استراتژی های معاملاتی فارکس

تحلیل گران تکنیکال

اصول کلی تحلیل تکنیکال

بازار های مالی جایگاه مهم و جذابی برای کسب درآمد و تولید ثروت محسوب می شوند.این بازار ها زبان خاص خود را دارند و لازمه ی فعالیت و کسب موفقیت در آن ، دانستن زبان آن هاست. در سالیان اخیر فعالیت های علمی بسیاری برای آموزش عمومی تحلیل بازار های مالی به منظور سرمایه گذاری و فعالیت در این بازار ها در دنیا انجام شده است (زاگرس، ۱۳۹۷، ۶)

تحلیل مالی، فرایندی است که طی آن، برآورد مشخصی با درنظر گرفتن شرایط مشخصی از آینده یک دارایی مالی مشخص می شود. (آستانه، ۱۳۹۳، ۱۱۹) در طول تاریخ بازارهای مالی با استفاده از شیوه ها و ابزارهای مختلفی مورد تحلیل قرار گرفته اند.

با گذشت زمان و مشخص شدن شاکله اصلی هر کدام از روش های تحلیل، به مرور طبقه بندی آنها در دو طبقه اصلی تحلیل های بنیادی و فنی(تکنیکال) شکل گرفت.

تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis ، به روشی گفته می شود که طی آن تحلیل گر تلاش می کند، ارزش ذاتی دارایی مالی را برآورد کند و با مقایسه آن با قیمت فعلی بازار دارایی مالی، تحلیل گران تکنیکال تصمیم به خرید یا فروش دارایی بگیرد.

اما تحلیل فنی یا تکنیکی، روشی است که در آن از اطلاعات تاریخی قیمت دارایی مالی، برای برآورد قیمت آتی آن استفاده می شود. تحلیل تکنیکال زمانی ظاهر شد که بازارهای مبادلاتی سازمان یافته ای بوجود آمدند. اما معامله گران تا اواخر دهه ۷۰ یا اوایل ۸۰، آن را به عنوان ابزاری مناسب برای کسب پول نپذیرفتند. (داگلاس، ۱۳۸۷، ۲۱)

تحلیل تکنیکال افراد را در تصمیمات سرمایه‌گذاری مرتبط با بازارهای مالی یاری می رساند. در این روش رفتارهای بازار با استفاده از اطلاعاتی مانند حجم معاملات و قیمت سهام مورد مطالعه قرار می گیرد و روند آتی قیمت ها پیش بینی می شود.(افضلی، ۱۳۹۲، ۶)

در یک روز، هفته یا ماه مشخص تعداد مشخصی معامله گر هستند که وارد بازار می شوند. این افراد به منظور کسب سود، معاملات مشخصی را بارها و بارها انجام می دهند. به عبارت دیگر این اشخاص الگوهای رفتاری را به وجود می آورند و گروهی از اشخاص که با یکدیگر و بر یک مبنای ثابت کار می کنند یک الگوی جمعی را به وجود می آورند. این الگوهای رفتاری قابل مشاهده و سنجش هستند و به صورت آماری تکراری می شوند.

تحلیل تکنیکال شیوه ای است که این الگوهای رفتاری را در الگوهای قابل تشخیصی سازماندهی می کند، که در نتیجه با استفاده از آنها می توان احتمال وقوع بیشتر یک احتمال بر دیگری را حدس زد.

در واقع تحلیل تکنیکال این امکان را به وجود می آورد که وارد ذهن بازار شوید و ببینید که چه چیزی با توجه به الگوهای رفتاری بازار محتمل تر است.(داگلاس، ۱۳۸۷، ۲۱)

علم تکنیکال بر اصولی استوار است که از نظریه های چارلزداو، موسس وال استریت ژورنال گرفته شده است و البته به همین خاطر به نظریه داو معروف است.

اصول مطرح شده توسط وی، اساس تمامی روش ها و ابزارهای تکنیکال هستند.

برای بررسی تحلیل تکنیکال این سه اصل را باید به عنوان باور فکری در ذهن تثبیت کرد:

۱ـ همه چیز در قیمت لحاظ شده

۲ـ قیمت ها براساس روندها حرکت می کنند

۳ـ تاریخ تکرار می شود.

می توان گفت، تحلیل تکنیکال براین سه عبارت بنیان شده است.

حال به بررسی این اصول سه گانه می پردازیم:

اصل اول تحلیل تکنیکال:همه چیز در قیمت لحاظ شده است

قیمت برآیندی از نظریات همه شرکت کنندگان در معاملات سهام مربوطه بوده که شامل نوسان گیران، سرمایه گذاران، سبدگردان ها، استراتژیست های بازار، تحلیل گران تکنیکی و بنیادین است که هر کدام می توانند در نقش خریدار یا فروشنده سهام باشند(زنگنه، ۱۳۹۸، ۱۲)

برخی ادعا کره اند که جمله همه چیز در قیمت لحاظ شده است پایه و اساس تحلیل تکنیکال است (مورفی، ۱۳۸۴ ،۲)

یک تحلیل گر تکنیکال به این باور رسیده است که هرچیزی که بتواند در قیمت تأثیرگذار باشد اعم از فاکتورهای سیاسی، فاندامنتالی، جغرافیایی و یا سایر فاکتورها در قیمت یک سهم لحاظ شده است. پس از درک و پذیرش جمله فوق به عنوان مقدمه تحلیل تکنیکال به این نتیجه می رسیم که تحلیل قیمت ها تمام آن چیزی است که ما به آن نیاز داریم.

جان مورفی در کتاب تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه بیان می کند که برای اثبات عدم درستی این ادعا، زمان زیادی صرف شده است؛ اما به صورت تجربی و پس از بررسی های مختلف، همچنان هیچ نتیجه ای بر خلاف نظریه گفته شده به اثبات نرسیده است.

همه تحلیلگران تکنیکال به این باور رسیده اند که تغییرات قیمت تابعی از عرضه و تقاضاست.

چنانچه تقاضا بیش از عرضه باشد آنگاه قیمت صعود خواهد کرد و اگر عرضه بر تقاضا پیشی گیرد قیمت کاهش خواهد یافت. این تغییرات اساس تمام پیش بینی های اقتصادی و بنیادی می باشد.

قریب به اتفاق تحلیل گران تکنیکی بر این باورند که نیرویی که جهت عرضه و تقاضا را تغییر می دهد برآیند تغییرات فاندامنتال و مربوط به اقتصاد بازار می باشد و همین نیرو بر قیمت ها تأثیر می گذارد.

در واقع نمودارها هرگز علت بالا یا پایین آمدن قیمت نیستند. بلکه آنها نشان دهنده میزان تأثیر یا عدم تأثیرگذاری عوامل پایه ای بازار هستند.

باید به خاطر داشته باشیم، که تا زمانی که تحلیل گر تکنیکال، به این اصل که همه چیز در قیمت لحاظ شده است، باور داشته باشد، موفق خواهد شد که از بسیاری از افراد باتجربه بازار سود بیشتری کسب کند. (مورفی، ۱۳۸۴ ،۶)

پذیرش جمله همه چیز در قیمت لحاظ شده است به عنوان اولین قدم مساوی است با پذیرش اهمیت بررسی قیمت.

با استفاده از بررسی روند قیمت، به کمک ابزارهای تکنیکی مختلف، یک تحلیل گر می تواند بهترین گزینه ها را تشخیص دهد و انتخاب کند.

یک نکته بسیار مهم را باید در این قسمت اشاره کنیم که با پذیرش این اصل ما درمی یابیم که یک تحلیل گر لزوما نباید از بازار باهوش تر باشد؛ و یا قادر باشد که پیش بینی های عجیبی درباره تغییرات قیمت انجام دهد؛ بلکه او می داند دلایل زیادی برای نوسان وجود دارد و لزومی به دانستن این دلایل برای پیش بینی قیمت وجود ندارد. فقط کافی است که نمودارهای قیمت را بررسی کنیم و به تحلیل متناسب با استراتژی خود دست یابیم.

اصل دوم تحلیل تکنیکال:قیمت ها براساس روندها حرکت می کنند

اگر حرکت قیمت، همیشه بدون روند باشد، کسب درآمد از طریق تحلیل گذشته قیمت بسیار سخت و شاید ناممکن باشد. حرکات قیمت تصادفی نیست و دارای روند است؛ هرچند گاهی حرکت دارای روند خاصی به نظر نمی رسد اما اگر به دید زمانی بلندتری به آن نگاه شود حتما دارای روند خواهد بود. (زنگنه، ۱۳۹۸، ۱۲)

هدف از ترسیم نمودار قیمت، شناسایی روند و پیش بینی جهت حرکت این روند است؛ پیش از آنکه قیمت های آتی، روند آینده را مشخص کنند.

در حقیقت تعداد زیادی از تحلیلگران براین باورند که ماهیت روندها یکسان است و همواره کافی است که روند فعلی را ارزیابی کنیم.

نظریه ثابت شده ای وجود دارد که می گوید: قیمت ها براساس روندها حرکت می کنند و یا به عبارت دیگر قیمت ها دوست دارند که روند فعلی خود را حفظ کنند، به جای آنکه آن را تغییر دهند.

این قانون به نوعی بیان دیگری از قانون اول نیوتن درباره حرکت است. قانون اول نیوتن بیان می‌کند که اگر هیچ نیروی خالص خارجی بر روی یک جسم بدون حرکت وارد نشود، این جسم همچنان بی‌حرکت باقی می‌ماند.

در تعریفی دیگر می‌توان گفت، بدون اعمال نیروی خالص خارجی بر روی جسمی که در یک مسیر مستقیم با سرعت ثابت در حرکت است‌، جسم همچنان به حرکت مستقیم خود در سرعت ثابت ادامه می‌دهد. در بازار بورس می توان این قانون را به این ترتیب بیان نمود که قیمت ها به روند فعلی خود ادامه می دهند، تا زمانی که عوامل بازدارنده حرکت، آنها را متوقف کند.

روندها تا زمانی که عوامل خارجی بر آنها تأثیر نگذاشته جهت خود را حفظ می کنند.

اصل سوم تحلیل تکنیکال:تاریخ تکرار می شود

بخش بزرگی از مباحث تحلیل تکنیکال مشابه روانشناسی در انسان ها می باشد.

به عنوان مثال الگوهای نمودارهایی که یکصد سال پیش ترسیم شده اند، دقیقاً منعکس کننده تأثیر مسائل آن دوره از نظر روانشناسی در روند قیمت ها هستند.

تحلیل تکنیکال معتقد است از آن جایی که احساسات شرکت کنندگان بازار جزء لاینفکی از عوامل نوسانات قیمت است و با توجه به این که روانشناسی جمعی شرکت کنندگان در دوره های متفاوت تقریباً مشابه است بنابراین نوسانات آینده بازار می تواند شبیه به نوسانات گذشته آن باشد.(زنگنه، ۱۳۹۸، ۱۳)

از زمانی که الگوها به خوبی درگذشته عمل کرده اند فرض شده است که در آینده نیز به همان خوبی جوابگو خواهند بود.

پایه و اساس این فرضیه، اصول روانشناسی است که این امر باعث می شود که آنها را به عنوان اصول ثابت بپذیریم و بتوانیم به آنها اعتماد کنیم. به بیانی دیگر: تاریخ تکرار می شود و این کلیدی است برای پیش بینی آینده از طریق تحلیل گذشته؛ و یا اینکه بگوییم، آینده چیزی نیست جز تکرار گذشته.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیلگران تکنیکال با یک روش متفاوت کار می‌کنند. ایده اصلی تحلیل تکنیکال این است که تاریخچه قیمت می‌تواند به پیش بینی رفتار بازار در آینده کمک کند.

تحلیلگران تکنیکال به دنبال تعیین ارزش ذاتی یک دارایی نیستند بلکه سعی می‌کنند با بررسی تاریخچه فعالیت‌های معاملاتی، فرصت‌های سرمایه گذاری را پیدا کنند. این تحلیل‌ها می‌توانند شامل تحلیل روند حرکت قیمت‌ها، حجم معاملات، الگوهای نموداری، استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال و انواع ابزارهای ترسیم نمودار دیگر باشند. هدف این تحلیل، ارزیابی نقاط قوت یا ضعف یک بازار است.

با این حال، تحلیل تکنیکال فقط ابزاری برای پیش بینی قیمت‌ها در آینده نیست بلکه می‌تواند یک فریم ورک مفید برای مدیریت ریسک باشد. از آنجایی که تحلیلگر تکنیکال مدلی برای تحلیل ساختارهای بازار ایجاد می‌کند، می‌تواند به قابل ارزیابی شدن و تعریف معاملات کمک کند. در این حوزه، ارزیابی ریسک اولین گام برای مدیریت آن است. به همین دلیل ممکن است بعضی از تحلیلگران تکنیکال معامله گر نباشند و فقط برای مدیریت ریسک از این تحلیل‌ها استفاده کنند.

می‌توان تحلیل تکنیکال را برای هر بازار مالی به کار بست و معمولاً تریدرهای حوزه ارزهای دیجیتال زیاد از آن استفاده می‌کنند. همانطور که قبلاً اشاره شد، ارزش بازار ارزهای دیجیتال عمدتاً با دلالی و خرید و فروش آنها مشخص می‌شود. این ویژگی باعث شده تحلیل تکنیکال برای تحلیلگران بسیار مناسب باشد چون می‌توانند تنها با در نظر گرفتن عوامل تکنیکی به موفقیت برسند.

رابرت ماینر بزرگترین تحلیلگر تکنیکال دنیا

رابرت ماینر

بسیاری از افراد که وارد حیطه بورس و سهام می شوند، در طی دوره های با آموزش تحلیل تکنیکال و آموزش تحلیل بنیادین می بایست آشنایی داشته باشند تا با روش های تحلیل رو به معاملات خود آورند. در غیر این صورت ممکن است با ضررهای جبران ناپذیری رو به رو گردند.

بنابراین آموزش تحلیل تکنیکال و بنیادین در فرآیند بورس بسیار مهم است. این روش ها سودآوری را بیشتر و ریسک پذیری را کمتر می کنند. با استفاده از آموزش تحلیل تکنیکال با روش رابرت ماینر می توان به این مهم دست یافت.

رابرت ماینر بزرگترین تحلیلگر تکنیکال دنیا

معرفی رابرت ماینر و سبک وی

رابرت ماینر شخصیتی نام آشنا در بورس دنیا به حساب می آید که بی تردید می توان او را یکی از بزرگترین تحلیل گران تکنیکال دنیا معرفی نمود. سبک رابرت ماینر یکی از سبک های فوق العاده قدرتمند و کارآمدی است که سالیان متوالی در آموزش تحلیل تکنیکال بر پایه حسب وی آموزش های لازم برای جویندگان این دانش دیده می شود.

الیوت به سبک رابرت ماینر

تحلیل الیوت بر حسب نظریه امواج الیوت یکی از پیچیده ترین و البته قوی ترین روش های تحلیل تکنیکال در فرآیند بورس می باشد. الیوت به سبک رابرت ماینر جزء پرطرفدارترین سبک های تکنیکال دنیا می باشد. این سبک بیشتر بر پایه استراتژی مناسب ورود و خروج و بهترین استفاده از موقعیت ها تمرکز نموده است تا اینکه بر پایه موج شماری پیچیده و کمتر کاربردی تمرکز نموده باشد.

باید گفت که سبک رابرت ماینر یک سبک معاملاتی است و سبک تحلیلی نمی باشد. بنابراین رابرت ماینر از سبک تحلیلی مخصوصی بهره نمی گیرد بلکه در انجام فرآیند معاملاتی خود با ترکیب مناسبی از ابزارهای موجودی استفاده می کند که برگرفته از اطلاعات و سبک تحلیلی دیگران است.

پس بنابراین برای پدید آوردن یک معامله موفق و کارآمد می بایست از هنر بهره مندی از الیوت تنها در راستای ورود و خروج موفق در معامله گری بهره جست. سبک رابرت ماینر بیشترین تمرکز خود را بر روی تحلیل گران تکنیکال تحلیل گران تکنیکال احتمال موفقیت بیشتر در ورود و خروج در فرآیند بورس و معاملات سهام به کار گرفته است.

رابرت ماینر

هدف از ایجاد سبک رابرت ماینر

پس از کش و قوس های فراوان در طی سالها تجربه و تجزیه و تحلیل در بازارهای بورس و معاملات سهام سرانجام روش و سبک رابرت ماینر روی کار آمد و امروزه در آموزش تحلیل تکنیکال این شیوه تدریس می شود که از مجموعه دروس مربوط به آموزش بورس می باشد.

هدف اولیه و پایه و اساس ارائه چنین آموزش هایی در نگاه اول از بین بردن و محو و زدودن خلأ ناشی از ضعف و بی تدبیری برخ از تحلیل گران در زمینه بکارگیری امواج الیوت در بازارهای مالی است که با دوره دیدن در آموزش تحلیل تکنیکال به سبک رابرت ماینر می توان این خلأ را پوشش داد. به طور کلی دوره آموزش تحلیل الیوت به سبک ماینر می تواند مورد استفاده در راستای تحلیل انواع بازارهای مالی نظیر بورس و سهام، کالا و ارز و … باشد.

تحلیل فاندمنتال در برابر تحلیل تکنیکال، روش‌های تحلیل سرمایه‌گذاری در بورس

تحلیل فاندمنتال در برابر تحلیل تکنیکال : راهنمای مبتدیان برای روش‌های تحلیل سرمایه‌گذاری

بحث بر سر مزایای نسبی تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندمنتال یا تحلیل تکنیکال یا همان تحلیل فنی بحثی بحث برانگیز است. سرمایه‌گذاران و معامله‌گران غالبا وقتی یکی را از این دو روش را انتخاب می‌کنند، معمولا از دیگری غافل می‌شوند اما در واقع ترکیب این دو است که می‌تواند در سرمایه‌گذاری در بورس و بازار سرمایه موثر باشد.

در ادامه این مطلب از کارگزاری حافظ تفاوت تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال توضیح داده می‌شود، نقاط قوت و ضعف هر یک برجسته می‌شود و همچنین چندین روش ترکیب این دو رویکرد و آینده‌ای را که برای اشکال مختلف روش‌های تجزیه و تحلیل سرمایه‌گذاری در نظر گرفته شده است، لیست می‌کنیم.

تحلیل فاندمنتال یا تحلیل بنیادی چیست؟

تجزیه و تحلیل بنیادی در بازار سهام روشی برای ارزیابی یک شرکت و تعیین ارزش ذاتی سهام آن است. ارزش شرکت‌ها بدون توجه به قیمت بازار آنها به گونه‌ای است که لیست شده‌اند. سپس تصمیمات خرید و فروش براساس اینکه آیا سهام به ارزش منصفانه خود معامله می‌شود، اتخاذ می‌شود.

اگرچه دانستن ارزش سهام در نهایت مهم است اما شرکت‌های نسبتا کم ارزش هم می‌توانند در بلند مدت عملکرد بهتری داشته باشند تا ارزش سهامشان افزایش یابد.

از تجزیه و تحلیل بنیادی همچنین می‌توان در بازارهای دیگر از جمله ارز و کالاها هم استفاده کرد. در صورت استفاده از این روش تحلیل در بازار ارزش و کالا باید هرگونه عواملی که بر ارزش دارایی تاثیر می‌گذارد را در نظر گرفت.

تحلیل تکنیکال یا تحلیل فنی چیست؟

تجزیه و تحلیل فنی یا همان تحلیل تکنیکال تنها بر اساس قیمت سهام یا داده‌های حجم انجام می‌شود. هدف این تحلیل پیش‌بینی آینده نیست، بلکه شناسایی محتمل‌ترین سناریوها است. در این تحلیل، از قیمت به عنوان نشانه‌ای از نحوه عملکرد فعالان بازار در گذشته و نحوه عملکرد آنها در آینده استفاده می‌شود.

تحلیلگران تکنیکال از الگوها و روندهای نمودار، سطح حمایت و مقاومت و رفتار قیمت و حجم استفاده می‌کنند تا فرصت‌های معاملاتی را با انتظارات مثبت شناسایی کنند. تجزیه تحلیل گران تکنیکال و تحلیل فنی به بررسی وضعیت اقتصادی که بر ارزش یک شرکت تاثیر می‌گذارد، توجه نمی‌کند.

تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل فاندمنتال

تفاوت بین این دو رویکرد یعنی تفاوت بین تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال به آنچه که ارزش و قیمت سهام را تعیین می‌کند، می‌رسد.

در تجزیه و تحلیل بنیادی ارزش شرکت در نظر گرفته می‌شود اما در نهایت به ارزش تحلیل گران تکنیکال دارایی‌های شرکت و سودهایی که شرکت می‌تواند ایجاد کند، بستگی دارد. تحلیلگران فاندمنتال معمولا نگران تفاوت بین ارزش سهام و قیمت معامله آن هستند.

تجزیه و تحلیل تکنیکال مربوط به عملکرد قیمت است که سرنخ‌هایی در مورد پویایی عرضه و تقاضای سهام نشان می‌دهد که در نهایت قیمت سهام را تعیین می‌کند. الگوهایی که در بازار سرمایه وجود دارد اغلب تکرار می‌شوند زیرا سرمایه‌گذاران اغلب در یک موقعیت مشابه، رفتاری مشابه می‌کنند. تجزیه و تحلیل تکنیکال و فنی فقط مربوط به داده‌های قیمت و حجم است.

به طور کلی می‌توان گفت یکی از تفاوت‌های مهم بین دو روش تحلیل تکنیکال و بنیادی این است که در تحلیل بنیادی قبل از رشد یک سهم، رشد آن را پیش‌بینی می‌کند اما در تحلیل تکنیکال بعد از مشاهده شواهد، رشد یک سهم است که ورود به سهم را تایید می‌کند. در واقع تحلیل تکنیکال با تاخیر یا همان Lag همراه است.

ابزارهای مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل فاندامنتال و تکنیکال

تحلیلگران فاندمنتال یا بنیادی موقعیت‌ها و عملکرد یک شرکت، بازاری که در آن فعالیت می‌کند، رقبا و اقتصاد را در نظر می‌گیرند. و مهمترین منبع داده برای تجزیه و تحلیل بنیادی، صورت‌های مالی شرکت است که این موارد شامل صورت سود و زیان، ترازنامه و صورت جریان وجوه نقد است.

از داده‌های این صورت‌های مالی می‌توان برای محاسبه نسبت‌ها و معیارهایی استفاده کرد که نشان‌دهنده عملکرد، سلامت و نرخ رشد شرکت است. داده‌های صنعت و عوامل اقتصادی مانند نرخ بهره و هزینه‌های خرده فروشی نیز برای پیش‌بینی نرخ رشد آینده استفاده می‌شود. در نهایت، ارزش منصفانه پس از مقایسه چندین مدل و نسبت به دست می‌آید.

تجزیه و تحلیل تکنیکال یا فنی بسیار گسترده‌تر از آن چیزی است که بسیاری از مردم تصور می‌کنند. همه چارتیست‌ها از نمودارهای قیمت از جمله نمودارهای خطی، نمودارهای میله‌ای یا نمودارهای شمعی یا همان نموردهای کندل استفاده می‌کنند. جدا از نمودارهای قیمت، ابزارهای مورد استفاده هم می‌توانند بسیار متفاوت باشند.

برخی تحلیلگران تکنیکال از شاخص‌هایی مانند میانگین متحرک و نوسان‌سازهای محاسبه شده از قیمت سهام استفاده می‌کنند. دیگران از الگوهای قیمت و چارچوب‌های تجزیه و تحلیل پیچیده‌ای مانند امواج الیوت و مشخصات بازار استفاده می‌کنند. پیروان شیوه و تکنیک روند از ابزارهای دیگر برای شناسایی روند قیمت و اندازه‌گیری حرکت استفاده می‌کنند.

تحلیل فنی و تحلیل بنیادی بورس

تجزیه و تحلیل بنیادی در مقابل فنی: کدام بهتر است؟

صحبت بر سر تحلیل بنیادی و فنی بحث برانگیز است. طرفداران هر دو نوع تجزیه و تحلیل اغلب جایگزین را حذف می‌کنند اما درک نمی‌کنند که هر دو می‌توانند جای خود را داشته باشند.

تجزیه و تحلیل بنیادی بیشتر برای سرمایه گذاری‌های بلند مدت مفید است، در حالی که تجزیه و تحلیل فنی برای معاملات کوتاه مدت و زمان‌بندی بازار مفیدتر است. همچنین می‌توان هر دو را برای برنامه‌ریزی و اجرای سرمایه‌گذاری در میان مدت و بلند مدت ترکیب کرد.

تحرکات کوتاه مدت قیمت‌ها بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می‌شود که به نوبه خود تحت تاثیر بسیاری از تجزیه و تحلیل اساسی قرار می‌گیرد.

احساسات بازار و تاثیر احساسات بر فعالیت بازار تنها با استفاده از داده‌های قیمت و حجم، قابل تجزیه و تحلیل است.

از طرف دیگر، نمی‌توان از نمودارها برای تعیین اینکه آیا ارزش سهام کمتر از حد است یا بیش از حد و مشخص کردن ارزش آن در سال‌های آینده استفاده کرد. نمودارها آنچه را که در گذشته اتفاق افتاده است منعکس می‌کنند و ارزش آنها در افق زمانی بیشتر کاهش می‌یابد.

مزایا و معایب تحلیل بنیادی

مزایای تحلیل بنیادی

در تجزیه و تحلیل بنیادی یکی از اطلاعاتی که برررسی می‌شود بررسی موقعیت مالی و رقابتی است که مشخص کردن آن مزایای متعددی دارد.

تجزیه و تحلیل محیطی که شرکت در آن فعالیت می‌کند هم در تحلیل بنیادی بسیار اهمیت دارد. با توجه به این که در تحلیل فاندمنتال یا بنیادی تمرکز تنها بر روی تجارت است نه بر روی قیمت سهام، بنابراین این روش تحلیل به سرمایه‌گذاران این ایده را می‌دهد که ارزش شرکت در واقع چقدر است.

به عبارتی می‌توان گفت این تحلیل برای سرمایه‌گذاری بلند مدت بسیار ارزشمند است. سرمایه‌گذاری در حباب‌های بازار می‌تواند سودآور باشد اما هنوز مهم است که بدانید بازار در چه حبابی قرار دارد.

معمولا بیشترین سود را سرمایه گذاران به دست می‌آورند که از تحلیلی فاندامنتال استفاده می‌کنند چون اساسا، تصمیمات مبتنی بر تجزیه و تحلیل بنیادی به طور معمول احتمال بیشتری برای درست بودن به ویژه در بلندمدت دارند.

اشکالات و معایب تجزیه و تحلیل بنیادی

چندین اشکال در تحلیل بنیادی وجود دارد. نکته مهمی که در تحلیل بنیادی باید به آن دقت داشته باشیم این است که این شیوه تحلیل بازار سرمایه محدودیت‌هایی دارد. از جمله محدودیت‌های این روش تحلیل می‌توان به زمان‌بر بودن آن اشاره کرد چون اساسا در این روش هر شرکت را باید به طول مستقل و با جزئیات مورد مطالعه قرار داد.

درست است که بیشتر اطلاعات مورد استفاده در تحلیل بنیادی به طور گسترده در دسترس است اما برای دستیابی به مزیت‌های اساسی، باید مجموعه داده‌های منحصر به فردی را پیدا کنید که در دسترس اکثر سرمایه‌گذاران نیست.

تجزیه و تحلیل بنیادی اطلاعات بسیار کمی در مورد آنچه ممکن است در کوتاه مدت رخ دهد به شما می‌گوید. با مشاهده صورت‌های مالی نمی‌توان حرکت قیمت‌ها و نوسانات کوتاه مدت را پیش‌بینی کرد.

تجزیه و تحلیل بنیادی بسیار کمتر از آنچه انتظار می‌رود، دقیق است. مدل‌های ارزشیابی مانند مدل جریان نقدی تنزیل شده بر اساس مفروضات متعددی است که به ندرت بسیار دقیق هستند. ارزش‌گذاری هدف می‌تواند به صورت نسبی مفید باشد اما در مورد ارزش‌گذاری شرکت در بیش از یک یا دو سال آینده محدود است.

مزایا و معایب تجزیه و تحلیل فنی

مزایای تحلیل فنی

یکی از مزایای عمده تجزیه و تحلیل تکنیکال یا فنی این است که سهام را می‌توان به سرعت تجزیه و تحلیل کرد. همچنین، برخی از وظایف تحلیلی در این روش را می‌توان به صورت خودکار انجام داد و همین کار باعث صرفه‌جویی در وقت می‌شود.

این مساله به این معناست که یک تحلیلگر فنی می‌تواند سهام بیشتری را بررسی کند و ایده‌های بیشتری هم برای حضور در بازار داشته باشد.

همچنین می توان از تجزیه و تحلیل فنی برای تعیین اهداف قیمت و سطوحی استفاده کرد که در آنها ایده‌ای بدیهی اشتباه است. این امر به معامله‌گران اجازه می دهد تا استراتژی‌های سرمایه‌گذاری با ریسک و پاداش مشخص تعریف کنند.

در کوتاه مدت، عملکرد قیمت تحت تاثیر عوامل متعددی قرار می‌گیرد که تجزیه و تحلیل بنیادی نمی‌تواند آنها را مشخص کند. اما در روش تحلیل فنی با نگاه کردن به نمودار، می توان تاثیر احساسات بازار، روانشناسی بازار و عرضه و تقاضا را مشاهده کرد.

همچنین می‌توان از تجزیه و تحلیل فنی برای بهبود زمان‌بندی و تجارت استراتژی‌های متناسب با شرایط بازار استفاده کرد.

این مساله در نهایت می‌تواند با بهبود زمان‌بندی شما در هنگام فروش یا خرید گزینه‌های کوتاه مدت، استراتژی‌های ریسک را بهبود بخشد.

از طرف دیگر برخی از استراتژی‌های تحلیل گران تکنیکال فنی را می‌توان دوباره آزمایش کرد. این به این معناست که می‌توان آنها را آزمایش علمی کرد و از آنها استفاده کرد. استراتژی‌هایی که می توانند دوباره آزمایش شوند، اساس بسیاری از استراتژی‌های معاملاتی الگوریتمی هستند.

اشکالات و معایب تجزیه و تحلیل فنی

البته تجزیه و تحلیل فنی اشکالاتی هم دارد. اولین اشکال این روش تحلیل این است که با وجود امکان آزمایش دوباره، بسیاری از الگوهای این روش تحلیل از جمله تجزیه و تحلیل موج الیوت و سایر اشکال تجزیه و تحلیل فنی ذهنی هستند و بر قضاوت تکیه دارند بنابراین پرریسک محسوب می‌شوند بنابراین می‌توان گفت استفاده از نمودارها بیشتر یک هنر هستند تا یک علم.

تجزیه و تحلیل فنی اغلب منجر به ابهام می‌شود. دو تحلیلگر فنی می‌توانند با استفاده از رویکردهای مختلف در مورد یک سهم به نتایج بسیار متفاوتی برسند. نمودارها اغلب در بازه‌های زمانی مختلف بسیار متفاوت به نظر می‌رسند و با تعداد زیادی روش تجزیه و تحلیل، شاخص‌ها و بازه‌های زمانی موجود، تشکیل و ایجاد یک نمای واحد می‌تواند یک چالش باشد. این مساله اغلب اتفاق می افتد و در واقع به عنوان فلج تحلیل شناخته می‌شود.

از طرف دیگر باید گفت راه‌اندازی معاملات فنی نرخ پیروزی نسبتا پایینی دارند. در حالی که یک الگو یا راه‌اندازی ممکن است دارای برتری باشد، اما در واقع میزان برد در این شیوه اغلب کمتر از 60 است.

استفاده از تجزیه و تحلیل فاندمنتال و تحلیل تکنیکال در کنار هم

روش‌های مختلفی وجود دارد که به کمک آنها می‌توان از تجزیه و تحلیل تکنیکال تحلیل گران تکنیکال و فاندمنتال به طور موثردر کنار هم استفاده کرد. در ادامه چند روش برای ترکیب این دو روش تحلیلی ذکر شده است:

فقط نگاه کردن به نمودار قیمت می‌تواند تصوری از جهت روند سهام در شما ایجاد کند. این روش به شما این ایده را می‌دهد که آیا بازار با ارزش‌گذاری شما موافق است یا خیر. نکته مهم در این روش این است که اگر نظرتان با باقی افراد فرق دارد باید کاملا آماده باشید تا در صورت داشتن سهام سریع از آن خارج شوید و یک تغییر اساسی ایجاد کنید.

شما می‌توانید بر اساس تجزیه و تحلیل بنیادی، فهرستی از سهام مورد نظر خود تهیه کنید و سپس از تجزیه و تحلیل فنی برای تصمیم‌گیری در مورد خرید یا فروش سهام استفاده کنید.

مطالعات کمی نشان داده است که ترکیبی از ارزش و حرکت می‌تواند یک روش موثر برای انتخاب سهام باشد. در اصل، معاملات سهام با ارزش کم اما با شتاب قوی تمایل به عملکرد بهتری دارد.

نتیجه‌گیری

روش‌های زیادی برای انتخاب سهام وجود دارد. به طور سنتی، سرمایه‌گذاران بلندمدت بر تجزیه و تحلیل بنیادی تکیه می‌کنند، که ساختار مدیریت شرکت، رقبا، موقعیت صنعت، میزان رشد، پتانسیل رشد، درآمد و سود را بررسی می‌کند و سعی می‌کند تعیین کند که آیا سهام یک شرکت ارزش خوبی دارد یا خیر.

به عبارتی در روش تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال معیارهای بسیاری مانند سود به ازای هر سهم، نسبت قیمت به درآمد، رشد قیمت به درآمد و سود تقسیمی برای مقایسه دو شرکت با قیمت سهام متفاوت، تعداد متفاوت سهام معاملاتی، یا فقط ساختار شرکت‌های مختلف، مورد استفاده و ارزیابی قرار می‌گیرد.

سرمایه‌گذارانی که قصد سرمایه‌گذاری کوتاه مدت دارند اغلب بر تجزیه و تحلیل فنی یا همان تحلیل تکنیکال اتکا می‌کنند. این روش تحلیل بر الگوهای موجود در نمودارهای سهام تمرکز می‌کند تا روند قیمت‌گذاری و حجم آینده سهام یک شرکت را پیش‌بینی کند.

در تجزیه و تحلیل فنی فرض می‌شود که الگوها و حرکت‌های آینده اغلب شبیه الگوها و حرکت‌های قبلی خواهد بود. پیروان تجزیه و تحلیل فنی معمولا بر این باورند که نمودارها منعکس‌کننده تمام اطلاعاتی هستند که به طور عمومی در مورد یک شرکت خاص، توسط کسانی که آن را معامله می‌کنند، نشان می‌دهد.

تحلیل بنیادی در بورس بر اساس چه پارامترهایی است؟

تحلیل بنیادی در بورس بر اساس چه پارامترهایی است؟

یکی از عواملی که در توسعه و رشد بازار سرمایه نقش موثری دارد آشنایی سرمایه گذاران و معامله گران بازار سرمایه با روش‌های تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و افزایش توان تحلیل گیری آنها است.

به گزارش برنا، بی شک از طریق تجزیه و تحلیل دقیق و هوشیارانه می‌توان ریسک بازار سرمایه یا مخاطره سرمایه‌گذاران را تقلیل داد و جلوی ضرر و زیان افراطی و ناشی‌گری حاصل از برآیند سرمایه گذاری را خنثی نمود.

با توجه به سیاست‌های بورس اوراق بهادار در خصوص گسترش جغرافیایی و موضوعی بورس که در پی آن تالارهای متعدد منطقه‌ای در اقصی نقاط کشور ایجاد شده است یقیناً می‌طلبد که فرهنگ عامه سرمایه گذاری در بازار سرمایه تقویت گردد.

یکی از این عوامل موثر و تقویت‌کننده که به نوبه خود می‌تواند سبب تداوم رشد و توسعه بورس اوراق بهادار گردد و سر منشاء گفتمان بهتری در مدیریت نقدینگی جامعه و مبحث فاینانس شرکت‌ها باشد، بدون تردید گسترش آموزش‌های مورد نیاز جهت انجام معاملات سودمند و در وهله بعد آموزش‌های لازم در خصوص مهارت تحلیل گری و تجزیه و تحلیل اوراق بهادار است.

زیرا هر اندازه که بینش و درک سرمایه گذاران و معامله گران در این زمینه‌ها افزایش یابد از رکودهای لحظه‌ای، رشد قیمت‌ها بصورت حبابی و واکنش‌های نابهنگام در معاملات جلوگیری می‌کند و نه تنها شفافیت و روشنگری در معاملات را تقویت می‌کند بلکه بازار را به سمت و سوی کارا بودن سوق خواهد داد.

بدیهی است که این امر با افزایش انگیزش سهامداران، رقم معاملات در بورس را نیز افزایش داده و از نظر حجم معاملاتی فاصله بورس ایران را با کشورهای هم‌ردیف خود کاهش خواهد داد.

در خصوص تحلیل قیمت سهام و سرمایه گذاری در دارائی‌های مالی در ادبیات مالی سه دیدگاه کلی وجود دارد که شامل روش بنیادی (Fundamental) روش تکنیکال (Technical) و روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT) است که در ادامه این مطلب از بورسینس به آنها پرداخته می‌شود.

1- انتخاب سهام با روش بنیادی

در بازار سرمایه ارزش سهام بر اساس میزان منافع آتی و اطمینان از تحقق آنها می‌تواند کاهش و افزایش یابد و هر اندازه اطمینان نسبت به کسب بازده بیشتر باشد، خطر از دست دادن اصل سرمایه و سود آن کمتر می‌رسد.

عوامل و متغیرهای متعددی در بازار سرمایه و در سطح کلان کشور بر روی قطعیت یا عدم قطعیت سود و نیز تغییرات قیمت دارائی‌های مالی اثر میگذارد. به همین خاطر روش بنیادی به بررسی دقیق عوامل محیطی که ممکن است بر روند حرکت قیمت سهام و به تبع آن بر بازده دارائی‌های مالی تاثیر گذارد می پردازد.

در تحلیل بنیادی به منظور تحلیل گزینه‌های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار قاعدتاً بایستی به سه مرحله اساسی ذیل که ارکان اصلی تحلیل بنیادین است توجه نمود.

الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور:

در نظام کنونی اقتصاد جهانی، بورس اوراق بهادار نقش دماسنج اقتصادی را ایفاء می‌کند و وضعیت اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی کشور در حال و آینده تاثیر بسزایی بر میزان سود آوری شرکت‌ها خواهد گذاشت. بنابراین در تحلیل بنیادی ابتداً بایستی تغییر و تحولات اوضاع اقتصادی حال و جهت‌گیری‌های آتی بدقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

این تجزیه و تحلیل شامل بررسی شاخص‌های کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، تولیدات ملی، نرخ بهره، نرخ ارز، میزان بیکاری، نرخ‌های رشد اقتصادی، واردات و صادرات، سیاست‌های پولی و مالی دولت و سایر نهادهای تاثیر گذار است که تحلیلگر با بررسی آنها پیش‌بینی‌های دقیق‌تری از وضعیت بازار سهام و صنعت خاص بعمل می‌آورد و از دورنمای آتی سهام موجود در بازار و مخصوصا سهام شرکت مورد نظر مطلع می‌شود.

ب – بررسی صنعت مورد نظر:

دومین مرحله از تحلیل بنیادین بررسی وضعیت و موقعیت فعلی صنعت مورد نظر و روند رشد آتی آن است. سهامداران و معامله‌گران برای شرکت‌هایی که در صنایع روبه رشد و سود آور فعالیت می‌کند ارزش بیشتری قایل هستند.

عوامل مطلوب صنعت در این تحلیل عبارتند از:

  • تقاضای رو به رشد و فزاینده برای محصولات یا خدمات آن صنعت
  • برخورداری از ویژگی ممتاز به گونه‌ای که محصولات مشابه خارجی یا رقیب تهدید جدی برای نفوذ در بازار داخلی نباشند. ویژگی ممتاز می‌تواند از نیروی کار ماهر و متخصص، اسم و رسم تجاری مناسب، فناوری پیشرفته تولید و سهم بازار در خور توجه ناشی شود.
  • محدود بودن کالاهای جانشین برای محصولات آن صنعت که در این حالت هر چقدر تعداد کالاهای جانشین محدودتر باشد موقعیت بازاری آن صنعت، مطلوبتر خواهد بود.
  • دخالت محدود ارگان‌های تصمیم‌گیرنده دولتی در تعیین قیمت محصولات صنعت و کم و کیف فعالیت آنها یک عامل مثبت تلقی می‌گردد زیرا مداخله نهادهای دولتی در فعالیت شرکت‌ها و اتخاذ تصمیمات اثرگذار توسط آنها موجبات تضعیف حیطه عملکرد مدیریت و نوسانات حاد قیمت سهام و بازده شرکت را فراهم می‌آورد.
  • استراتژیک بودن محصولات صنعت و نیز گاهاً فشردگی بازار صنعت مورد نظر باعث می‌گردد که رقباء جدید به آسانی وارد آن صنعت نگردند و بازار صنعت دستخوش نوسانات ناشی از ورود آنها قرار نگیرد.

ج- تجزیه و تحلیل شرکت :
در مرحله سوم تحلیل بنیادی، تحلیلگر بازار سرمایه بعد از انتخاب صنعت مناسب بایستی شرکتی را از میان شرکت‌های موجود در آن صنعت با توجه به معیارهای زیر انتخاب نماید.

موقعیت رقابتی برتر شرکت: در هر صنعتی شاید ده‌ها شرکت و موسسه به فعالیت بپردازند، اما ممکن است تنها چند شرکت عمده موفقیت چشمگیری در بازار داشته باشند. بررسی موقعیت رقابتی شامل میزان فروش و نرخ رشد آن، سهم بازار شرکت از صنعت، کیفیت محصولات یا خدمات و تمایز آنها و سایر عوامل خاص رقابتی است.

کیفیت عملکرد مدیریت شرکت: از آنجا که موقعیت هر شرکت وابسته به قابلیت‌ها و توانایی‌های مدیریت آن است لذا بایستی در وهله اول به ویژگی مدیران آن شرکت همانند تجربه، تحصیلات، موفقیت‌های قبلی، نوآوری، ابتکارات و جدیت و تلاش آنها توجه نمود. در وهله دوم اعمال مدیریت یعنی کارایی مدیریت در اداره دارائی‌ها، تولید و عملیات، فروش محصولات، به خدمت گرفتن فناوری جدید و عرضه محصولات جدید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

بررسی موقعیت مالی شرکت: این بررسی شامل نسبت‌های سود آوری، بدهی، کارایی و نقدینگی و مقایسه آن با گذشته شرکت و رقباء موجود در صنعت است.
بررسی‌ها نشان می دهد که تحلیل بنیادی از پتانسیل خوبی برای تشخیص وضعیت کلان اقتصاد حاکم برخوردار است و تغییر و تحولات جاری شرکت‌ها را به خوبی در تیررس نگاه خود قرار می‌دهد و نیز مهارت نگاه نمودن از بالا به پائین را به تحلیلگران می آموزد.

این مشخصه‌ها ضمن اینکه احتمال بدست آوردن منفعت مورد انتظار را تقویت می‌کند نوعی منطق‌گرایی مالی را نیز به سرمایه‌گذاران عرضه می‌دارد. مزیت اصلی تحلیل بنیادی کاربرد فراوان آن در سرمایه‌گذاری‌های میان مدت و بلند مدت است.

در تحلیل بنیادی فاکتورهای بسیار زیادی باید بررسی شود. این نوع تحلیل نیاز به انرژی، زمان، تخصص و جمع‌آوری داده‌های بسیار زیاد دارد.

برای یادگیری تحلیل بنیادی می‌توانید در دوره‌های حضوری شرکت کنید: لیست دوره‌های حضوری بورس

2- انتخاب سهام با روش تکنیکال

متخصصین و افراد معتقد به تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) بر این باورند که در بازار سهام، تمامی اطلاعات موردنیاز در قیمت‌ها نهفته است و با تمرکز بر روی قیمت‌های دوره های قبل و زمان حال سهام و پیش بینی آتی آن می‌توان از یک انتخاب مناسب در بازار سود جست. در واقع تکنیکالیست‌ها بر عکس بنیادی‌کارها که به چرایی قیمت‌ها تاکید داشتند بر روی «چیستی قیمت تمرکز دارند».

این نوع سرمایه‌گذاری با استفاده از مطالعه رفتار و حرکات قیمت سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده آن و امکان تکرار الگوهایی مشابه صورت می‌پذیرد. زیرا تکنیکالیست‌ها معتقدند که تمامی وقایع جاری اقتصادی کشور و نیز صنعت و انتظارات سهامداران نهایتاً بر قیمت سهام تاثیر گذاشته است.

بنابراین کافیست پیشینه تاریخی و نمودار قیمت سهام بدقت بررسی گردد و نیازی به بررسی عوامل بنیادی نیست چون عوامل بنیادی تاثیر خود را در نهایت در قیمت نشان می‌دهند.

در واقع تحلیل‌گر تکنیکال صرفاً به یک روند قیمتی نیاز دارد که در قالب نمودار (Chart) عرضه می‌شود به همین دلیل به تحلیلگران تکنیکال، چارتیست نیز گویند. چارتیست‌ها عنوان می‌کنند که قیمت‌های کنونی یک سهم که به نظر تصادفی می‌رسد ممکن است بتدریج به الگوهای قابل تکراری تبدیل شوند.

این تکرار قیمت‌ها یک روند (Trend) را ایجاد می‌کند که می‌تواند حالت صعودی (uptrend) یا نزولی (Down Trend) به خود گیرد و نوع معامله (Trade) در هر یک از حالت متمایز از دیگری خواهد بود.

استراتژی معامله‌گر (یا سهامدار) برای تعیین زمان‌های خرید یا فروش بستگی مستقیم به مدت انتظار او برای رسیدن به سود دارد. این زمان‌ها می‌تواند بسیار کوتاه در حد چند ساعت یا نسبتاً طولانی و به چندین سال برسد.

این متد تحلیل نیاز به یک ذهن باز و عاری از هرگونه تعصب به سهام شرکت مورد نظر دارد تا تحت تاثیر شایعات و اطلاعات نادرست و گمراه کننده قرار نگیرد. برای تحلیل تکنیکال نیاز به نرم افزار تحلیل تکنیکال است تا اطلاعات شرکت‌ها را بعنوان ورودی پذیرفته و خروجی آن نموداری از روند قیمت‌ها باشد و تحلیلگر بتواند انواع اندیکاتورها و اسیلاتورها را روی آن پیاده کند.

عوامل اصلی موفقیت در تحلیل تکنیکال

1- مطالعه و بررسی عمیق که باید با صرف وقت و در آرامش و بدور از هیاهوی بازار و خصوصاً شایعات صورت گیرد.
2- تصمیم گیری به موقع و قاطعانه خرید یا فروش که بلافاصله باید به آن عمل کرد.
3- بعد از اقدام (خرید یا فروش سهم) رفتار آن سهم همواره زیر ذره‌بین قرار گیرد و بررسی و تحلیل حالت استمرار داشته باشد.

مراحل بررسی قیمت سهام توسط چارتیست ها یا تکنیکالیست ها به قرار زیر است

1- انتخاب نوع نمودار از لحاظ بعد زمانی (همانند تغییرات قیمت در هر ساعت، روز، هفته، ماه و … ) و نیز انتخاب اشکال نمودار از قبیل میله‌ای، خطی، شمعی (Gandlistick) که معمولاً در ایران از نمودار میله‌ای و شمعی استفاده می‌شود.
2- بررسی روند شاخص کل
3- بررسی روند شاخص 50 شرکت برتر (خصوصاً اگر سهم مورد نظر بین این شرکت‌ها باشد)
4- روند قیمتی سهم که برای معاملات میان‌مدت و کوتاه‌مدت دوره‌های روزانه و هفتگی و برای افق بلندمدت دوره‌های ماهانه بررسی می‌گردد.
5- تعیین سطح مقاومت (Risstance) یا حد بالای قیمت و سطح حمایت (Support) یا حد پائین قیمت و نقطه شکست (Breakout). در این حالت فرصت‌های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات در دو سطح حمایتی و مقاومتی مشخص می‌شود که نحوه تعیین اینگونه فرصت‌ها خود به مهارت و تبحر نیاز دارد. تحلیلگران تکنیکال حرفه‌ای بدقت حرکات بازار را تشخیص می‌دهند تا از روند گذشته نتیجه گیری بهتری بدست آورند.

شما هم می‌توانید تحلیل تکنیکال را بصورت از ابتدا و کاملا کاربردی فرا بگیرید: جزییات بیشتر بسته آموزشی تحلیل تکنیکال

3- روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT)

این روش که ابتدا توسط هری مارکویتز بصورت عملی بیان شد بر اساس یک سری مفروضات خاصی است که اهم آن گویای این است که بازار کارا است و انتشار اطلاعات بصورت یکپارچه و در اختیار همکان است و شفافیت اطلاعات در معاملات حاکم است.

مبنای این روش بر پایه این استدلال استوار است که احتمال خطر از دست دادن سرمایه یا سود یک نوع سهام در بازار بسیار بیشتر از مجموعه یا ترکیب سهام است. لذا قاعدتاً سرمایه‌گذار حرفه‌ای نباید تمامی سرمایه خود را در یک دارایی سرمایه‌گذاری کند (منطق اقتصادی نیز این را تایید می‌کند ).

بلکه بایستی آن را در مجموعه ای از سهام یا دارائی‌ها سرمایه گذاری کند که این مجموعه به پرتفوی معروف است. البته سرمایه‌گذاران بزرگی همانند وارن بافت به تشکیل سبد سهام به این شکل اعتقاد ندارند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا