جفت ارز ها

میانگین های متحرك

میانگین متحرک

سودمندی استفاده از روش‌های تحلیل تکنیکی در بورس اوراق بهادر تهران

  • حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت مالی – حسابداریمدیریت مالی

این تحقیق در پی یافتن پاسخ این سوال است که آیا استفاده از روش های تحلیل تکنیکی در بورس اوراق بهادار تهران سودمند می باشد یا خیر؟ بدین منظور یکی از ساده ترین و در عین حال پرکاربردترین روش های تحلیل تکنیکی یعنی میانگین متحرک مورد استفاده قرار گرفته است. این بررسی از طریق آزمودن قواعد معاملاتی متعدد میانگین متحرک بر روی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از تیرماه سال 1371 تا پایان شهریور ماه سال 1383، صورت پذیرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که روش های میانگین متحرک دارای قابلیت پیش بینی می باشند و می توانند الگوهای قیمتی را به منظور انجام معاملات سودمند شناسایی نمایند. علاوه بر این، تحقیق حاضر این فرضیه که روش های معاملاتی تکنیکی نسبت به استراتژی خرید و نگهداری بازده بیشتری ایجاد می نمایند را تایید نمود. طبق نتایج تحقیق به نظر می رسد سودمندترین قاعده، میانگین متحرک 5 روزه می باشد. این قاعده معاملاتی با ایجاد متوسط بازدهی سالانه حدود60 درصد در مقایسه با متوسط بازدهی سالانه نزدیک به 36 درصدی روش خرید و نگهداری درهمین دوره، بهترین عملکرد را داشته است.

مدل سازی و پیش بینی قیمت بنزین با استفاده از شبکه عصبی GMDH

  • حوزه‌های تخصصیاقتصاداقتصاد بخشی،اقتصاد صنعتی،کشاورزی،انرژی،منابع طبیعی،محیط زیستاقتصاد انرژینفت،گاز طبیعی،زغال سنگ،مشتقات نفتیپیش بینی قیمت،نوسانات قیمتی،عدم ثبات،نااطمینانی و ریسک

در این پژوهش از شبکه عصبی GMDH مبتنی بر الگوریتم ژنتیک به عنوان ابزاری با قابلیت بالا در مدل سازی سیستم های غیرخطی پویای پیچیده، برای پیش بینی قیمت بنزین با دو روش قیاسی و قواعد تحلیل تکنیکی، استفاده کرده ایم. متغیرهای ورودی در روش قیاسی شامل تمام عوامل مؤثر(درون و برون سیستمی) بر قیمت بنزین و در روش تحلیل تکنیکی شامل میانگین های متحرک کوتاه و بلندمدت است. نتایج نشان دهنده دقت بیش از 96درصد پیش بینی و پایداری روش قیاسی و بیش از99درصد تحلیل تکنیکی است. اثر روز دوشنبه به عنوان یک معیار تحلیل تکنیکی در روش قیاسی، تایید شده است. همچنین، در مقایسه معیارهای خطا، دقت پیش بینی های شبکه عصبی GMDH به طور معناداری از الگوی رگرسیونی بهتر است.

نگرشی بر تغییرات حداقل های مطلق دما در پهنه ایران زمین

  • حوزه‌های تخصصیجغرافیاجغرافیای طبیعیآب و هواشناسی

دما متغیر جوی بسیار مهمی است که تغییر آن منشاء بسیاری از تحولات فیزیکی، شیمیایی و زیست محیطی است. اندازه گیری دما توسط انسان در مقایسه با سایر عناصر جوی از سابقه طولانی تری بر خوردار است. هدف اصلی این پژوهش بررسی تغییرات زمانی و مکانی دمای حداقل، تعداد روزهای با دمای مساوی و کمتر از 4- درجه سلسیوس است. بدین منظور داده های آماری حداقل مطلق دما در 20 ایستگاه همدید کشور با روش تحلیل روند، تحلیل واریانس و میانگین متحرک در دوره آماری 1956-2005 واکاوی شد و در ادامه نمودارهای سالانه، فصلی و ماهانه میانگین دمای حداقل در طول دوره آماری ترسیم و تحلیل گردید. نتایج این بررسی ها نشان می دهد که الگوی تغییرات حداقل مطلق دما در کشور در طول دوره آماری یکسان نبوده به طوری که، نوسانات و تغییرات مقادیر حداقل مطلق دما در بین مناطق مختلف ایران دارای اختلافات زیادی است. با وجود روند افزایشی سری زمانی دما، داده های دمای حداقل دارای افت و خیزها و دوره های کوتاه مدت سرمایشی و گرمایشی است. همچنین نتایج این تحقیق بیانگر تغییرات شدید مکانی و زمانی حداقل دما در بین ایستگاههای شمالغرب و نواحی کوهستانی منفرد کشور و نیز تغییرات ملایم در ایستگاههای مرکزی و جنوبی کشور است. تغییرات و توزیع تعداد روزهای مساوی و کمتر از4- درجه سلسیوس نیز الگوی مشابهی را در کشور نشان می دهد. به طور کلی حداقل دما در سطح کشور در طول دوره آماری روند افزایشی را طی کرده است.

پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل های میانگین متحرک (MA) و میانگین متحرک با ورودی های خارجی (MAX)

  • حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت مالی – حسابداریتئوریهای حسابداریبازده سهام

تحقیق حاضر با هدف مدل سازی و پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل های میانگین متحرک و میانگین متحرک با ورودی های خارجی صورت پذیرفته است. تحقیق حاضر ابتدا به بررسی موضوع بازده و انواع بازده پرداخته و سپس عوامل موثر بر بازده را که منتج از مبانی تئوریک مالی و تحقیقات مرتبط می باشد، شناسایی نموده است. در ادمه موضوع پیش بینی و روش های متداول آن بررسی و انواع مدل های پیش بینی بازده بازار سرمایه به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. در قسمت بعدی روش تحقیق و نحوه تحلیل داده ها بررسی شده است. سپس از مدل رگرسیون خطی کلاسیک برای پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران استفاده گردیده و پس از آنکه نتایج آزمون های تشخیصی دلالت بر تاثیرپذیری متغیر وابسته از میانگین متحرک یک تا ده خود می باشد از مدل های MA و MAX جهت پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران استفاده گردید. پس از تخمین مدل های مذکور و تایید قدرت تصریح آنها از طریق بکارگیری آزمون های تشخیصی ، بازده بورس اوراق بهادار تهران برای 4 دوره آتی پیش بینی گردید. پیش بینی های صورت پذیرفته با استفاده از مدل های تخمینی با داده های واقعی مورد مقایسه قرار گرفته و مدل بهینه با استفاده از معیارهای اطلاعاتی آکائیک، شوارزبیزین و حنان-کوئیک و همچنین معیار MSE,MAE,MAPE انتخاب گردید. نتیجه نهایی موید برتری مدل MAX بر مدل MA می باشد

بررسی تاثیر بی ثباتی اقتصاد کلان بر سرمایه گذاری بخش خصوصی در ایران

بررسی تاثیر بی ثباتی اقتصاد کلان بر سرمایه گذاری بخش خصوصی در ایران بی ثباتی شاخص های اقتصاد کلان در جامعه می تواند موجب کاهش تجمع سرمایه فیزیکی شده و کارایی استفاده از سرمایه های موجود در اقتصاد را کاهش دهد. در این مطالعه اثر شاخص های بی ثباتی اقتصاد کلان بر سرمایه گذاری بخش خصوصی در ایران طی دوره (95-1360) با استفاده از روش خود رگرسیونی با وقفه های توزیعی (ARDL) مورد ارزیابی قرار گرفته است. متغیرهای مورد استفاده برای این منظور؛ نرخ تورم، نسبت کسری بودجه دولت به تولید ناخالص داخلی، نسبت کسری تراز پرداخت ها به تولید ناخالص داخلی و نرخ ارز واقعی می باشند. بی ثباتی، قدر مطلق انحراف هر کدام از این متغیر ها از روند با ثبات آنها می باشد که با استفاده از روش میانگین متحرک با دوره ای 4 ساله بدست آمده است. نتایج حاکی از تاثیر مثبت بی ثباتی نسبت کسری بودجه دولت به تولید ناخالص داخلی و تأثیر منفی بی ثباتی نرخ تورم و نرخ ارز واقعی بر روی سرمایه گذاری بخش خصوصی می باشد. کلید واژه ها: بی ثباتی شاخص های اقتصاد کلان، سرمایه گذاری بخش خصوصی، میانگین متحرک.

طراحی مدل پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل های خودرگرسیون میانگین متحرک (ARMA) و خودرگرسیون میانگین متحرک با ورودی های خارجی (ARMAX) و ارزیابی عملکرد آن ها

بازده بازارهای سرمایه تحت تأثیر عوامل مختلفی هستند. این عوامل دامنه گسترده و وسیعی از عوامل کلان جهانی تا رفتارهای تاریخی متغیر وابسته را شامل می شود. پژوهشگران زیادی، هریک بخش یا بخش هایی از این دامنه گسترده عوامل تأثیرگذار بر بازده بازار سرمایه را در کشورهای مختلف، انتخاب و اقدام به مدل سازی برای پیش بینی بازده بازار سرمایه مربوطه کرده اند. پژوهش حاضر نیز با هدف مدل سازی و پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران، از مدل های خود توضیحی و ترکیبی استفاده کرده است. به گونه ای که از مدل های خودرگرسیون میانگین متحرک و خودرگرسیون میانگین متحرک با ورودی های خارجی برای مدل سازی و پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران یاری گرفته است. در پژوهش حاضر، برای تبیین هر چه کامل تر مدل و به کارگیری عوامل حداکثری، پس از بررسی موضوع بازده و عوامل مؤثر بر بازده، موضوع پیش بینی و روش های متداول آن و انواع مدل های پیش بینی بازده بازار سرمایه بررسی شده است. سپس از مدل های رگرسیون خطی کلاسیک، خود رگرسیون میانگین متحرک (ARMA) و خود رگرسیون میانگین متحرک با ورودی های خارجی (ARMAX) برای پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران استفاده شد. پس از تخمین مدل های یادشده، با استفاده از داده های 99 دوره ای و تأیید قدرت تصریح آن ها بااستفاده از به کارگیری آزمون های تشخیصی، بازده بورس اوراق بهادار تهران برای 4 دوره آتی پیش بینی شد. پیش بینی های صورت پذیرفته با استفاده از مدل های تخمینی با داده های واقعی مورد مقایسه قرار گرفته و مدل بهینه با استفاده از معیارهای اطلاعاتی آکائیک، شوارزبیزین و حنان کوئیک و همچنین معیار MSE,MAE,MAPE انتخاب شد. نتیجه نهایی مؤید برتری مدل ARMA بر مدل ARMAX است.

سیستم سبد گردان خودکار با استفاده از ترکیب مدل های پیش بینی تلاطم و مبانی تحلیل تکنیکال

یکی از مواردی که درزمینه ی خریدوفروش سهام کمتر موردتوجه قرار گرفته شده، ارائه مدلی خودکار جهت تشکیل سبد سرمایه گذاری بوده که در طول زمان به صورت پویا عمل کرده و برحسب شرایط بازار اقدام به تصمیم گیری نماید. ازجمله معایب مطرح شده در به کارگیری تحلیل تکنیکال به عنوان یک روش تصمیم گیری جهت سرمایه گذاری در بازار سهام، عدم توجه به ریسک سرمایه گذاری و موضوع تشکیل سبد سهام می باشد. لذا مطالعه حاضر با تشخیص نقاط حداکثر و حداقل قیمتی به کمک اندیکاتورهای تکنیکال و همچنین مدل سازی ریسک به کمک روش های پیش بینی تلاطم با استفاده از مدل های شرطی GARCH و FIGARCH، به دنبال طراحی یک سیستم سبدگردان خودکار می باشد. به منظور ارزیابی سیستم طراحی شده، عملکرد این مدل در بازه زمانی یک ساله موردبررسی قرارگرفته شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که مدل های طراحی شده با استفاده از FIGARCH بیش ترین بازدهی و کمترین ریسک را دارا می باشد. همچنین مقایسه مقادیر نسبت بازده به ریسک، حاکی از برتری سیستم طراحی شده پیشنهادی نسبت به سایر استراتژ ی های مدیریت سبد سهام نظیر مدل مارکویتز و استراتژی خرید و نگهداری دارایی ها می باشد.

تعیین الگوی مناسب پیش بینی قیمت محصولات زراعی مطالعه موردی گندم، سیب زمینی و یونجه

نوسانات قیمت محصولات کشاورزی همواره به عنوان یکی از مسائل اصلی فراروی تولیدکنندگان و سیاست گذاران این بخش به ویژه در کشورهای در حال توسعه بوده است. در این راستا پیش بینی قیمت، می تواند نقش مهمی در کنترل ناپایداری قیمت ها و کاهش ریسک بازار داشته باشد. هدف این مطالعه انتخاب الگوی مناسب برای پیش بینی قیمت محصولات عمده ی زراعی استان کردستان(سیب زمینی، گندم و یونجه) و پیش بینی قیمت محصولات منتخب می باشد. داده های مورد استفاده مربوط به قیمت خرده فروشی محصولات گندم، یونجه و سیب زمینی طی دوره 1392-1380 به صورت شش ماهه می باشد. پس از بررسی ایستایی سری های مورد استفاده با استفاده از آزمون دیکی- فولر با یک مرتبه تفاضل گیری، سری ایستا و قابل پیش بینی گردید. الگوهای مورد استفاده در این تحقیق شامل الگوی ARIMA ، میانگین متحرک (MA) و خودتوضیح (AR) می باشد. نتایج پیش بینی نشان داد که از میان سه الگوی مورد نظر، الگوی ARIMA براساس معیارهای ارزیابی دقت پیش بینی، میزان خطای کم تری داشته و در نتیجه قدرت بالاتری در پیش بینی قیمت محصول منتخب دارد.

میانگین متحرک (Moving Average)

میانگین متحرک یک اندیکاتور تعقیب کننده روند است و از آن برای تشخیص جهت قیمت استفاده میشود، به همین دلیل یک اندیکاتور روندی می‌باشد.

این اندیکاتور برای محاسبه از قیمت‌هایی که در گذشته بر روی نمودار قیمتی تشکیل شده‌اند استفاده میکند، از این رو یک اندیکاتور تاخیری (Lagging) نیز محسوب میشود.

از متداول‌ترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال است که اساس بسیاری از استراتژی‌های معاملاتی و اندیکاتورهای دیگر مانند MACD،Stochastic و … است.

از این رو به آن اندیکاتور مادر نیز گفته میشود.

با استفاده از این اندیکاتور میتوان جهت اصلی حرکت قیمت را تشخیص داد و می‌توانند نقش سطوح حمایتی و مقاومتی را ایفا کنند.

انتخاب دوره زمانی

اگر در تنظیمات دوره زمانی عدد بزرگتری را قرار دهیم، بخش بزرگی از حرکت اصلی قیمت را از دست می‌دهیم اما تعداد سیگنال‌های اشتباه کمتر میشود.

افراد بلندمدتی بهتر است از دوره‌های زمانی بالاتر مانند ۱۰۰ ، ۱۴۴ و ۲۰۰ روزه استفاده کنند.

اما اگر در تنظیمات دوره زمانی عدد کوچک‌تری را قرار دهیم، تاخیر این اندیکاتور نسبت به قیمت کمتر میشود اما تعداد سیگنال‌های اشتباه بیشتر میشود.

افراد کوتاه‌مدتی بهتر است از دوره‌های زمانی پایین‌تر مانند ۸ ، ۱۳ و ۲۱ روزه استفاده کنند.

انواع میانگین متحرک

۱/ میانگین متحرک ساده ( S imple M oving A verage) ( SMA )

قیمت‌ها در دوره زمانی مشخصی با هم دیگر جمع شده و تقسیم بر دوره زمانی می‌شوند.

این حالت ساده‌ترین روش محاسبه میانگین است.

یکی از مهم‌ترین ایرادهایی که بر SMA وارد است، تفاوت قائل نبودن بین قیمت‌های اخیر با قیمت‌های گذشته است.

اگر میانگین ساده روز گذشته را محاسبه کنیم تفاوتی بین قیمت روز گذشته و روز صدم وجود ندارد.

برای مثال در میانگین متحرک ۱۰۰ روزه اگر قیمت سهم در روز اول و در روز صدم ۵۰۰ تومان باشد یعنی میانگین قیمتی برابر ۶۰۰ تومان است.

حال فرض کنید قیمت در روز اول ۹۰۰ تومان بوده است و به ۳۰۰ تومان کاهش پیدا کرده است.

در این حالت نیز میانگین قیمتی ۶۰۰ تومان است، پس میانگین متحرک ساده تفاوتی بین این دو حالت قائل نیست.

۲/ میانگین متحرک نمایی ( E xponential M oving A verage) ( EMA )

این نوع میانگین مشکل مطرح شده در رابطه با میانگین متحرک ساده را رفع میکند.

EMA وزن بیشتری به اطلاعات روزهای جدید میدهد.

پس میانگین متحرک نمایی به تفاوت بین قیمت دوره فعلی و EMA قبلی وزن میدهد و نتیجه آن را به EMA قبلی اضافه میکند.

هر چه قدر دوره کوتاه‌تر باشد وزن (ضریب) بیشتری به آخرین قیمت داده میشود.

این تفاوت در فرمول باعث میشود تا EMA واکنش سریعتری در مقایسه با SMA نسبت به تغییرات قیمت داشته باشد.

تفاوت اصلی بین این دو میانگین همین موضوع است.

نحوه محاسبه میانگین متحرک نمایی

میانگین متحرک ساده و نمایی

۳/ میانگین متحرک هموار ( S moothed M oving A verage) ( SMMA )

این نوع میانگین متحرک به عنوان ترکیبی از SMA و EMA رفتار میکند.

SMMA داده‌های مربوط به گذشته‌های دورتر را نیز در نظر میگیرد تا میانگین دقیق‌تری را ارائه دهد.

همچنین داده‌های قدیمی‌تر وزن کمتری را نیز دارند، پس به همین خاطر است که این نوع میانگین نوسانات کوتاه مدت را کاهش میدهد.

کاربرد SMMA در بازارهای رونددار بلندمدتی بیشتر است.

۴/ میانگین متحرک وزنی ( W eighted M oving A verage)( WMA )

این نوع میانگین به داده های اخیر وزن بیشتری میدهد.

هر داده جدید با یک ضریب افزایشی ضرب میشود و سپس مجموع این حاصل‌ضرب‌ها بر مجموع ضرایب تقسیم می‌شود.

میانگین متحرک هموار و وزنی

تفاوت بین EMA و SMA ، کدام بهتر است؟

مشاهده نمودید که SMA و EMA به روش‌های مختلفی محاسبه میشوند.

این تفاوت باعث میشود تا EMA واکنش سریع‌تری نسبت به تغییرات قیمت داشته باشد و در نتیجه معامله‌گران بلافاصله بعد از مشاهده یک تغییر موقت ممکن است به اشتباه از معامله خارج شوند.

اما در مقابل این حساسیت بیشتر در EMA باعث میشود تا بسیاری از معامله‌گران کوتاه‌مدت از میانگین متحرک نمایی استفاده کنند.

زیرا به محض تغییر حرکت قیمت میتوانند هشدار را دریافت کنند.

در طرف دیگر معامله‌گران بلند مدت بیشتر از SMA استفاده میکنند چرا که این نوع معامله‌گران تمایل کمتری به تغییر ایجاد کردن در معاملات خود دارند.

در نتیجه عجله‌ایی برای خرید و فروش ندارند.

بنابراین انتخاب این که از کدام نوع از میانگین‌های متحرک استفاده کنیم به استراتژی معاملاتی هر شخص بستگی دارد.

در تصویر بالا تنظیمات اندیکاتور مووینگ اوریج را در نرم‌افزار متاتریدر مشاهده می‌کنید.

قیمتی که ملاک محاسبه میانگین متحرک است میتواند بر اساس Close، Open، High، Low، Median Price، Typical Price و Weighted Close تعیین شود.

معمولا اکثر تحلیل‌گران از قیمت پایانی (Close) استفاده می‌کنند.

۲ استراتژی با استفاده از Moving Average

۱ / شکست Moving Average توسط قیمت

هرگاه میانگین متحرک توسط کندل‌ها شکسته شود میتواند سیگنال جدیدی را صادر کند.

زمانی که قیمت میانگین متحرک را به سمت بالا میشکند معمولا سیگنال خرید و زمانی که قیمت میانگین متحرک را به سمت پایین میشکند معمولا سیگنال فروش است.

در تصویر بالا نمودار سهم پخش را مشاهده میکنید.

زمانی که قیمت، EMA را به سمت بالا شکسته است، سیگنال خرید صادر شده است و زمانی که قیمت EMA را به سمت پایین شکسته است، سیگنال فروش صادر شده است.

در مثال بالا نمودار EURCAD مشاهده میکنید.

در تایم فریم یک ساعته سیگنال‌های خرید و فروشی که EMA با دوره زمانی ۳۴ صادر میکنند را مشاهده می‌کنید.

در نظر داشته باشید که تا زمانی که Moving Average با یک کندل با بدنه بزرگ قطع نشده است، نمی‌توانیم از شکست قطعی Moving Average و در نتیجه سیگنال خرید و فروش مطمئن شویم.

۲ / تقاطع دو یا سه Moving Average

زمانی که میانگین متحرک با دوره کوچکتر میانگین متحرک با دوره بزرگتر را از پایین به بالا قطع کند، سیگنال خرید صادر شده است.

همچنین زمانی که میانگین متحرک با دوره کوچکتر میانگین متحرک با دوره بزرگتر را از بالا به پایین قطع کند، سیگنال فروش صادر شده است.

تقاطع میانگین متحرک ها

در تصویر بالا نمودار سهم فولاد را مشاهده میکنید.

تا زمانی که EMA 8 بالای EMA 21 قرار دارد می‌توانیم با سهم بمانیم.

زمانی سیگنال فروش قطعی میشود که EMA 21، EMA 8 را به سمت پایین قطع کرده و شیب هر دو EMA منفی باشد.

تقاطع میانگین متحرک 2

تقاطع میانگین متحرک 3

گاهی اوقات تحلیلگران از تقاطع سه Moving Average هم استفاده میکنند. Moving Average کوتاه‌مدتی، میان‌مدتی و بلندمدتی.

برای مثال در تصویر زیر در نمودار سهم داوه از تقاطع EMA 34 ، EMA 21 ، EMA 8 سیگنال خرید و فروش صادر شده است.

کاربردهای میانگین متحرک

با کمک میانگین های متحرک به سه طریق می توان جهت روند را تشخیص داد. اولین روش توجه به جهت منحنی های میانگین متحرک است. اگر میانگین متحرک به سمت بالا حرکت کند، روند صعودی و اگر به سمت پایین حرکت کند، روند نزولی است.
دومین روش، تعیین موقعیت قیمت نسبت به میانگین متحرک است، اگر قیمت بالای میانگین متحرک باشد، روند صعودی و اگر قیمت پایین میانگین متحرک باشد، روند نزولی است که هر دو حالت را در نمودار زیر مشاهده می نمایید.

تعیین جهت روند در میانگین متحرک

تعیین جهت روند در میانگین متحرک

سومین روش برای تشخیص روند، به کارگیری دو میانگین متحرک با دوره های مختلف و بررسی موقعیت میانگین متحرک کوتاه تر نسبت به میانگین متحرک طولانی تر است. اگر میانگین متحرک کوتاه تر بالای میانگین متحرک طولانی تر باشد، روند صعودی و اگر میانگین متحرک کوتاه تر پایین متحرک طولانی تر باشد، روند نزولی است. بر این اساس معامله گران می توانند با بررسی خط روند و ترسیم خطوط میانگین متحرک، از روند بازار اطمینان حاصل کنند.

۲- حمایت و مقاومت

میانگین های متحرک را می توان به عنوان خطوط حمایت و مقاومت استفاده کرد. در یک روند صعودی، زمانی که میانگین متحرک ساده پایین تر از خط روند صعودی باشد، مانند خط حمایت عمل می کند. اگر روند بازگردد، احتمال دارد که نرخ با رسیدن به خط میانگین متحرک مسیر خود را عوض کند. همین امر درباره روند نزولی هم صدق می کند و اگر میانگین متحرک ساده بالاتر از خط روند نزولی باشد، می تواند به عنوان خط مقاومت در نظر گرفته شود.
هرچه چارچوب زمانی میانگین متحرک بزرگتر باشد، خط میانگین، خط حمایت و مقاومت قوی تری را به نسبت خط میانگین کوتاه مدت می سازد. زمانی که نرخ به خط میانگین متحرک بلند مدت تر می رسد، بدان معنی است که بازگشت روند از این سطح قدرتمندتر است. معامله گران می توانند در معاملات طراحی شده بر مبنای میانگین متحرک، از الگوهای شمعی نیز کمک کند برای مثال اقدام به فروش در یک روند نزولی، زمانی که نرخ به میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه رسیده و با تشکیل یک الگوی پوششی نزولی بازگشت کرده است، معامله مناسبی خواهد داد.

تعیین حمایت و مقاومت در میانگین متحرک

تعیین حمایت و مقاومت در میانگین متحرک

٣- هشدارهای خرید و فروش

یکی از کاربردهای MA هشدارهای خرید و فروش است که با محاسبه میزان باقی مانده (Residual Value) به دست می آید. این عدد خود حاصل کسر میانگین متحرک (MA) از قیمت می باشد.

Residual = Price(X) – MA(X)

اگر باقی مانده مثبت باشد، سیگنال خرید و اگر منفی (زیر صفر) باشد، سیگنال فروش صادر می شود. اما سیگنال های مطمئن تر با استفاده از دو میانگین متحرک در سیستمی به نام MACD به دست می آید که در مطالب بعدی به آن پرداخته خواهد شد. هنگامی که MA دارای دوره کوتاه تر (MA نوسانی)، MA دارای دوره بلندتر (MA مبنا) را به سمت بالا قطع نماید سیگنال فروش صادر می شود.

Residual = Basis MA(X) – Oscillating MA(X)

در جدول زیر شیوه استفاده از میانگین متحرک را در جفت ارز EURUSD مشاهده می نمایید.

هشدارهای خرید و فروش در میانگین متحرک

هشدارهای خرید و فروش در میانگین متحرک

اعتبار روش باقی مانده M4A کاملا به انتخاب دوره MA بستگی دارد که با توجه به شرایط بازار می توان از دوره های مناسبی استفاده نمود تا به بازدهی مطلوبی دست یافت. هنگامی که از دو میانگین استفاده می شود نتایج حاصله تا حد زیادی بهبود می یابد.

4- سیگنال های تقاطع یا سیستم X

زمانی که یک خط میانگین متحرک ساده کوتاه مدت با خط میانگین متحرک ساده بلندمدت برخورد می کند، از بروز تغییر در شرایط بازار خبر می دهد. معامله گران می توانند با استفاده از این سیگنال ها در جهت تقاطع اقدام به معامله کنند.
از آنجایی که میانگین متحرک کوتاه مدت سریع تر به تغییرات بازار واکنش نشان می دهد، تقاطع در خطوط میانگین متحرک نشان دهنده تغییر در وضعیت بازار است. زمانی که میانگین کوتاه مدت تر از میانگین بلند مدت تر عبور و رو به بالا حرکت کند، اخطار خرید و زمانی که پس از تقاطع رو به پایین حرکت کند، اخطار فروش صادر می شود. از ترکیب های رایج میانگین های متحرک یکی به کارگیری میانگین های ۵ و ۲۰ روزه و دیگری ۱۰ و ۵۰ روزه می باشد. ما در ادامه به یکی از استراتژی های معامله بر اساس سیستم X که دارای انواع مختلفی چون سیستم تقاطع دوتایی ، تقاطع سه تایی و غیره می باشد اشاره می نماییم.

سیستم ۴-۹-۱۸

رایج ترین ترکیب مورد استفاده در روش تقاطع سه تایی مربوط به سیستم X به کار بردن میانگین های ۴، ۹ و ۱۸ روزه می باشد. این سیستم نخستین بار توسط «آر. سی. آلن» در سال ۱۹۷۲ میلادی در کتابش با عنوان «چگونه در بازارهای کالا ثروتمند شویم؟» و مجددا توسط وی در سال ۱۹۷۴ در کتاب «چگونه از میانگین متحرکهای ۴، ۹ و ۱۸ روزه استفاده کنیم تا در بازارهای کالا سود بیشتری کسب کنیم؟» مطرح شد که در ادامه به آن می پردازیم.

آماده سازی.

برای استفاده از این استراتژی از میانگین متحرک ساده بر روی نقطه پایانی استفاده می کنیم لذا ابتدا باید میانگین های زیر را در نمودار مورد نظر رسم نماییم:
/ میانگین متحرک ساده ۴ روزه (SMA4)

/ میانگین متحرک ساده ۹ روزه (SMA9)

/ میانگین متحرک ساده ۱۸ روزه (SMA18)

تقاطع در میانگین متحرک

در نمودار سهام شرکت مخابرات ایران مشاهده می کنیم که در اواخر آگوست ۲۰۱۱، اخطار خرید زمانی که میانگین ۹ روزه به بالای میانگین ۱۸ روزه قرار گرفته، صادر شده است. اخطار فروش زمانی که میانگین ۹ روزه پایین تر از میانگین ۱۸ روزه قرار گرفته، صادر شده است.

فروش در میانگین متحرک

ترکیب میانگین های ۴-۹-۱۸ روزه یکی از ترکیب های محبوب برای معامله گران است. در نی را سهام شرکت کالسیمین در سقف قیمت حدود ۸۸۴۶ ریال ابتدا میانگین ۲ روزه چرخش داشته و بایی و دو میانگین دیگر قرار گرفته است. بعد از آن میانگین ۹ روزه پایین تر از میانگین ۱۸ روزه قرار گرفته است علامت را نگاه کنید و این اخطاری برای پدید آمدن یک سقف قیمت است.

قبلا این نکته را توضیح دادیم که میانگین های متحرک کوتاه مدت، دنباله روی بیشتری از قیمت داشته و نسبت به میانگین های بلند مدت تر، فاصله کمتری با قیمت روزانه دارند، به این ترتیب می توان گفت که کوتاه مدت ترین میانگین متحرک یعنی ۴ روزه، بسیار به قیمت نزدیک است و پس از آن به ترتیب میانگین های متحرک ۹ و ۱۸ روزه قرار دارند. بنابراین اصلی ترین نشانه یک روند افزایشی این است که میانگین ۴ روزه بالاتر از میانگین ۹ روزه و میانگین ۹ روزه بالاتر از میانگین ۱۸ روزه باشد و در روندهای کاهشی و بازگشت ها، دقیقا عکس این اتفاق می افتد. یعنی این بار میانگین ۴ روزه است که پایین تر از میانگین ۹ روزه و میانگین ۹ روزه نیز پایین تر از میانگین ۱۸ روزه قرار می گیرد.(شکل های بالا)

قوانین معامله

توجه کنید که اگر میانگین متحرک ۴ روزه، میانگین متحرک ۹ روزه را به سمت بالا قطع کند و در بالای آن حرکت کند روند قیمت صعودی و اگر آن را به سمت پایین قطع کرده و در زیر آن حرکت کند روند قیمت نزولی خواهد بود. بر این اساس در یک روند نزولی اخطار خرید زمانی صادر می شود که میانگین ۴ روزه بالاتر از میانگین ۹ و ۱۸ روزه قرار گیرد و زمانی تأیید می گردد که میانگین ۹ روزه نیز بالاتر از میانگین ۱۸ روزه قرار بگیرد. یعنی در نهایت میانگین ۴ روزه، بالاتر از ۹ روزه و میانگین ۹ روزه بالاتر از میانگین ۱۸ روزه باشد.
به همین ترتیب در بازگشت یک روند صعودی، ابتدا کوتاه مدت ترین (حساس ترین میانگین متحرک )۴ روزه پایین تر از میانگین های ۹ و ۱۸ روزه قرار می گیرد. این نشانه، تنها اخطار فروش محسوب می شود. برخی از معامله گران به همین نشانه ابتدایی اکتفا کرده و شروع به نقد کردن خریدهای خود می کنند. اگر بعد از آن میانگین متحرک بلند مدت تر یعنی میانگین ۹ روزه نیز پایین تر از میانگین ۱۸ روزه قرار گرفت اخطار فروش اولیه تأیید می شود (شکل زیر). این قانون در رابطه با کلیه سیستم هایی که از سه میانگین متحرک استفاده می کنند، صادق است.

حد سود و ضرر

حد ضرر را پشت میانگین متحرک طولانی مدت تر (۱۸ روزه) قرار می دهیم. حد سود را می توانیم بر اساس سطوح حمایت و مقاومت تعیین کنیم اما برای کسب سود بیشتر می توانیم با استفاده از توقف سیال تا زمانی که اخطار معامله عکس صادر نشده، در معامله خود باقی بمانیم.

تعیین حد سود و ضرر در میانگین های متحرک

تعیین حد سود و ضرر در میانگین های متحرک

نکته

١ – این استراتژی در تایم فریم های ۳۰ دقیقه ای، یک، دو و چهار ساعته و حتی روزانه عمل می نماید.
۲- در مارپیچ های بازار وارد نشوید. گاهی بازار حرکات نوسانی خواهد داشت و خطوط میانگین متحرک به هم پیچیده می شود که به این حالت مارپیچ DNA گفته می شود. در این زمان وارد معامله نشوید. برای مثال به شکل زیر توجه کنید:

نکات تعیین حد سود و ضرر

نکات تعیین حد سود و ضرر

در شکل زیر و نمودار ۴ ساعته جفت ارز GBP/USD را مشاهده می نمایید. در این نمودار در انتهای روند صعودی SMA4 از SMA9 به سمت پایین عبور کرده است که اولین اخطار بازگشت قیمت محسوب می شود. با عبور رو به پایین SMA9 از 18 SMA فروش انجام می دهیم. حد ضرر را در بالای SMA18 قرار می دهیم و تا زمانی که اخطار خرید صادر نشده در معامله باقی می مانیم. در پایین نمودار به محض تقاطع رو به بالای SMA4 و SMA9 از معامله خارج می شویم. مجموع سود حاصله ۴۰۰ پیپ می باشد.

محدودیت های میانگین های متحرک

بهتر است در زمان هایی که روندی بر بازار حاکم است از میانگین های متحرک استفاده شود، در غیر این صورت ممکن است تقاطع های میانگین متحرک، سیگنال های اشتباه فراوانی را نشان دهد.

نکته.

1- میانگین های متحرک کوتاه مدت بیش از میانگین های متحرک بلند مدت تقاطع ایجاد می کنند، زیرا نسبت به تغییرات بازار حساس تر هستند. در هر حال باید این نکته را نیز در نظر گرفت که میزان سیگنال های اشتباه میانگین های متحرک کوتاه مدت بیشتر است. توصیه ما این است که معامله گران در هنگام معامله بر مبنای میانگین های متحرک، از دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکال مانند الگوهای شمعی یا شاخص های تکنیکال دیگر هم استفاده کنند.

۲- بهتر است در زمانهایی که روندی بر بازار حاکم است از میانگین های متحرک استفاده شود، در غیر این صورت ممکن است تقاطع های میانگین متحرک، سیگنال های اشتباه فراوانی را نشان دهد.

محدودیت های میانگین متحرک

محدودیت های میانگین متحرک

منبع: کتاب مرجع کامل تحلیل تکنیکال در بازارهای سرمایه نوشته دکتر علی محمدی

iranfxopen آموزش حرفه ای فارکس

آشنایی با انواع میانگین های متحرک در بررسی تغییرات قیمتها

میانگین متحرک، میانگینی از داده های بازار در بازه زمانی خاص می باشد. میانگین متحرک عموما به عنوان یک Indicator (شاخص نمای تکنیکی) شناخته می شود اما از آنجا که امروزه در بین معامله گران (به خصوص معامله گران ارز) بیشتر بر روی خاصیت ساپورت و رزیستنس آن حساب باز می شود کاربردی دوگانه یافته است.
از آنجا که محاسبه میانگین متحرک از تغییرات قیمت به دست می آید، تابعی از قیمت و روند بازار می باشد و به لحاظ ساختاری برای پیش بینی آینده قیمت همیشه مقداری از روند عقب تر می باشد. نحوه محاسبه میانگین متحرک بسته به فرمول آن متفاوت است.


ميانگين هاي متحرک ساده ( Simple Moving Averages)

ساده ترین شیوه محاسبه، میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average) می باشد. به اختصار آنرا SMA می خوانند. این میانگین متحرک از آخرین تغییرات قیمت داده می پذیرد. به علت اینکه در بازار فارکس یا بازارهای دیگر تمامی تغییرات قیمتی (تیک چارت) را نداریم برای سهولت محاسبه از قیمت بسته شدن کندل استیک یا بار چارت برای بدست آوردن میانگین متحرک استفاده می شود.

اساسا يک ميانگين متحرک ساده SMA به اين صورت بدست مي آيد :
قيمتهاي بسته شدن در “X” پريود اخير را با هم جمع مي کنيم ، سپس حاصل را بر “X” تقسيم مي کنيم . اجازه بدهيد بيشتر توضيح ده ی م .

اگر مي خواهيد ميانگين متحرک با دوره پنج را در يک نموداريک ساعتي رسم کنيد بايد در نقطه مورد نظر قيمتهاي بسته شدن براي پنج ساعت آخر قبل از آن را با هم جمع کرده و حاصل را بر پنج تقسيم کنيد . همين طور براي تمام نقاط تا آخر ودر نهايت اتصال اين نقاط به همديگر ميانگين متحرک شما را تشکيل مي دهد .

در اينجا مثالي از نحوه ملايم کردن حرکت قيمت توسط ميانگين متحرک را مشاهده مي کنيم .

در نمودار بالا شما سه SMA ساده را مي توانيد مشاهده کنيد . همانطوري که مي بينيد ، هر چقدر دوره SMA طولاني تر باشد ، آن ميانگين از قيمت دورتر مي شود . دقت کنيد که چگونه SMA 62 از SMA 30 و SMA 5 از قيمت دورتر است .اين به خاطر اين است که شما براي SMA 62 قيمت هاي بسته شدن 62 دوره قبل را با هم جمع زده میانگین های متحرك و به 62 تقسيم کرده ايد و همين امر باعث کندي عکس العمل ميانگين به حرکت قيمت شده است .

SMA هاي موجود دراين نمودار يک ديد کلي از تمايل بازار در آن نقطه به شما مي دهد . با کمک ميانگين هاي متحرک ما به جاي آنکه روي قيمت فعلي تمرکز کنيم ، ديد بازتري نسبت به قيمت پيدا مي کنيم و پيش بيني ما به واقعيت نزديکتر خواهد بود

برای محاسبه میانگین متحرک غیر از قیمت انتهایی کندل استیک، میتوان از قیمت آغازین کندل استیک یا بالاترین و پایین ترین قیمت کندل استیک نیز استفاده کرد. در محاسبه میانگین متحرک روش های گوناگونی وجود دارد. ساده ترین و کاربردی ترین آن را در بالا توضیح دادیم اما میانگین های متحرک دیگری نیز وجود دارد که ارزش متفاوتی به داده های قیمت می دهند مانند میانگین های متحرک نمایی Exponential (کاربر ارزش هر داده قیمت را در این میانگین تایین می کند) میانگین متحرک سطحی Smoothed و میانگین متحرک خطی وزنی Linear Weighted از انواع دیگر هستند که عموما به داده های جدید ارزش و وزن بیشتری برای محاسبه می دهند. به هر حال آنچه مهم است تحقیق و بررسی شما روی میانگین های متحرک گوناگون در بازارهای مختلف (در اینجا ارزهای گوناگون) می باشد.


ميانگين هاي متحرک نمايي ( Exponential Moving Average)

با وجود اينکه ميانگين هاي متحرک ساده ابزاري عالي هستند ولي يک عيب بزرگ هم دارند و ان اين است که نسبت به حرکات تيز قيمت آسيب پذير مي باشند . با يک مثال منظور را واضح تر بيان مي کنم :
فرض کنيد مي خواهيم ميانگين متحرک ساده با دوره پنج روي نمودار روزانه EUR/USD بکشيم و قيمت هاي بسته شدن هم براي اين پنج روز عبارتند از :
روز اول : 1.2345
روز دوم : 1.2350
روز سوم : 1.2360
روز چهارم : 1.2365
روز پنجم : 1.2370
ميانگين متحرک مورد نظر بدين گونه محاسبه مي شود :


حال اگر قيمت روز دوم 1.2300 بود چطور ؟ مقدار ميانگين خيلي کمتر مي شد و اين احساس را به وجود مي آورد که قيمت در حال سقوط است ، در حاليکه ممکن است در همان يک روز چنين اتفاقي افتاده باشد ( مثلا شايد نرخ بهره کاهش يافته باشد )

منظور اين است که شايد گاهي اين ميانگين هاي متحرک بيش از اندازه ساده باشند . بايد راهي وجود داشته باشد که شما بتوانيد اين قيمت هاي تيز را فيلتر کنيد .اين راه در واقع همان ، ميانگين هاي متحرک نمايي است .

ميانگين هاي متحرک نمايي (EMA) وزن بيشتري به دوره هاي اخير مي دهند . در مثال ما يک ميانگين متحرک نمايي وزن بيشتري به روزهاي 3-5 مي دهد . و اين بدان معني است که قيمت تيز روز دوم با وزن کمتري در ميانگين دخالت دارد و در نتيجه نمي تواند تاثير زيادي روي آن بگذارد . درواقع اين ميانگين هاي بيشتر به آنچه معامله گران اکنون در حال انجام ان هستند توجه دارند .

به عبارت ديگر خيلي بهتر است که ما رفتار اخير معامله گران را در نظر بگيريم تا رفتاري که انها مثلا در هفته يا ماه گذشته نشان داده اند .

SMA در مقابل EMA

کداميک بهترند ؟ ساده يا نمايي

اگر شما مي خواهيد که ميانگين شما به حرکات قيمت عکس العمل سريعتري داشته باشد بهتر است از يک ميانگين متحرک نمايي با دوره زماني کوتاه استفاد کنيد . اين امر باعث مي شود که شما روند را سريعتر تشخيص دهيد و سريع تشخيص دادن روند به معني گرفتن سود بيشتر است .

از طرف ديگر ممکن است شما دچار اشتباه شويد . چرا که ميانگين خيلي سريع به قيمت عکس العمل نشان مي دهد و شما در جايي فکر کنيد که يک روند در حال شکل گيري است در صورتيکه آن يک جهش موقت قيمت بيشتر نبوده است .

در مورد ميانگين هاي متحرک ساده عکس اين موضوع صحيح است . وقتي مي خواهيد که ميانگين شما خيلي ملايم وکند به قيمت جواب دهد ، بهتر است از يک ميانگين متحرک ساده با دوره طولاني استفاده کنيد .
از يک طرف اين واکنش هاي کند شما را از اشتباهات مصون مي دارد و از طرف ديگر ممکن است در تشخيص روند دچار تاخير شده و معامله را از دست بدهيد .

پس کداميک بهترند ؟ اين ديگر به شما بستگي دارد . بيشتر معامله گران چندين ميانگين متحرک مي کشند تا هر دو طرف داستان را داشته باشند . آنها ممکن است از يک ميانگين متحرک ساده با دوره طولاني براي تشخيص روند استفاده کنند ويک ميانگين متحرک نمايي بادوره کوتاه را براي تشخيص زمان ورود به معامله به کار مي برند .
در واقع بيشتر سيستم هاي معاملاتي از تلفيق ميانگين هاي متحرک استفاده مي کنند .


اصول کار با میانگین های متحرک

تصویر زیر نشان می دهد که ایندیکاتور Moving Average در منوی Insert و زیر منوی Trend در چه مکانی قرار دارد.

پس از باز کردن این اندیکاتور پنجره تنظیمات مشاهده می شود.



زبانه اول این پنجره Parameters تنظیمات اولیه میانگین متحرک را نشان می دهد.
کادر Period مربوط به تعداد کندل استیک ها یا دوره های محاسبه میانگین متحرک است. در قسمت بعد توضیحات برای بهترین بازده این پارامتر داده خواهد شد. در کادر MA method نمونه محاسباتی میانگین متحرک تعریف می شود. این قسمت به صورت پیش فرض Simple می باشد اما توصیه می شود برای دادن وزن بیشتر به تغییرات قیمتی جدیدتر، از Exponential یا Linear Weighted استفاده شود. کادر Apply to قیمت مورد نظر هر کندل استیک یا داده قیمتی را مشخص می کند. بهترین گزینه در این قسمت Weighted Close می باشد. در این گزینه در عین حال که قیمت های بالا و پایین هر کندل استیک مورد محاسبه قرار گرفته وزن حرکتی بیشتر به قیمت پایانی به خاطر اهمیت آن داده شده است. در قسمت Style نیز نحوه نمایش خط میانگین متحرک تنظیم می گردد در این قسمت رنگ دلخواه، پیوسته یا نقطه چین بودن این خط و قطر خط تنظیم می گردد.

در بین معامله گران میانگین متحرک از پر طرفدارترین اندیکاتورها می باشد. این ابزار از یکسو به عنوان ساپورت و رزیستنس عمل کرده و از سوی دیگر جهت قیمت و سیگنال های معاملاتی را به معامله گر نشان می دهد. قبل از آشنایی بیشتر با این ابزار لازم به ذکر است که همیشه این سوال وجود دارد که چه دوره زمانی برای این اندیکاتور بهترین می باشد؟ این سوال بیشتر از آنکه بین معامله گران دارای اجماع باشد امری سلیقه ای است و بسته به هر بازاری متغیر است. در بازارهای با نوسان شدید عموما از دوره های زمانی کوتاه مدت تر و در بازارهای با نوسانات کندتر از دوره های زمانی طولانی تر استفاده می گردد.

ساده ترین روش استفاده از میانگین متحرک قطع این شاخص از روی نمودار خطی قیمت می باشد. اگر نحوه نمایش نمودار به صورت خطی باشد و یک میانگین متحرک روی نمودار ترسیم کنیم، ساده ترین سیگنال قطع قیمت از روی میانگین متحرک است. همانطور که در شکل زیر دیده می شود خط سبز تغییرات قیمت و خط آبی میانگین متحرک 55 روزه بر روی نمودار یورو به دلار می باشد. فلش رو به پایین نقطه ورود به سیگنال فروش را نشان می دهد و دو فلش رو به بالای بعدی نقطه خرید را برای افزایش قیمت نشان می دهد. عموما از این روش برای بازارها یا بازه های زمانی استفاده می شود که نمودار آنها عموما دارای روند های پایدار باشند و در بازارهایی مانند فارکس که فراریت در آنها زیاد و زمانهای بسیاری بدون روند هستیم این روش کاربرد چندانی ندارد. نقطه ضعف دیگر این روش باز بودن معاملات در هر زمانی می باشد. به این معنی که همیشه سیگنال فروش قبلی به ما سیگنال خرید می دهد و سیگنال خرید با سیگنال فروش بسته می شود. نمونه دیگری که از میانگین های متحرک برای معاملات استفاده می کنند قطع دو میانگین متحرک توسط یکدیگر است.

روش دو میانگین متحرک شباهت بسیاری به روش قطع قیمت با یک میانگین دارد. تنها تفاوت در این است که به جای قطع یک میانگین متحرک از روی قیمت، این بار قطع یک میانگین توسط میانگین دیگر برای معامله گر سیگنال صادر می کند. در این روش حتما باید از دو میانگین متحرک با دوره های زمانی متفاوت استفاده کرد و هر زمان که میانگین با دوره کمتر زیر میانگین با دوره بلندتر قرار گرفت سیگنال فروش داریم و هر زمان که میانگین با دوره کمتر بالای میانگین بلند مدت تر آمد سیگنال خرید داریم. در این روش نیز حد سود و ضرر با قطع دوباره میانگین ها معلوم می گردد. ایراد عمومی میانگین های متحرک دیرکرد آنها نسبت به قیمت می باشد و همیشه زمانی سیگنال می دهند که تغییرات قیمتی زیادی بوجود آمده است.
در شکل زیر میانگین با دوره 14 خط ابی بوده و میانگین با دوره 30 به رنگ قرمز نشان داده شده است. همانطور که ملاحظه می کنید سیگنال فروش داده شده.



روش دیگری که برای استفاده از میانگین های متحرک کاربرد بسیاری برای معامله گران حرفه ای دارد استفاده از آنها به عنوان ساپورت و رزیستنس می باشد. از آنجا که به تجربه ثابت شده میانگین های متحرک قابلیت تغییر قیمت و عکس العمل روی بازارها را دارند، با رسیدن قیمت به یک میانگین متحرک معامله گران در برخورد میانگین متحرک و قیمت، میانگین متحرک را در نقش یک حمایت یا مقاومت در نظر می گیرند و در جهت معکوس وارد بازار می شوند. در شکل بالا فلش سوم دقیقا بیان کننده همین موضوع است. قیمت با برخورد به میانگین متحرک 55 روزه ناگهان شتاب گرفته و در جهت رو به بالا حرکت کرده است.


خلاصه

يک ميانگين متحرک راهي براي ملايم کردن حرکت قيمت است .

انواع زيادي از ميانگين هاي متحرک وجود دارد که دوتا از رايج ترين آنها عبارتند از : ميانگين هاي متحرک ساده SMA و ميانگين هاي متحرک نمايي EMA .

ميانگين هاي متحرک ساده ، ساده ترين نوع ميانگين هاي متحرک هستند ولي نسبت به جهش قيمت آسيب پذيرند .

ميانگين هاي متحرک نمايي وزن بيشتري به قيمتهاي آخر مي دهند ، درنتيجه آنچه را که معامله گران اکنون در حال انجام آن هستند به ما نشان مي دهند .

ميانگين هاي متحرک با دوره طولاني از ميانگين هاي متحرک با دوره کوتاه ملايم ترند .

ميانگين هاي متحرک تيز نسبت به حرکت قيمت سريع تر واکنش نشان مي دهند و مي توانند روند را به سرعت تشخيص دهند ولي همين موضوع باعث مي شود که نسبت به جهش هاي ناگهاني قيمت آسيب پذير باشند .

ميانگين هاي متحرک ملايم نسبت به حرکت قيمت واکنش کندي دارند ولي شما را از اشتباه کردن در مورد حرکات تيز قيمت مصون مي دارند . ولي همين موضوع خود باعث مي شود که نتوانيد روند را به موقع تشخيص داده و وارد معامله شويد .

بهترين راه استفاده از ميانگين هاي متحرک اين است که انواع مختلفي از آنها را بکشيد و بتوانيد هم حرکات بلند مدت را و هم حرکات کوتاه مدت را ببينيد .

بروکر FXOpen اقدام به تغییر فرم های افتتاح حساب خود کرده است.
21 خرداد 1389

از این تاریخ امکان استفاده از نرم افزار MetaTrader 4 MultiTerminal در Forex4You بوجود آمده است.
13 خرداد 1389

کلیه آموزش های بروکر آلپاری بروز شد.
19 اردیبهشت 1389

به دلیل تغییراتی که آلپاری در قسمت کابینت حساب و همچنین افتتاح حساب ایجاد کرده است. کلیه آموزش های آلپاری مجددا در دست آماده سازی است.
13 اردیبهشت 1389

درس ششم تحلیل تکنیکال: میانگین متحرک

در این بخش با یکی از ابزار بسیار مهم تحلیل تکنیکال یعنی میانگین های متحرک و نحوه ی استفاده از آنها آشنا خواهیم شد.

میانگین متحرک روشی برای هموار کردن تغییرات قیمت در طول زمان است. "میانگین متحرک" میانگین قیمت های پایانی X دوره آخر را برای یک دارایی محاسبه می کند.

به عنوان مثال در میانگین متحرک 10 دوره ای، هر نقطه از نمودار، نشان دهنده میانگین قیمت 10 دوره گذشته است. در روز یازدهم یک روز از انتها حذف شده و روز جدید به آن اضافه و میانگین قیمت 10 روز آخر مجدد محاسبه میشود.

در نمودار زیر میانگین متحرک نشان داده شده است:

مانند هر اندیکاتور دیگر، میانگین متحرک برای کمک به پیش بینی قیمت های آینده به کار می رود. با مشاهده شیب میانگین متحرک، می توان جهت بالقوه قیمت های بازار در آینده را تعیین کرد.

همانطور که قبلاً گفته شد، میانگین های متحرک عملکردهای قیمتی را هموار می کنند.

انواع متفاوتی میانگین متحرک وجود دارد و هر کدام از آن ها سطوح هموارسازی مخصوص خودشان را دارند. به طور کلی، میانگین متحرک هموارتر، به تغییرات قیمت کندتر واکنش نشان می دهد. در حالیکه که میانگین متحرک متلاطم تر سریع تر واکنش نشان می دهد. برای هموارتر کردن میانگین متحرک باید میانگین قیمت های پایانی را در دوره زمانی طولانی تر در نظر گرفت.

حال ممکن است این سوال مطرح شود که چگونه با استفاده از این ابزار می توان معامله کرد؟

در این بخش، ابتدا نیاز است تا دو نوع اصلی میانگین متحرک را معرفی کنیم:

در ادامه شیوه محاسبه و استفاده از هر یک از این روش ها را توضیح خواهیم داد.

میانگین متحرک ساده simple moving average (SMA)

میانگین متحرک ساده از جمع X قیمت پایانی آخر و تقسیم آن بر X بدست می آید. به عنوان مثال اگر بخواهید میانگین متحرک ساده 5 دوره ای را برای یک نمودار 1 ساعته محاسبه کنید، باید قیمت های پایانی 5 ساعت آخر را با یکدیگر جمع کرده و سپس آن را بر 5 تقسیم کنید. به این ترتیب متوسط قیمت پایانی در طول 5 ساعت محاسبه می شود. با وصل کردن این میانگین ها بر روی نمودار یک میانگین متحرک بدست خواهد آمد. به همین ترتیب اگر بخواهید میانگین متحرک 5 دوره ای را برای یک نمودار 10 دقیقه ای رسم کنید باید قیمت های پایانی 5 دوره 10 دقیقه ای را با یکدیگر جمع و بر 5 تقسیم کنید.

اکثر بسته های نموداری این محاسبات را انجام می دهند. دلیل اینکه در این قسمت شیوه محاسبه میانگین متحرک آورده شد این است که شما بتوانید درک بهتری از این ابزار و شیوه استفاده از آن داشته باشید و بتوانید همزمان با تغییرات شرایط بازار استراتژی های متفاوتی را بکار ببرید.

اما شبیه اکثر اندیکاتورها، میانگین های متحرک با تأخیر عمل می کنند. چراکه این اندیکاتور میانگین قیمت های گذشته را محاسبه کرده و تنها مسیر کلی گذشته و جهت کلی کوتاه مدت آتی را نشان می دهد.

نمودار زیر نشان می دهد که میانگین های متحرک چگونه قیمت ها را هموار می سازند.

در نمودار بالا سه میانگین متحرک ساده متفاوت بر روی نمودار روزانه شرکت آذراب ترسیم شده است. همانطور که دیده می شود میانگین متحرکی که برای یک دوره طولانی تر ترسیم می شود تأخیر بیشتری نسبت به قیمت دارد. و در جایی که خط عمودی رسم شده به ترتیب اول نمودار قیمت تغییر جهت میدهد، بعد میانگین متحرک 10 روزه، بعد از آن میانگین متحرک 45 روزه و در آخر میانگین متحرک 65 روزه.

میانگین های متحرک نشان داده شده در نمودار بالا احساسات کلی بازار را در هر نقطه از زمان نشان می دهد. با استفاده از میانگین های متحرک می توان مشخص کرد که آیا بازار در حال روند است یا روند خاصی را ندارد.

میانگین های متحرک به ما این امکان را می دهند که میانگین های متحرك به جای نگاه صرف به قیمت های جاری، دید وسیع تری نسبت به بازار داشته باشیم و بتوانیم جهت کلی قیمت های آتی را پیش بینی کنیم.

اما در استفاده از میانگین های متحرک ساده یک مشکل وجود دارد و آن این است که گاهی اوقات این اندیکاتورها سیگنال های اشتباه به ما می دهند. برای رفع این مشکل می توان از نوع دیگری از میانگین های متحرک با نام "میانگین متحرک نمایی" استفاده کرد.

میانگین متحرک نمایی

همانطور که در بالا توضیح دادیم گاهی اوقات ممکن است میانگین متحرک ساده سیگنال اشتباه بدهد.

به عنوان مثال تصور کنید در میان قیمت های میانگین متحرک 5 دوره این قیمت در یک روز به علت اعلام شایعه ای مثل آتش سوزی کارخانه به طرز محسوسی نسبت به سایر روزها افت کرده است. و در روز آتی با تکذیب این شایعه قیمت ها به روال عادی برگردد.

روز دوم(روز انتشار شایعه) 1100

میانگین متحرک 5روزه برابر است با جمع قیمت تمام روزها تقسیم به 5 یعنی : 1183

حال تصور کنید که همچین شایعه ای نبود و قیمت ها با روال عادی تغییر میکردند:

روز دوم( روز عادی بدون شایعه): 1205

میانگین متحرک 5روزه برابر است با جمع قیمت تمام روزها تقسیم به 5 یعنی : 1204.4

مشاهده میکنید که میزان تأثیر یک داده ی پرت روی میانگین متحرک بسیار زیاد است و ممکن است با افت ناگهانی میانگین متحرک با یک داده پرت شما آن را سیگنال فروش تلقی کرده و به اشتباه سهم را بفروشید.

برای رفع این مشکل می توان از میانگین متحرک نمایی استفاده کرد. این نوع میانگین متحرک وزن بیشتری به قیمت های پایانی روزهای نزدیک تر می دهد. این بدین معنی است که جهش قیمتی در روز دوم تأثیر کمتری در این نوع میانگین متحرک نسبت به میانگین متحرک ساده دارد.

در واقع میانگین متحرک نمایی تأکید بیشتری بر عملکرد اخیر معامله گران قرار می دهد.

نمودار زیر میانگین متحرک ساده و نمایی 30 دوره ای را بر روی نمودار روزانه طلا نشان می دهد.

توجه کنید که چگونه خط آبی (میانگین متحرک نمایی) به قیمت نزدیک تر از خط قرمز (میانگین متحرک ساده) به نظر می رسد. این بدین معنی است که میانگین متحرک نمایی عملکرد اخیر قیمتی را بهتر نشان می دهد.

دلیل این امر این است که میانگین متحرک نمایی تأکید بیشتری بر اتفاقات اخیر دارد و وزن بیشتری به آنها میدهد.

میانگین متحرک ساده در مقابل نمایی

احتمالاً این سوال برای شما مطرح شده است که کدام یک از این دو بهتر است؟

بیایید ابتدا با میانگین متحرک نمایی شروع کنیم. زمانی که بخواهید میانگین متحرکی داشته باشید که نسبت به تغییرات قیمت واکنش سریعتری نشان دهد بهتر است از EMA با دوره زمانی کوتاه تر استفاده کنید.

این وسیله به شما کمک می کند که زودتر وارد روندها شوید و در نتیجه سود بیشتری بدست آورید. اما نکته منفی استفاده از این اندیکاتور این است که ممکن است در طول دوره های بدون روند زمانی که یک نوسان و جهش در قیمت اتفاق می افتد این نوع میانگین متحرک خیلی سریع به تغییرات قیمت واکنش نشان دهد و شما فکر کنید که یک روند شکل گرفته است و به اشتباه اقدام به اتخاذ موقعیت کنید.

در مورد میانگین متحرک ساده عکس مطالب فوق صادق است. زمانی که شما میانگین متحرک هموارتری می خواهید که نسبت به تغییرات قیمت کندتر واکنش نشان دهد می توانید از میانگین متحرک ساده برای دوره زمانی طولانی تری استفاده کنید.

این نوع از میانگین های متحرک در صورتی که برای دوره های زمانی طولانی تری در نظر گرفته شوند بهتر عمل می کنند و می توانند دید وسیع تری نسبت به روند کلی قیمت به ما بدهند.

هرچند این اندیکاتور واکنش کندتری نسبت به تغییرات قیمت دارند اما می توانند مانع از وارد شدن شما در معاملات اشتباه شوند. نکته منفی استفاده از این اندیکاتورها این است که ممکن است دیرتر وارد یک روند شوید و بخشی از سود خود را از دست بدهید.

در جدول زیر نقاط قوت و ضعف هر روش ذکر شده است:

حال کدام یک از این دو مناسب تر هستند؟

این بستگی به تصمیم خودتان دارد.

بسیاری از معامله گران انواع متفاوتی از میانگین های متحرک را بر روی نمودارشان ترسیم می کنند تا از نقاط قوت هر دو اندیکاتور استفاده کنند. آن ها از SMA برای دوره طولانی برای تعیین روند کلی استفاده می کنند و از EMA برای دوره کوتاه برای تعیین نقاط ورود مناسب استفاده می کنند.

تعدادی استراتژی های معاملاتی در بازار وجود دارد که بر مبنای استفاده از میانگین های متحرك میانگین های متحرک طراحی شده اند. در ادامه شیوه استفاده از میانگین های متحرک برای معاملات مطرح می شوند.

استفاده از میانگین های متحرک

یکی از راه های استفاده از میانگین های متحرک استفاده از آن ها در تعیین روندهاست. ساده ترین راه این است که بر روی نمودار یک میانگین متحرک ترسیم کنید. زمانی که قیمت در بالای میانگین متحرک حرکت می کند می تواند نشان دهنده صعودی بودن حرکت باشد. برعکس، زمانی که قیمت زیر میانگین متحرک حرکت می کند این می تواند نشان دهنده نزولی بودن روند باشد.

حال نمودار میانگین های متحرك زیر را در نظر بگیرید. همانطور که در نمودار دیده می شود روند صعودی است اما ناگهان یک خبر منجر به یک نوسان رو به پایین شده است. دیده می شود که چند کندل پایین تر از خط میانگین متحرک تشکیل شده است. این می تواند نشان دهنده شروع یک روند نزولی باشد.

بنابراین شما این را یک سیگنال فروش تلقی می کنید و سهم را میفروشید.

کاری که برخی از معامله گران انجام می دهند و ما به شما پیشنهاد می کنیم این است که به جای ترسیم یک میانگین متحرک، دو میانگین متحرک رسم کنید. این کار سیگنال واضح تری به شما می دهد.

در روند صعودی، میانگین متحرک "سریع تر" یا کوتاه مدت باید در بالای میانگین متحرک "کندتر" یا بلند مدت قرار بگیرد و برعکس. برای مثال، دو میانگین متحرک ساده 10 روزه و 20 روزه را در نظر بگیرید.

همانطور که در شکل بالا قابل مشاهده است، با استفاده از میانگین های متحرک می توان صعودی و یا نزولی بودن روند و همچنین زمان ورود به روند را تعیین کرد.

معامله بر اساس نقاط تقاطع میانگین های متحرک

در بخش قبل در مورد چگونگی تعیین روند از طریق رسم میانگین های متحرک بر روی نمودار بحث کردیم. علاوه بر این میانگین های متحرک به شما در تعیین زمان به اتمام رسیدن و یا معکوس شدن روند کمک می کنند.

تنها کاری که باید انجام دهید این است که دو میانگین متحرک بر روی نمودار رسم کنید و منتظر شوید تا یکدیگر را قطع کنند. اگر یکی از میانگین های متحرک دیگری را قطع کند، می تواند نشان دهنده این باشد که روند به زودی تغییر می کند و بدین ترتیب شما شانس آن را خواهید داشت که به موقع وارد روند شوید.

حال به نمودار روزانه طلا که در زیر آورده شده است نگاه کنید.

با نگاه به نمودار متوجه می شوید که اگر بعد از مشاهده تقاطع خطوط میانگین متحرک اقدام به خرید می کردید سود قابل توجهی بدست می آوردید. با این حال همواره یک معامله گر باید نقاطی را به عنوان حدضرر و همچنین نقاطی را برای بستن موقعیت و شناسایی سود تعیین کند و هیچگاه یک معامله گر نباید بدون برنامه وارد یک معامله شود.

کاری که برخی از معامله گران انجام می دهند این است که معاملاتشان را همزمان با ایجاد یک تقاطع جدید و حرکت قیمت برخلاف روند پیش بینی شده و در یک نقطه از پیش تعیین شده، می بندند.

نکته ای که در مورد این استراتژی باید در ذهن داشته باشید این است که اگرچه در نظر گرفتن نقاط تقاطع میانگین های متحرک در زمان هایی که بازار در حال روند است خوب عمل می کند اما زمانی که بازار روند ندارد و به صورت خنثی و رنج حرکت میکند، نمی توان از آن استفاده کرد.

خطوط حمایت و مقاومت پویا

راه دیگر استفاده از میانگین های متحرک، استفاده از آن ها به عنوان خطوط حمایت و مقاومت پویاست.

علت نامگذاری این خطوط به " خطوط حمایت و مقاومت پویا" این است که آن ها مانند خطوط حمایت و مقاومت افقی عادی نیستند بلکه همواره و با توجه به تغییرات قیمتی اخیر تغییر می کنند.

بسیاری از معامله گران به این خطوط به عنوان سطوح حمایت و مقاومت کلیدی نگاه می کنند. این معامله گران زمانی که قیمت پایین می آید و این خطوط را لمس می کنند اقدام به خرید می کنند و زمانی که قیمت بالا می رود و به این خطوط برخورد می کنند اقدام به فروش می کنند.

به عنوان مثال نمودار روزانه طلا را که بر روی آن EMA برای دوره 50 روزه رسم شده است، نگاه کنید. می بینید که در اینجا میانگین متحرک به عنوان خط حمایت عمل می کند.

به نظر می رسد که این خط به خوبی عمل می کند و هر زمان که قیمت به آن می رسد دوباره به سمت بالا بر می گردد. اما باید به این نکته توجه کنید که این خطوط نیز همانند خطوط حمایت و مقاومت عادی عمل می کنند. این بدین معنی است که همیشه قیمت بلافاصله پس از برخورد با این خطوط بر نمی گردند گاهی اوقات کمی در این خطوط نفوذ کرده و سپس به روند اصلی خود بر می گردند.

کاری که برخی از معامله گران انجام می دهند این است که دو میانگین متحرک بر روی نمودار رسم می کنند و تنها زمانی که قیمت در وسط این دو خط قرار دارند اقدام به خرید و فروش می کنند.

در زیر نمودار 4 ساعته طلا آورده شده است. که بر روی آن میانگین های متحرک 10 و 20 روزه رسم شده است.

بسیاری از معامله گرانی که در طول یک روز اقدام به اتخاذ موقعیت می کنند و در همان روز موقعیت خود را می بندند ازاین روش استفاده می کنند. در واقع ناحیه میان این دو خط را می توان به عنوان یک ناحیه حمایت و یا مقاومت نگاه کرد.

شکست خطوط حمایت و مقاومت پویا

در قسمت قبل گفتیم که میانگین های متحرک می توانند به عنوان سطوح حمایت و مقاومت عمل کنند. ترسیم دو میانگین های متحرك تا از آن ها سبب تشکیل ناحیه ای می شود که آن نیز به عنوان سطح حمایت و مقاومت عمل می کند. اما باید بدانید که همانند هر سطح حمایت و مقاومت دیگری این سطوح نیز می شکنند.

نمودار 4 ساعته طلا که بر آن EMA 50 دوره ای ترسیم شده است در نظر بگیرید.

همانطور که در نمودار بالا دیده می شود خط میانگین متحرک نمایی 50 دوره ای به عنوان یک مقاومت عمل می کرد اما زمانی که این خط شکسته شد تبدیل به یک سطح حمایتی برای قیمت شد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین تماشا کنید
نزدیک
برو به دکمه بالا