانید.

تحلیل فاندامنتال چه چیزهایی را مشخص می‌کند؟

تحلیل اساسی یا بنیادی، مقدار سلامت مالی شرکت‌ها را برای شما نمایان می‌کند؛ اما این تحلیل تارگت قیمتی دقیق را برای شما مشخص نمی‌کند، گاهی حتی ممکن است نتیجه این تحلیل در مورد برخی از قیمت‌ها منطقی به نظر نرسد. در واقع همیشه مدتی زمان می‌برد تا دیگران به ارزنده بودن سهام موردنظر شما پی ببرند. فاندامنتال صرفاً حقیقت‌ها و ارزش‌های ذاتی یک شرکت را برای شما مشخص می‌کند و نمی‌توان از آن برای دادن چشم‌اندازهای موقتی استفاده کرد. بنابراین بهتر است در آموزش تحلیل بنیادی این اصل را مورد توجه قرار دهید.

عوامل موثر بر تحلیل فاندامنتال

تحلیل‌گران بنیادی چگونه ترید می‌کنند؟

تصور کنید که یک تحلیل‌گر فاندامنتال یک شرکت را مورد بررسی قرار می‌دهد که سهام آن با قیمت ۳۰۰۰ تومان در بورس معامله می‌شود. پس از تحلیل‌ها مشخص می‌شود که هر سهم آن شرکت ۳۵۰۰ تومان ارزش دارد. در این حالت ارزش ذاتی آن سهام در بورس ۵۰۰ تومان بیشتر از نرخی است که با آن معامله می‌شود. در چنین صورتی تحلیل‌گر آن سهم را خریداری می‌کند. حالا تصور کنید که در بررسی یک شرکت دیگر که با نرخ ۴۰۰۰ تومان در بورس معامله می‌شود، طبق تحلیل‌ها مشخص شود که ارزش ذاتی هر سهم آن شرکت ۳۷۰۰ تومان است. در چنین حالتی تحلیل‌گر از خرید چنین سهمی که ارزش آن کمتر از مقداری است که در بازار معامله می‌شود، چشم‌پوشی می‌کند و اگر آن سهم را در پرتفوی خود داشته باشد نیز، آن را می‌فروشد.

تحلیل بنیادی چه تفاوتی با تحلیل تکنیکال دارد؟

گفتیم که دو نوع تحلیل اصلی بنیادی و تحلیل تکنیکال در بورس وجود دارد که بیشتر معامله‌گران برای فعالیت در بازارها از این دو تحلیل استفاده می‌کنند. در تحلیل بنیادی تمام عوامل تأثیرگذار بر قیمت مورد بررسی قرار می‌گیرد و سپس در مورد آن تصمیم‌گیری می‌شود؛ اما در تحلیل تکنیکال که یک تحلیل فنی است، تنها نمودارها و سابقه بازار مورد بررسی قرار می‌گیرد.

تحلیل‌گران تکنیکی با بررسی قیمت‌های گذشته‌ی یک سهم در بورس، در مورد حرکت‌های بعدی آن تصمیم‌گیری می‌کنند، چراکه معتقدند تاریخ در بازار تکرار شده و قیمت‌ها نیز در یک چرخه تکرار می‌شوند. در این نوع تحلیل هیچ بررسی بنیادی صورت نمی‌گیرد و صرفاً از نمودارهای دوره‌ای قیمت‌ها برای پیش‌بینی روند صعودی یا نزولی بودن بازار استفاده می‌شود.

تحلیل تکنیکال بهتر است یا فاندامنتال؟

بیشتر فعالان بورس و دیگر بازارهای مالی ترجیح می‌دهند تا از تحلیل تکنیکی استفاده کنند. ایشان بر این باورند که تحلیل فاندامنتال به زحمتی و وقتی که نیاز دارد، نمی‌ارزد. در واقع آن‌ها تحلیل تکنیکال را میانبری می‌دانند که می‌تواند آن‌ها را به نتایج بنیادی برساند. با وجود آن‌که نمی‌توان اهمیت تحلیل تکنیکی را نادیده گرفت، اما دقت آن در برابر فاندامنتال بسیار پایین‌تر است.

هرگز نمی‌توان به کمک تحلیل تکنیکال به نتایج فاندامنتال رسید. پس گاهی در شرایط رکودی که برای کل بازار پیش می‌آید و تمام قیمت‌ها به یکباره برخلاف تمام پیش‌بینی‌های انجام شده تغییر جهت می‌دهند، این فاندامنتال است که می‌تواند در بین مهی که بازار را فراگرفته، نقاط ارزشمند را روشن کند!

اگر یک تحلیل‌گر بر هردو استراتژی تکنیکی و فامندامنتال تسلط داشته باشد، در شرایط بحرانی و فوری با بررسی نمودارها، به پیش‌بینی‌ها تکنیکی موردنظرش دست می‌یابد و در شرایطی هم که وقت بیشتری در اختیار داشته باشد و حساسیت بیشتری در انتخاب سهام وجود داشته باشد، از فاندامنتال استفاده می‌کند. با این حساب هردوی این استراتژی‌ها در جای خود به معامله‌گران کمک می‌کنند تا بهترین تصمیم ممکن را بگیرند.

تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادی

تحلیل فاندامنتال و استفاده در بازارهای مالی

تقریباً در تمام بازارهای مالی موجود می‌توان از تحلیل فاندامنتال استفاده کرد، اما می‌توان گفت که تحلیل بنیادی در بورس جایگاه ویژه‌ای دارد. با توجه به اینکه هر کشور بازار بورس منحصر به خود را دارد و بیشتر مردم کشورها نیز در این بازارها فعالیت می‌کنند، تحلیل بنیادی در بورس گستردگی بیشتری دارد. این در حالی است که در بازارهایی چون کریپتو، فارکس و …. نیز از آن استفاده می‌شود. البته باید این نکته را در نظر داشت که مباحث تحلیل بنیادی در بازارهای مختلف کمی با هم تفاوت دارند، اما این محدودیت برای تحلیل تکنیکی وجود ندارد. یعنی اگر شما تحلیل تکنیکال را فرا بگیرید، در هر بازاری می‌توانید از آن استفاده کنید، اما به دلیل ماهیت متفاوتی که بازارهای مختلف دارند، نوع بررسی و جمع‌آوری اطلاعات آن‌ها در فاندامنتال تفاوت دارد. مثلاً نمی‌توان از ترفندهای بررسی مسائل مالی شرکت‌ها برای بررسی ارزهای دیجتال استفاده کرد!

سخن نهایی

مباحث تحلیل بنیادی برای هر معامله‌گری که قصد سود بردن دائم از بازارها را دارد، ضروری است. با توجه به ویژگی‌هایی که هر یک از تحلیل‌ها دارند، می‌توان به این نتیجه رسید که از تحلیل تکنیکی برای چشم‌اندازهای کوتاه‌مدت و از فاندامنتال برای تشخیص سهام ارزنده استفاده می‌شود. در این صورت بهتر می‌توان با بورس ارتباط برقرار کرده و موقعیت‌های آن را رصد کنید. آن‌گاه می‌توانید با خیال راحت سهام ارزنده را برای بلندمدت و سهام با ارزش کمتر را برای زمان‌های کوتاهتربرای سرمایه گذاری در بورس در نظر بگیرید.

آموزش تحلیل بنیادی به شما کمک می‌کند تا در کنار سایر ابزارهای تکنیکی به ارزش ذاتی سهام پی ببرید. برای آموزش این تحلیل می‌توانید از مباحث تحلیل بنیادی کارشناسان دلفین‌وِست استفاده کنید. یادتان باشد که ارتقای دانش تحلیلی، اصلی‌ترین عامل موفقیت در بازارهای مالی است. بنابراین از همین حالا شروع به یادگیری بیشتر در این زمینه کرده و آینده‌ی ترید درخشانی را برای خود رقم بزنید. سایت دلفین وست با شما همراه است تا بتوانید مراحل سرمایه گذاری را به صورت گام به گام پیش ببرید.

برای یادگیری “تحلیل بنیادی و تخمین سودآوری” مسیر زیر را به شما پیشنهاد می‌کنیم:

چگونه به کمک تحلیل بنیادی سهام خوب بخریم؟

چگونه به کمک تحلیل بنیادی سهام خوب بخریم؟

در ادامه، می‌خواهیم به این سوال پاسخ بدهیم که « تحلیل بنیادی چیست؟ » و راه‌های شناسایی سهام بنیادی در بازار را بررسی کنیم.

به گزارش برنا، فعالان بازار سرمایه همواره به‌ دنبال کسب سود از طریق سرمایه‌گذاری در بهترین شرکت‌ها هستند. برای تحقق این امر معامله‌گر باید از ابزارهای مختلفی برای شناخت سهام سودده استفاده کنند. تحلیل بنیادی یکی از این ابزارها است که از آن برای شناخت سهام خوب و پربازده استفاده می‌کنیم. در ادامه، می‌خواهیم به این سوال پاسخ بدهیم که « تحلیل بنیادی چیست؟ » و راه‌های شناسایی سهام بنیادی در بازار را بررسی کنیم.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی ابزارهایی برای شناخت وضعیت مالی و ارزش شرکت در اختیارمان می‌گذارد و در نهایت تعیین می‌کند که سهام شرکت موردنظر چقدر ارزش سرمایه‌گذاری دارد. تحلیل بنیادی در بورس ارزش سهام یک شرکت را با تمرکز بر عوامل اثرگذار بر تجزیه و تحلیل بنیادی چیست؟ کسب‌و‌کار بررسی می‌کند. تحلیل بنیادی به مواردی مانند: درآمد، سود، کیفیت مدیریت شرکت و . می‌پردازد.

تحلیل بنیادی از سه جنبه تحلیل اقتصادی، تحلیل شرکت و تحلیل صنعت تشکیل شده است؛ که در هر کدام عوامل متفاوتی را برای بررسی مدنظر قرار می‌دهند. برای مثال عوامل اثرگذار بر وضعیت اقتصاد در سطح جهانی و بومی توسط تحلیل اقتصاد کلان بررسی می‌شود. این موارد بر صادرات اثرگذار هستند و به این ترتیب روی کسب سود شرکت نیز تاثیرگذار خواهند بود. با توانایی پیش‌بینی وضعیت اقتصاد، عملکرد مثبت شما در سرمایه‌گذاری افزایش خواهد یافت.

تحلیل بنیادی در مقابل تحلیل تکنیکال قرار می‌گیرد. در تحلیل تکنیکال هدف تعیین جهت قیمت‌ها با تجزیه و تحلیل قیمت‌های گذشته بازار است. در صورتی که تحلیل بنیادی به دنبال تعیین ارزش ذاتی سهام با استفاده از عوامل بنیادی و عملکرد شرکت است.

منظور از سهام بنیادی چیست؟

حتما عبارت سهام بنیادی را بسیار شنیده‌اید. این دسته از سهام، سهام‌ شرکت‌هایی هستند که دارای عملکرد و سودسازی مطلوبی هستند. برای مثال شرکتی که طی ده سال سود سالیانه بسیار عالی شناسایی کرده و به صورت منظم سود آن رشد کرده باشد، عملکرد خوبی از خود به جای نگذاشته است؟ سهام این شرکت سهام بنیادی است. البته شناسایی سهام بنیادی تنها با بررسی یک گزینه انجام نمی‌شود. معیارهای مختلفی برای تشخیص سهم بنیادی وجود دارد که باید تمام آن‌ها را بررسی کنید.

شناسایی سهام بنیادی در بازار چگونه انجام می‌شود؟

شما به عنوان یک معامله‌گر موفق که قصد استفاده از تحلیل بنیادی را برای انتخاب سهم خوب دارد، در قدم اول باید تحلیل بنیادی را بشناسید. بعد از آن باید بتوانید صنعت پیشگام را مشخص کنید تا بین شرکت‌هایی که در این صنعت فعال هستند، بهترین شرکت را با بررسی و تحلیل برای سرمایه‌گذاری انتخاب کنید.

سهام بنیادی در تمام گروه‌ها وجود داشته و نیاز دارند تا با بررسی آن‌ها را بشناسید و در زمان مناسب در آن‌ها سرمایه‌گذاری کنید. به طور کلی شرکت‌هایی که صادرات محصول مداوم یا طرح توسعه‌ای خوبی دارند در دسته سهام‌ بنیادی قرار می‌گیرند.

در نهایت می‌توان گفت که سهم بنیادی، سهمی است که ارزش ذاتی آن از قیمت بازاری‌اش بیشتر است. این دسته از شرکت‌ها میزان فروشِ در حال رشد و درآمد خوبی دارند که باعث می‌شود به‌طور مرتب، گزارش‌های عالی را منتشر کنند.

برای سرمایه‌گذاری بلند مدت در بورس، بهتر است با تحلیل بنیادی سهام خوب و با ارزش را پیدا و انتخاب کنید و در نهایت با تحلیل تکنیکال بهترین قیمت یا بهترین نقطه ورود به آن را بیابید.

نکاتی درباره تحلیل بنیادی

در زمان‌هایی که سهم برای اولین بار عرضه می‌شود، تحلیل تکنیکال نمی‌تواند کارایی داشته باشد. همانطور که عنوان کردیم تحلیل تکنیکال از نمودار قیمت سهم استفاده می‌کند اما در زمان عرضه اولیه عملا سابقه و نمودار قیمتی برای سهم وجود ندارد. در این موارد تحلیل بنیادی با بررسی عواملی در شرکت مانند: وضعیت مالی و سودآوری شرکت، محصولات تولیدی، چشم‌انداز رشد بازار، تیم مدیریتی، وضعیت تامین‌کنندگان شرکت و … وضعیت شرکت را برای سرمایه‌گذاری بررسی می‌کند.

در نظر داشته باشید که نتیجه تحلیل‌ها چه تحلیل بنیادی و چه تحلیل تکنیکال تضمینی نیستند. تحلیل‌ها تنها می‌توانند ریسک انجام معاملات را کمتر و از انجام سرمایه‌گذاری‌ بدون دلیل و منطق در هر سهمی جلوگیری کنند اما تضمینی صد درصدی برای موفقیت معامله‌گران وجود ندارد.

تحلیل بنیادی از آن جهت که سرمایه‌گذار در شرکتی سرمایه‌گذاری خواهد کرد که از قبل بر آن اشراف کامل اطلاعاتی پیدا کرده است، بسیار به موفقیت در معاملات کمک خواهد کرد.

تسلط بر تحلیل بنیادی شرکت‌ها نیاز به زمان و انرژی زیادی دارد چون بررسی گزارش‌ها و اطلاعات هر شرکت به دقت بسیاری احتیاج دارد. بنابراین به صبر و حوصله بیشتری نیاز دارد.

تحلیل بنیادی هیچ اطلاعات خاصی از زمان مناسب ورود به سهم و یا زمان خروج از آن نمی‌دهد. به همین دلیل باید در کنار تحلیل بنیادی از روش‌ تحلیل تکنیکال و مهارت تابلوخوانی نیز کمک گرفت و بهترین نقطه برای ورود و خروج را انتخاب کرد.

سخن آخر

تحلیل بنیادی وضعیت بنیادی شرکت و ارزشمندی آن را از راه مقایسه قیمت فعلی سهم با قیمت ذاتی آن بررسی می‌کند. معمولا اشخاصی که دید بلندمدت سرمایه‌گذاری دارند و قصد دارند تا یک سهم را خریداری و به مدت طولانی نگهداری کنند، از روش تحلیل بنیادی استفاده می‌کنند اما تخصص و آموزش در تحلیل بنیادی حرف اول را می‌زند. برای یادگیری تحلیل بنیادی، می‌توانید در دوره‌های آموزش بورس کارگزاری آگاه شرکت کنید.

تحلیل بنیادی که تخصصی انجام شود به سرمایه‌گذار کمک می‌کند که شرکت‌های ارزشمند و دارای آینده روشن را شناسایی کند. بنابراین این روش در رسیدن به درکی عمیق از کسب‌و‌کارها نیز به شما کمک می‌کند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا