گزینه های باینری

مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) مطالعهٔ اطلاعات تاریخی بازار شامل قیمت و حجم است. با استفاده از اطلاعاتی در زمینهٔ روان‌شناسی بازار (market psychology)، اقتصاد رفتاری (behavioral economics) و تحلیل مقداری (quantitative analysis) تحلیل‌گران تکنیکال از عملکرد گذشته قیمت‌ها برای پیش‌بینی رفتار آیندهٔ بازار استفاده می‌کنند.

مقایسه تحلیل تکنیکال و فاندامنتال یا بنیادی در بازارهای مالی

یک بحث بزرگ در مورد اینکه کدام نوع تحلیل برای یک معامله گر بهتر است وجود دارد. آیا بهتر است یک معامله گر فاندامنتال یا بنیادی کار باشد و یا یک معامله گر تکنیکال باشد؟ در این مقاله، ما بررسی خواهیم کرد که تفاوت بین این دو نوع معامله گران چیست و کدام بخش از اطلاعات معامله گران بازارهای مالی به ویژه به دنبال آن هستند. با این مقایسه بین تحلیل تکنیکال و بنیادی می‌توانید دید بهتری از این دو موضوع داشته باشید.

مقایسه تحلیل تکنیکال در مقایسه با تجزیه و تحلیل بنیادی

تجزیه و تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

تجزیه و تحلیل بنیادی شامل ارزیابی رفاه اقتصادی یک کشور و به تبع ارز آن است. این به حرکات قیمت ارز توجه نمی کند. در عوض، معامله گران فارکس اساسی برای تعیین قدرت یک ارز خاص از نقاط داده استفاده می کنند.

معامله گر بازاری مثل فارکس تورم آن کشور، تورم بازرگانی، تولید ناخالص داخلی، رشد اقتصادی و حتی نرخ بهره بانک مرکزی آن را تحلیل خواهد کرد.

در زیر یک مثال از یک تقویم اقتصادی است که معامله گران فاندامنتال کار می توانند با آخرین نسخه های داده ها به روز شوند. در هر روز داده های زیادی از اخبار و موارد دیگر منتشر می شود که به همین دلیل است که معامله گران باید نحوه فیلتر کردن تقویم های اقتصادی را برای نمایش اطلاعات مربوطه بدانند.

مقایسه تحلیل تکنیکال و فاندامنتال یا بنیادی در بازارهای مالی

با ارزیابی روند نسبی و سایر داده ها، یک معامله گر در حال تحلیل وضعیت سلامت نسبی اقتصاد آنکشور است و اینکه آیا حرکت آینده ارز این کشور چگونه است تا آن را معامله کند.

جدول زیر خلاصه ای از اثرات کلی است که داده های مختلف اقتصادی بر قدرت یک ارز می گذارند. با این حال، این موارد تضمین شده نمی باشند، زیرا عوامل بسیاری وجود دارد که بر حرکت های یک ارز و سهام تاثیر می گذارد.

مقایسه تحلیل تکنیکال و فاندامنتال یا بنیادی در بازارهای مالی

* كشورهاي توسعه يافته به عنوان يك شاخص اقتصادي رو به رشد، از تورم متوسط برخوردار هستند. کشورهای در حال توسعه تورم را کاهش یا حفظ می کنند به عنوان یک آمار مثبت، زیرا این امر قیمت ها را در چک نگه می دارد.

تجزیه و تحلیل تکنیکال

تجزیه و تحلیل تکنیکال شامل تشخیص الگو در نمودار قیمت است. معامله گران تکنیکالی به دنبال مدل های قیمت مانند مثلث، پرچم ها، و دو پایه هستند. بر اساس الگو، یک معامله گر نقاط ورود و خروج را تعیین می کند.

در زیر نمونه ای از الگوی نمودار است – الگوی دو بعدی. بازار قبل از ایجاد یک کمیته جدید، کمترین قیمت را می دهد، و پس از آن روند حرکت به سمت بالا حرکت می کند. معامله گران تکنیکالی به دنبال کاهش ضرر و زیان در آخرین (پایین ترین) می باشند و منتظر می مانند که بازار قبل از قرار دادن معاملهطولانی، بالاترین و بالاترین سطح را ایجاد کند.

مقایسه تحلیل تکنیکال و فاندامنتال یا بنیادی در بازارهای مالی

یک تکنسین فارکس و بازارهای مالی، اقدامات قیمت، روند، حمایت و سطح مقاومت در نمودار را ارزیابی خواهد کرد. بسیاری از الگوهای استفاده شده در تجزیه و تحلیل فنی بازار فارکس را می توان به بازارهای دیگر نیز استفاده کرد.

علاوه بر این، معامله گران از اندیکاتورها و نوسانگرها استفاده می کنند که در تجزیه و تحلیل بازارهای ارز خارجی به نمودار قیمت اضافه می شوند. میانگین متحرک، Bollinger Bands، MACD، شاخص قدرت نسبی (RSI) و تصادفی، بعضی از ابزارهای رایج در جعبه ابزار معامله گران هستند. اندیکاتور ها توسط معامله گران فنی ترجیح داده می شوند زیرا این ابزار ها برای استفاده و ارائه سیگنال های واضح آسان هستند.

مزایای تجزیه و تحلیل تکنیکال

تجزیه و تحلیل تکنیکاا شامل “جادوی سیاه” است که بسیاری از بنیادگرایان آن را ادعا می کنند. شروع به تجزیه و تحلیل فنی می توان با ارزیابی جهت و قدرت روند به سرعت انجام شود. معامله گران از روند تحلیل استفاده می کنند تا به آنها کمک کند که کدام سهام و ارز را برای معامله و جهت تجارت آن مناسب است.

در زیر، نمونه ای از این است که چگونه یک معامله گر فنی این روند 6000 پیپ را جایی که AUD نسبت به یک یورو بسیار ضعیف (به همین دلیل است که جفت ارز حرکت می کند) شناسایی کرد. علاوه بر این، واضح است که می بینیم که جفت ارز در جهت رو به کاهش است. معامله گران از سطوح کلیدی، سطوح پشتیبانی و مقاومت و شاخص ها برای شناسایی روند و با دقت استفاده می کنند.

معامله گران فاندامنتالی، انتشارات داده های اقتصادی را کنترل می کنند، و بسیاری از این کارها را با قصد معامله با اخبار انجام می دهند. ضروری است که معامله گران هنگام انجام این کار به مدیریت ریسک صحیح بپردازند، زیرا نوسانات می تواند بلافاصله پس از انتشار اخبارمهم افزایش یابد.

معامله گران تکنیکالی دارای سبک و استراتژی متفاوتی هستند. این را به طور کامل بررسی کنید تا ببینید که آیا این نوع تحلیل برای شخصیت شما مناسب است یا خیر.

تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل بنیادی و تکنیکال دو مکتب یا دو شاخهٔ اصلی‌ای هستند که در بازارها مورد استفاده قرار می‌گیرند. اما این دو تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند.

سرمایه‌گذاران و معامله‌گران از هر دوی این روش‌ها برای تحقیق و پیش‌بینی قیمت‌های آیندهٔ بازار سهام استفاده می‌کنند. مانند هرگونه استراتژی سرمایه‌گذاری یا فلسفهٔ سرمایه‌گذاری، هر دوی این روش‌ها دارای مدافعان و مخالفان خود می‌باشند.

تحلیل بنیادی

تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل بنیادی هر چیزی را که بر روی قیمت یک اوراق بهادار اثر می‌گذارند را مطالعه می‌کند، از عوامل اقتصاد کلانی مانند وضعیت اقتصادی یک کشور تا وضعیت صنایع و همچنین عوامل اقتصاد خرد مانند تأثیرات مدیریت شرکت‌ها. هدف نهایی تحلیل بنیادی، رسیدن به رقمی ‌است که ‌سرمایه‌گذار بتواند آن را با قیمت کنونی سهم در بازار مقایسه کند و ارزیابی کند که قیمت سهم بیش از ارزش ذاتیش قیمت گذاری شده و یا این که کمتر از ارزش ذاتیش قیمت دارد.

تحلیل بنیادی (fundamental analysis) به بررسی سهام برای به‌دست آوردن ارزش ذاتی (intrinsic value) آن‌ها می‌پردازد.

تحلیل بنیادی همهٔ مسائل از اقتصاد کلی تا شرایط صنایع و قدرت مالی و مدیریتی شرکت‌ها را می‌سنجد. درآمدها (earnings)، هزینه‌ها (expenses)، دارایی‌ها (assets) و بدهی‌ها (liabilities) همگی توسط یک تحلیل‌گر بنیادی به‌دقت مورد بررسی قرار می‌گیرند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال چیست؟» دیدن نمایید.

تحلیل تکنیکال

تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) مطالعهٔ اطلاعات تاریخی بازار شامل قیمت و حجم است. با استفاده از اطلاعاتی در زمینهٔ روان‌شناسی بازار (market psychology)، اقتصاد رفتاری (behavioral economics) و تحلیل مقداری (quantitative analysis) تحلیل‌گران تکنیکال از عملکرد گذشته قیمت‌ها برای پیش‌بینی رفتار آیندهٔ بازار استفاده می‌کنند.

تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی فرق می‌کند. در این نوع از تحلیل، معامله‌گران سعی می‌کنند که فرصت‌های معاملاتی را با بررسی وضعیت و آمار روند، مانند حرکات در قیمت دارایی و حجم‌های معاملاتی پیدا کنند.

فرضیهٔ اصلی در این تحلیل این است که تمامی موارد بنیادی از پیش در قیمت سهام لحاظ شده‌اند، بنابراین دیگر نیازی به توجه زیاد به آن‌ها نیست.

تحلیل‌گر تکنیکال سعی نمی‌کند که مقدار ارزش ذاتی یک دارایی را اندازه‌گیری کند، بلکه آن‌ها از نمودار سهام برای یافتن الگوها و روندهایی که به آن‌ها در پیش‌بینی قیمت سهم در آینده کمک می‌کنند، استفاده می‌کنند.

سیگنال‌های محبوب تحلیل تکنیکال شامل میانگین‌های متحرک ساده (Simple Moving Averages – SMAs)، سطوح حمایتی و مقاومتی (support and resistance levels)، خطوط روند (trendlines) و اندیکاتورهای شتاب حرکت قیمت (momentum indicators) می‌باشند.

نکتهٔ مهم: تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال دو شاخه اصلی بررسی بازار به شمار می‌رود.

میانگین‌های متحرک ساده

میانگین‌های متحرک ساده اندیکاتورهایی هستند که با میانگین‌گیری از قیمت‌های روزانه در طی یک بازهٔ زمانی مشخص، به ارزیابیِ جهت روند سهم کمک می‌کنند. سیگنال‌های خرید و فروش زمانی ‌که میانگین متحرک کوتاه‌مدت میانگین متحرک بلندمدت را به سمت پایین قطع می‌کند، صادر می‌شود.

برای آشنایی با میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال مقاله آموزشی «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

سطوح حمایتی و مقاومتی از تاریخچهٔ اطلاعات قیمت استفاده می‌کنند. سطوح حمایتی به مناطقی گفته می‌شود که خریداران در آن نقاط وارد بازار شدند.

سطوح مقاومتی به مناطقی گفته می‌شود که قیمت پس از رسیدن به آن‌ها، فروشندگان را مجبور کرده است تا به بازار وارد شوند. افرادی که از سطوح حمایتی و مقاومتی استفاده می‌کنند به دنبال خرید در مناطق حمایتی و فروش در مناطق مقاومتی می‌باشند.

خطوط روند شبیه به مناطق حمایتی و مقاومتی می‌باشند، از آنجایی که آن‌ها نقاط مشخص ورود و خروج از بازار را تعیین می‌کنند. هر چند، تفاوت آن‌ها در این است که طرح این خطوط بسته به عملکرد قیمت در گذشته، متفاوت می‌باشد.

آن‌ها معمولاً زمانی استفاده می‌شوند که قیمت یک سهم در حال تشکیل سقف‌های تازه و یا کف‌های تازه‌ای است و هیچ تاریخچهٔ قیمتی در آن نواحی بازار وجود ندارند.

تعدادی از اندیکاتورهای ساخته‌شده بر پایهٔ سرعت حرکات قیمت وجود دارند که از آن‌ها می‌توان به اندیکاتور باند بولینگر (Bollinger bands indicator)، اندیکاتور جریان پول چایکین (Chaikin Money Flow)، استوکاستیک‌ها (Stochastics) و اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین‌های متحرک (Moving Averages Convergence Divergence – MACD) اشاره کرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اندیکاتور هم‌گرایی-واگرایی میانگین‌های متحرک می‌توانید از مطلب آموزشی «اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین متحرک – مکدی – در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

هر یک از این اندیکاتورها دارای فرمول محاسباتی مختص به خود بوده و براساس شاخصه‌هایی که در نظر می‌گیرند، سیگنال‌های خرید یا فروش صادر می‌کند. اندیکاتورهای شتاب حرکت قیمتی بیشتر در بازارهای رِنج (range bound) و یا بدون روند (trendless markets) به‌کار می‌رود.

نکات کلیدی:

  • تحلیل بنیادی با بررسی اطلاعات به‌دنبال یافتن ارزش ذاتی سهم می‌باشد.
  • تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی متفاوت است و در این نوع تحلیل معامله‌گران سعی می‌کنند تا روندها را یافته و از اطلاعات قیمتی و حجم معاملاتی بازار استفاده کنند.
  • هر دو روش برای تحقیق، بررسی و پیش‌بینی روند حرکت قیمت در آینده مورد استفاده قرار می‌گیرند.

برای آشنایی با استراتژی های تحلیل تکنیکال و یادگیری دیگر شاخه‌های مربوط به آن پیشنهاد می‌کنیم حتما از «درخت یادگیری» دیجی کوینر دیدن نمایید.

تحلیل تکنیکال یا بنیادی؛ کدام سود بیشتری به سرمایه‌گذاران بورس می‌رساند؟

تحلیل تکنیکال یا بنیادی؛ کدام سود بیشتری به سرمایه‌گذاران بورس می‌رساند؟

یک کارشناس بازار سرمایه گفت: انتخاب نوع تحلیل و رویکرد مهم نیست، آن چیزی که ارزش دارد خروجی و بازده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رادار اقتصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ پیمان مولوی کارشناس بازار سرمایه در رابطه با تحلیل تکنیکال و بنیادین گفت: اولین نکته مهم برای معامله، داشتن تحلیل است و باید به این نکته توجه کنیم که هیچ کدام از این تحلیل ها بر دیگری برتری ندارند، بلکه مهم خروجی است که افراد با این تحلیل ها به دست می آورند.

این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: در تحلیل تکنیکال سرمایه‌گذاران با بررسی نمودار سهم و پیدا کردن الگوهای تکرار شونده در گذشته قیمت سهام شرکت، اقدام به خرید و فروش می‌کنند. اما در تحلیل بنیادین، تحلیلگر با بررسی صورت‌های مالی شرکت و پیش‌بینی روند سودآوری بنگاه با توجه به شرایط کلان اقتصادی، قیمت‌های جهانی، وضعیت صنعت و بسیاری دیگر از عوامل موثر، اقدام به سرمایه گذاری می‌کند.

مولوی عنوان کرد: افراد دو دسته هستند معامله گر و سرمایه گذار که معامله گران بیشتر رویکرد کوتاه مدت و تکنیکال دارند ولی سرمایه گذاران بیشتر رویکرد بنیادین دارند و با توجه به این رویکردها دست به انتخاب می زنند.

افق زمانی تکنیکالیست ها کوتاه مدت است

مولوی در رابطه با تفاوت تحلیل تکنیکال و بنیادین گفت: سهامدارانی که به سمت تحلیل تکنیکال می آیند بیشتر بر روی معاملات روزانه تمرکز می کنند. اما در تحلیل بنیادین افراد معمولا افق زمانی بلند تری را مد نظر قرار می دهند.

وی ادامه داد: در ایران چیزی که تحت عنوان تحلیل تکنیکال شناخته می شود ساده است. ولی در کشورهای پیشرو مالی تحلیل تکنیکال به سمت معامله الگوریتمی در حال حرکت است و بیشتر معاملات به سمت هوش مصنوعی می روند که معمولا انسان در این طور معاملات کمترین نقش را ایفا می کند.

مولوی تشریح کرد: تحلیل بنیادین عمق بسیار خوبی دارد، ولی در تحلیل تکنیکال سهامداران یادگیری نسبی از مبانی دارند. تحلیل بنیادین نیازمند تخصص و دانش کافی است و فردی که می خواهد دست به این تحلیل بزند، باید اقتصاد کلان بداند و توانایی بررسی شرکت ها از نظر مالی را داشته باشد. بنابراین افراد در تحلیل بنیادین کار نسبتا دشواری دارند.

وی ادامه داد: برای مثال اگر در سال ۹۹ گفته های تعدادی از کارشناس های تکنیکالیست را نگاه کنیم متوجه می شویم که ریزش بازار را پیش بینی نکرده بودند این در حالی است که افرادی که تحلیل بنیادین می دانستند به سهامداران گوشزد می کردند که حد ضرر برای خود مشخص کنند.

این کارشناس بازار سرمایه بیان کرد: تحلیل تکنیکال نسبت به بنیادین تحلیل سطحی تری است و چون بنیادین عمق بسیاری دارد بسیاری از سهامداران به سمت این تحلیل حرکت نمی کنند، که این مسئله فقط به کشور ما محدود نمی شود.

بازده مهم است نه رویکرد!

این کارشناس بازار سرمایه در رابطه با بازده گفت: بازده ای که افراد به دست می آورند مهم است، نه رویکردی که افراد در رسیدن به این بازده انتخاب می کنند. فرقی نمی کند تکنیکالیست باشیم یا بنیادین، بلکه هدف همه سهامداران ایجاد حداکثر بازده است.

وی ادامه داد: وارن بافت یکی از بزرگترین ثروتمندان و سرمایه‌گذاران بورس در جهان، بیشتر رویکرد بنیادین دارد ولی از الگوریتم های معاملاتی نیز استفاده می کند و این گفته که همه چیز تکنیکال است یا بنیادین درست نیست. بلکه رویکرد تلفیقی بر اساس سه دیدگاه رشدی، ارزشی و شاخصی مهم است.

مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی

در تحلیل بنیادی، سرمایه‌گذارانی که مستقیماً نسبت به خرید یا فروش سهام شرکت‌ها اقدام می کنند، باید قبل از انتخاب سهام شرکت شرایط و وضعیت آن شرکت را با‌دقت و به‌ صورت جامع، مورد تحلیل و بررسی قرار دهند.

در حالیکه تحلیل تکنیکال، یک روش محاسباتی برای شناسایی روند قیمت هست و سعی می کند آینده قیمت را بر اساس اطلاعات گذشته پیش بینی کند، بنابراین یک سرمایه‌گذار موفق باید قدرت تحلیل بالایی داشته باشد.

چگونه یک سهم را تحلیل کنیم؟

دو شیوه اصلی برای تحلیل سهام شرکت ها در بورس مطرح است:

  • تحلیل بنیادی
  • تحلیل تکنیکال

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل گر بنیادی دلیل تحرکات قیمت را از میان داده های مالی و اخبار شرکت ها تشخیص می دهد و از آن برای سرمایه گذاری مناسب استفاده می کند.

تحلیل گر بنیادی در جستجوی عدم تعادل بین ارزش ذاتی و قیمت فعلی سهام شرکت است اگر تحلیل گر به نتیجه ای برسد که قیمت فعلی سهم از ارزش ذاتی آن کمتر است، آن سهم را برای سرمایه‌گذاری مناسب با داشتن شرایطی ارزیابی می‌کند. که یک موقعیت با پتانسیل سودآوری خوب محسوب می شود. به همین دلیل به روش تحلیل بنیادی، تحلیل پایه‌ای و یا اساسی هم گفته می شود.

در روش بنیادی سرمایه‌گذار عوامل اثرگذار اصلی بر قیمت سهام شرکت را مورد بررسی قرار داده و بر اساس آن، تصمیم‌گیری می‌کند که آیا سهام این شرکت برای سرمایه‌گذاری مناسب است یا خیر؟

به‌طورکلی عوامل تاثیرگذار بر قیمت سهام یک شرکت سه دسته هستند:

  • عوامل محیطی یا کلان
  • عوامل مرتبط با صنعت
  • عوامل درونی شرکت

در تحلیل بنیادی، سرمایه‌گذار پس از بررسی و تحلیل سه عامل فوق، ارزش واقعی یا ذاتی سهام آن شرکت را تعیین می‌کند. سپس با مقایسه ارزش ذاتی سهام آن شرکت با قیمت فعلی آن در بورس، در خصوص خرید، فروش یا نگهداری آن سهم به شرح ذیل تصمیم‌گیری می‌کند.

۱- اگر از دید سرمایه‌گذار، ارزش ذاتی سهم از قیمت فعلی آن سهم در بورس بیشتر باشد، آن سهم امکان رشد بیشتری دارد و مناسب برای خرید است.

۲- اگر از دید سرمایه‌گذار، ارزش ذاتی سهم از قیمت فعلی آن سهم در بورس کمتر باشد، نه‌تنها برای خرید مناسب نیست، بلکه اگر سرمایه‌گذار چنین سهمی را داشته باشد، بهتر است آن را بفروشد.

۳- اگر از دید سرمایه‌گذار ارزش ذاتی سهم با قیمت فعلی آن در بورس برابر است، خرید یا فروش آن، سودی برای سرمایه‌گذار ندارد.

با یک مثال سه حالت فوق را شرح می دهیم، فرض کنید سهام یک شرکت در حال حاضر با قیمت ۲۰۰ تومان معامله می‌شود. سرمایه‌گذار با استفاده از روش تحلیل بنیادی ارزش ذاتی یا واقعی سهام شرکت را محاسبه کرده و به این نتیجه می رسد که هر سهم این شرکت حداقل ۲۵۰ تومان ارزش دارد. در این صورت، سرمایه‌گذار نسبت به خرید سهام شرکت اقدام می‌کند، زیرا قیمت فعلی سهام این شرکت در مقایسه با ارزش واقعی آن حداقل ۵۰ تومان ارزانتر است.

حال اگر در همین مثال، سرمایه‌گذار پس از تحلیل قیمت سهام این شرکت به نتیجه ای برسد که مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی سهام شرکت بیشتر از ۱۵۰ تومان ارزش ندارد، از خرید سهام شرکت خودداری می‌کند و اگر این سهم را در سبد سرمایه‌گذاری خود داشته باشد، آن را خواهد فروخت. و در نهایت اگر سرمایه گذار به این نتیجه برسد که ارزش واقعی یا ذاتی هر سهم این شرکت ۲۰۰ تومان است و تفاوتی بین ارزش واقعی و قیمت سهام شرکت وجود ندارد، خرید یا فروش این سهام هیچ‌گونه سودی را نصیب سرمایه‌گذار نخواهد کرد. زیرا سهم به قیمت واقعی در بورس معامله می‌شود.

شایان ذکر است عوامل اثرگذار بر قیمت سهام شرکت‌ها، همواره دست‌خوش تغییر است. و ارزش واقعی سهام شرکت‌ها نیز به‌صورت مستمر در حال تغییر بوده بنابراین، سرمایه‌گذارانی موفق‌تر هستند که زودتر از دیگران، تبعات ناشی از تغییر عوامل مؤثر بر قیمت سهم را تحلیل و ارزش واقعی سهم را ارزیابی کنند.

۲ قانون طلائی تحلیل بنیادی:

۱ – قیمت سهام خود را در طولانی مدت اصلاح می‌کند.
۲ – شما می‌توانید سهمی که قیمت بازار آن از ارزش واقعیش کمتر است را خریداری کنید و منتظر بمانید تا قیمت بازار سهم به ارزش ذاتی آن برسد.

تحلیل تکنیکال چیست؟

دومین روش تجزیه ‌و تحلیل سهام در بورس، شیوه تکنیکال است. سرمایه‌گذارانی که از روش تحلیل تکنیکال برای ارزیابی و تحلیل قیمت سهام استفاده می‌کنند بر این باورند که با بررسی روند و نوسانات قیمت یک سهم در گذشته، می‌توانند قیمت آن سهم را در آینده پیش‌بینی کنند. و این جمله معروف بسیار به‌کاربرده می‌شود که «گذشته، چراغ راه آینده است».

تحلیل گران تکنیکال با استفاده از نمودارها و رابطه‌های ریاضی، روند قیمت آینده سهم را بر اساس نوسانات گذشته قیمت آن سهم، پیش‌بینی می کنند و درصورتی‌که به این نتیجه برسند که قیمت سهم در آینده، در مقایسه با قیمت فعلی آن در بورس افزایش قابل قبولی خواهد داشت، نسبت به خرید آن سهم اقدام می‌کنند. و اگر نمودارها بیانگر کاهش قیمت سهم در آینده باشد، سرمایه‌گذاران، سهام شرکت مذکور را خواهند فروخت.

به‌عنوان‌مثال، فرض کنید قیمت سهام یک شرکت در حال حاضر ۱۵۰ تومان است. درصورتی‌که تحلیل‌های تکنیکال بیانگر آن باشد که قیمت سهام این شرکت تا سه ماه آینده به ۱۸۰ تومان خواهد رسید، سرمایه‌گذار اقدام به خرید آن سهم می‌کند، زیرا با این کار می‌تواند در این مدت ۳۰ تومان سود بدست آورد. اما اگر تحلیل تکنیکال قیمت سهام این شرکت را به ۱۲۰ تومان تا سه ماه آینده کاهشی دیده باشد، سرمایه‌گذار نه‌تنها از خرید سهام این شرکت صرف‌نظر می‌کند، بلکه اگر در سبد سهام خود این سهم را داشته باشد، هرچه سریع‌تر آن را خواهد فروخت؛ زیرا با این کار جلوی ضرر ۳۰ تومانی به ازای هر سهم گرفته می‌شود.

بنابراین تحلیل تکنیکال مطالعه رفتارهای بازار با استفاده از نمودارها و با هدف پیش‌بینی آینده روند قیمت‌ها می‌باشد. رفتار قیمت همواره در تحلیل تکنیکال نقش اصلی را دارد و رفتار حجم معاملات نیز تکمیل کننده این اصل می‌باشد.

۱- همه چیز در قیمت خلاصه شده است

به موجب این اصل، برای تحلیل بازار باید فقط قیمت را بررسی کنیم زیرا قیمت نهایی مورد توافق میان معامله‌گران، از تمامی مؤلفه‌های اقتصادی، سیاسی و… تأثیر پذیرفته و تحلیل آن به اندازه بررسی تمام عوامل بنیادی مرتبط خواهد بود. و در این مبحث به این نتیجه می‌رسیم که یک تحلیل‌گر تکنیکال به نوعی مباحث فاندامنتال و بنیادی را مورد مطالعه قرار می دهد.

۲- تحرکات قیمتی، روند مشخصی دارند

در واقع داو معتقد بود قیمت به روند نزولی یا صعودی خود ادامه می‌دهد، مگر این‌که سایر عوامل بیرونی منجر به تغییر جهت بازار شوند. نظریه ثابت شده‌ای وجود دارد که می‌گوید قیمت ها تمایل دارند روند فعلی خود را حفظ کنند، به جای آنکه تغییر جهت دهند. این اصل به نوعی، بیان دیگری از قانون اول نیوتن درباره حرکت است.

۳- تاریخ قابل تکرار است

بخش بزرگی از مباحث تحلیل تکنیکال و مطالعه رفتارهای بازار، مشابه روانشناسی در انسان‌ها می‌باشد .در واقع این احتمال وجود دارد که افراد در صورت وقوع شرایط مشابه، بر مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی اساس ادراک و داده‌های ذهنی قبلی خود واکنش مشترک و قابل پیش‌بینی از خود نشان می دهند.

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال چیست؟

سرمایه‌گذاران از زمان بوجود آمدن بازارهای مالی تاکنون همواره سعی داشته‌اند، با استفاده از روش‌های مختلف آینده این بازارها را پیش‌بینی کنند. بدین منظور عده‌ای از آنها، با استفاده از روش تحلیل تکنیکال یا نموداری و با بررسی گذشته قیمت برای پیش‌بینی وضعیت آینده دارایی‌ها روی آوردند.

این روش تحلیل بازار، به مرور زمان طرف‌داران بسیاری پیدا کرد و جزئی از استراتژی معاملاتی اکثر فعالان بازار مالی شده است.

مزایای تحلیل تکنیکال:

یادگیری آسان: از ویژگی‌های تحلیل نموداری، گستردگی ابزار و شیوه‌های تحلیل بازار است. یادگیری و فهم اغلب مفاهیم تکنیکالی ساده‌ بوده و اکثر افراد در مدت زمان کوتاهی می‌توانند، نحوه استفاده از این ابزارها را فرا گیرند.

انعطاف‌پذیری بالا: با استفاده از اصول روش تکنیکال می‌توان، نمودار قیمت هر دارایی را تجزیه و تحلیل کرد. و از دیگر قابلیت‌های این روش، امکان تحلیل و معامله‌گری در دوره‌های زمانی مختلف نمودار شامل کوتاه‌ مدت (دقیقه‌ای و ساعتی)، میان مدت (روزانه) و بلندمدت (هفتگی و ماهانه) می‌باشد.

سرعت فرآیند تحلیل: بعضا شایعات و اخبار، نوسانات قیمتی شدیدی را در یک لحظه بر روی قیمت ایجاد می کنند. به همین دلیل واکنش به موقع برای معامله‌گران یک مزیت محسوب می‌شود. معمولا تحلیل وضعیت نمودار قیمت دارایی‌ها بسیار وقت‌گیر و پیچیده نبوده و افرادی که از تسلط نسبی در این زمینه برخوردار باشند، با صرف زمان مشخصی در روز، امکان تحلیل و بررسی نمودارهای مختلف را خواهند داشت.

نقاط ورود و خروج دقیق: یکی از دلایل اصلی استفاده از تحلیل تکنیکال و استراتژی معاملاتی، تعیین نقاط ورود و خروج در بازار سرمایه است. در واقع شما با استفاده از قیمت و ابزارهایی نظیر اندیکاتورها، سطوح فیبوناچی و… امکان مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی تعیین دقیق نقاط خرید یا فروش دارایی‌های مختلف را خواهید داشت.

معایب تحلیل تکنیکال:

تأثیرگذاری تعصبات شخصی :برخی مواقع تحلیل گر به دلایلی چون شایعات و یا تجربیات قبلی، دیدگاه افراطی مثبت یا منفی نسبت به وضعیت یک دارایی پیدا می کند. در این شرایط، او صرفاً نشانه‌های هم جهت با تعصبات خود را در نظر گرفته و در نهایت خروجی این تحلیل، نتایج غیرمنطقی دربر دارد.

تفاسیر مختلف: مهم‌ترین انتقادات نسبت به تحلیل نموداری، وجود تفاسیر مختلف از ابزارهای مشابه و داده‌های یکسان است. به طور مثال، یک اندیکاتور در منطقه اشباع فروش قرار دارد و یک معامله‌گر بر اساس یک نشانه صعودی اقدام به خرید می کند، اما در همین ناحیه معامله گر دیگری، با مشاهده واگرایی منفی در نمودار قیمت و اندیکاتور، انتظار افت بیشتری برای قیمت را دارد.

سیگنال‌های معاملاتی متعدد: اگر معامله‌گر بلندمدت در تحلیل تکنیکال نباشید، احتمالاً سیگنال‌های معاملاتی زیادی را در طول روز یا هفته مشاهده خواهید کرد که ممکن است همه آنها مناسب سرمایه‌گذاری نباشند و موجب زیان و یا سردرگمی فرد شوند. گاهی تشخیص موقعیت معاملاتی بهینه، کار مشکلی است.

عدم تعیین ارزش ذاتی: قرار داشتن قیمت در بهترین نواحی بر اساس تحلیل نموداری، الزامی بر ارزندگی ذاتی آن سهم نخواهد بود. در واقع امکان دارد ارزش بازاری یک سهم در تابلوی قیمت چندین برابر ارزش ذاتی آن باشد، که در صورت سقوط بازار، زیان سنگینی متوجه معامله‌گران خواهد شد.

عدم امکان استفاده در نمادهای جدید: نمودار قیمت دارایی‌هایی نظیر سهام عرضه اولیه، از داده‌های کافی برخوردار نیست زیرا اخیرا وارد بازار سرمایه شده اند و به عبارتی هنوز نموداری برای آن‌ها تشکیل نشده است. بنابراین در چنین شرایطی نمی‌توان از روش‌های تکنیکالی استفاده نمود. چون همان‌طور که در بالا گفته شد، این روش مبتنی بر تحلیل گذشته قیمت می‌باشد.

مزایای تحلیل تکنیکال در برابر فاندامنتال (بنیادی) چیست و چرا باید تحلیل تکنیکال را بیاموزیم؟

مزیت اول- انعطاف‌پذیری و سازگاری با همه بازارها

از بزرگترین نقاط قوت تحلیل‌ تکنیکال، سازگاری و تنوع آن برای انواع معاملات در ابعاد مختلف زمانی و در همه ی بازارها می باشد. تحلیل گر تکنیکال به راحتی می‌تواند هر نوع بازاری را که تمایل داشته باشد مورد مطالعه قرار دهد، حتی اگر با دانش فاندامنتال او همخوانی نداشته باشد.

در صورتی که اغلب تحلیل گران فاندامنتال یا بنیادی مقادیر زیادی اطلاعات و صورت‌های مالی یک شرکت را برای بررسی در اختیار دارند که برای درک آنها باید در حد یک متخصص عمل کنند، به عنوان مثال با یادگیری تحلیل تکنیکال، می‌توانید هر زمان که خواستید و با سرعت از گروه خودرو به گروه دارویی بروید ولی یک تحلیل‌گر بنیادی باید ابتدا صورت‌های مالی بسیاری را بررسی کند تا بتواند سهام مناسب را انتخاب کند.

تحلیل‌گر بنیادی با این سرعت عمل کم، بسیاری از نوسانات و سودهای بازار را از دست می‌دهد در صورتی که تحلیل‌گر تکنیکال با ابزار سریع و انعطاف‌پذیر خود می تواند در زمان کمتر، سود بیشتری را بدست آورد.

مزیت دوم- قابل استفاده برای بازه‌های زمانی مختلف

از بزرگترین نقاط قوت تحلیل تکنیکال این است که در بازه‌های زمانی مختلف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت کاربرد دارد. در حقیقت تحلیل تکنیکال شامل زمان خاصی نمی‌شود و این سلیقه و روش کار معامله‌گر می‌باشد که در چه بازه‌ای به تحلیل بپردازد. این عقیده که برخی از افراد می‌گویند تحلیل تکنیکال فقط در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت کاربرد دارد اصلاً درست نیست.

این ادعا شاید ناشی از این نظریه باشد که تحلیل فاندامنتال یا بنیادی برای پیش بینی بلندمدت کاربرد دارد و فاکتورهای تحلیل تکنیکی فاکتورهایی کوتاه‌مدت هستند در واقع تحلیل‌گر تکنیکال برای پیش‌بینی بازه‌های زمانی بلندمدت از نمودارهای هفتگی ماهیانه و سالیانه بسته به سلیقه خودش استفاده می‌کند.

مزیت سوم- تحلیل تکنیکال، میانبری است به بررسی بنیادی سهام

در تحلیل تکنیکال تمرکز بر روی تغییرات قیمت است درحالی که در تحلیل فاندامنتال این عوامل اقتصادی است که بر عرضه و تقاضا تأثیر می‌گذارد و باعث می‌شود قیمت بالا یا پایین برود و یا ثابت بماند.

یک تحلیل‌گر فاندامنتال (بنیادی) تأثیر تمام فاکتورهای مربوط به اطلاعات و صورت های مالی شرکت را بررسی می‌کند تا در نهایت بتواند ارزش ذاتی سهام را محاسبه کند. که اگر قیمت سهام زیر ارزش ذاتی باشد، تحلیل‌گر فاندامنتال می‌گوید قیمت آن چیز ارزان است و برای خرید مناسب است و یا برعکس.

به اعتقاد اغلب کارشناسان، بهترین روش برای تجزیه‌ وتحلیل قیمت سهام در بورس، استفاده از روش ترکیبی تحلیل تکنیکال و بنیادی است. یعنی یک سرمایه‌گذار علاوه بر آنکه روندهای گذشته قیمت سهام را بررسی و تحلیل می‌کند، باید فقط به نتایج حاصل از این تحلیل اکتفا نکرده و به‌صورت مستمر، عوامل سه‌گانه اثرگذار بر قیمت سهام یعنی عوامل محیطی، عوامل مرتبط با صنعت و عوامل درونی و آثار ناشی از تغییر این عوامل بر قیمت سهم را موردبررسی قرار دهد.

زیرا ممکن است سهمی که روند قیمت آن در گذشته همواره صعودی بوده براثر تغییر در برخی از عوامل، از وضعیت رشد مستمر خارج شده و حتی به یک سهم ضررده تبدیل شود. همچنین ممکن است تغییر در یک یا چند عامل، سهام یک شرکت را از شرایط نزولی به حالت صعودی تبدیل کند.

تحلیل بنیادی یا تحلیل تکنیکال؟

تحلیل بنیادی (فاندامنتال) اولین و مهمترین سنگ بنایی سرمایه گذاری است در واقع بخشی زیادی از سرمایه گذاران موفق جهان اعتقاد دارند شما نباید سرمایه گذاری کنید تا موقعی که دید مناسبی نسبت به تحلیل بنیادی (فاندامنتال) پیدا نکرده باشید در تحلیل بنیادی (فاندامنتال) مسائل خیلی گسترده می باشد.

فرق تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال این است که شما در تحلیل بنیادی دنبال ارزش ذاتی کالا ( سهام، مواد خام یا ارز ) می گردید در حالی که در تحلیل تکنیکال فقط یک قیمت می بینید و بر اساس ان تحلیل می کنید.

دومین فرق این دو نوع اموزش در زمان یادگیری انهاست که زمان اموزش و یادگیری تحلیل تکنیکال به مراتب کمتر از تحلیل بنیادی است.

مقایسه تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال


هدف از اموزش تحلیل بنیادی این است که سرمایه گذاران بتوانند با تحلیل شاخص های اقتصادی با مسائل روز جهانی اشنا شده و چگونگی تاثیر انها بر بازارهایی سهام، ارز، نفت و طلا را یاد بگیرند تا بتوانند معاملات دقیقتر، همراه با دانش انجام دهند.

اولین اصل در تحلیل بنیادی این است که تحلیل بازارها مالی از بالا به پایین می باشد که پنچ شاخص اصلی دارد.

منطقه کشورمورد نظر شما برای سرمایه گذاری باید از نظر جعرافیایی , اقتصادی و سیاسی بررسی شود تا با ریسک ها و فرصت های ان منطقه اشنا شوید و در تحلیل های بنیادی مدنظر قرار دهید. مثلا کشور ما ایران با توجه به اینکه در منطقه خاورمیانه قرارگرفته است که دارای ریسک و فرصتهای سرمایه گذاری بالای است که ما در هر مقطع از زمان باید ریسک ها و فرصت ها را مورد بررسی قرار دهیم.

– رتبه اعتباری کشور مورد نظر از سه موسسه معتبر بین المللی رتبه بندی چگونه است ایا رتبه قابل قبولی برای سرمایه گذاری دارد ؟

بزرگترین شاخص سرمایه گذاری دنیا S&P 500 امریکا است که دارای ۱۱ گروه اصلی متفاوت برای خرید سهام است گروه سلامت، مالی، انرژی و…..

بعد ار اینکه گروه مناسب برای سرمایه گذاری انتخاب شد از بین شرکتهای موجود در ان گروه شرکت را انتخاب میکنیم که :

نکته: اگر هدف شما از سرمایه گذاری بازار سهام باشد باید هر ۵ ردیف را تا انتها تجزیه وتحلیل کنید ولی اگر هدف شما از سرمایه گذاری فقط ارز یه کشور خاص باشد باید تا ردیف ۳ تجزیه تحلیل کنید تا به نتایج دقیقتری دستیابی پیدا کنید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا