مبانی تحلیل فنی

Candlestick chart نمودار شمعی

مقایسه نمودار حسابی و لگاریتمی در چارت بیت کوین

چارت قیمت چیست؟

چارت های قیمت عبارت اند از توالی قیمت یک دارایی در یک بازه زمانی خاص. به بیان تکنیکال، چارت ها نقشه سلسله زمانی قیمت ها هستند.

معرفی جامع چارت قیمت

چارت قیمت، توالی قیمت یک دارایی در یک بازه زمانی خاص است. به بیان تکنیکال، چارت ها نقشه سلسله زمانی قیمت ها هستند. در یک چارت قیمت، محور عمودی قیمت را نشان می دهد و محور افقی نشانگر زمان است. نقشه قیمت در چارت، از سمت چپ به سمت راست است. یعنی آخرین قیمت در منتهی الیه راست قرار می گیرد. در تصویر زیر، نقشه قیمت بیت کوین از سپتامبر ۲۰۱۷ نشان داده شده است.

چارت قیمت

چارت قیمت بیت کوین

تحلیلگران تکنیکال از چارت ها برای تحلیل و پیش بینی قیمت سهام ها، دارایی ها و رمز ارز ها استفاده می کنند. با داشتن اطلاعات قیمت در طول یک دوره زمانی، می توان هر دارایی را تحلیل کرد. البته استفاده از چارت فقط برای تحلیل تکنیکال نیست. از آنجا که چارت ها نمود گرافیکی تحرکات قیمت هستند، می توانند برای تحلیل فاندامنتال نیز استفاده شوند. ثبت قیمت در طول زمان که به صورت گرافیکی نمایش داده می شود، راهنمای خوبی برای بررسی عملکرد یک سهام در آن بازه زمانی است. از طریق چارت می توان فهمید که در حال حاضر سهام در پایین ترین قیمت، بالاترین قیمت یا در میانه خرید و فروش می شود. همچنین Candlestick chart نمودار شمعی تاثیر اتفاقات مهم بر روی قیمت نیز از طریق چارت قابل مشاهده است.

آنچه در این مطلب می خوانیم ☜

بازه زمانی چارت قیمت

چارت های قیمت را می توان بر اساس بازه زمانی کوتاه مدت (۱ دقیقه، ۵ دقیقه، ۳۰ دقیقه، ۱ ساعت یا ۴ ساعت) تنظیم نمود. همچنین امکان تنظیم بازه زمانی به صورت روزانه، هفتگی، ماهانه، سه ماهه و سالانه وجود دارد. بازه زمانی روزانه بدین معنی است که در ابتدای روز، خرید و فروش یک سهم با چه قیمتی شروع شده و در پایان آن روز با چه قیمتی به پایان رسیده است. مسلما در بازه زمانی هفتگی نیز به همین صورت است. بدین معنی که سهام با چه قیمتی در اولین ساعت از اولین روز هفته خرید و فروش شده و در ساعت پایانی هفتمین روز، با چه قیمتی بسته شده است. هر چقدر بازه زمانی کوتاه تر باشد، جزئیات تغییر قیمت نیز بیشتر نشان داده می شود.

چارت قیمت بیت کوین

مقایسه چارت هفتگی و روزانه بیت کوین

در تصویر بالا (سمت چپ)، بازه هفتگی چارت بیت کوین قرار گرفته و در سمت راست، چارت روزانه قرار دارد. در مستطیل بنفش نمودار سمت چپ، ۴ هفته انتخاب شده است. این ۴ هفته، معادل با ۳۰ روز نوسان قیمت است که در مستطیل بنفش نمودار سمت راست مشخص شده است.

انتخاب بازه زمانی چارت قیمت

انتخاب بازه زمانی تحلیل، به اطلاعات در دسترس و سبک تریدینگ تحلیلگر بستگی دارد. در پایین، نکاتی درباره انتخاب بازه زمانی چارت قیمت آورده شده است.

  • تریدرها معمولا برای پیش بینی قیمت در بازه زمانی کوتاه مدت از چارت های روزانه یا کوتاه تر استفاده می کنند. در عین حال، باید این مساله را در نظر گرفت که چارت قیمت در بازه های زمانی کوتاه مدت بسیار پر نوسان بوده و شامل اختلال زیادی است. حرکت سریع قیمت، شکاف های قیمت و امثال آنها تاثیر زیادی روی قیمت لحظه ای ایجاد می کنند و می توانند تصویر کلی از روند قیمت به صورت کوتاه مدت را مختل کنند.
  • سرمایه گذاران برای پیش بینی قیمت و سرمایه گذاری در بازه طولانی مدت از چارت های هفتگی یا ماهانه استفاده می کنند. چرا که این چارت ها شاهد جزییات کمتر و در نتیجه اختلال های قیمتی کمتری هستند.
  • دیگر تحلیلگران از هر دو نوع چارت استفاده می کنند. با چارت های بلند مدت می توان یک تصویر کلی از تاریخچه تغییرات قیمت و یک چشم انداز برای پیش بینی قیمت بدست آورد. پس از تشخیص و درک روند کلی قیمت، می توان از چارت های کوتاه مدت برای درک و تشخیص روندهای کوچکتر استفاده کرد.

نوسانات قیمت در چارت ها چگونه نشان داده می شوند؟

در این بخش از مقاله قصد داریم ۴ روش محبوب و معروف برای نمایش اطلاعات قیمت را معرفی کنیم. این روش ها عبارتند از نمودار خطی (Line Chart)، نمودار شمعی یا کندل استیک (Candlestick Chart)، نمودار نقطه و ضربدر (Point & Figure chart) و در نهایت نمودار میله ای (Bar chart).

پیش از بررسی نمودارهای قیمت بایستی این مطلب را متذکر شد که در هر بازه زمانی، ۴ اطلاعات قیمتی وجود دارد. به عنوان مثال در چارت روزانه، در ابتدای روز اولین قیمتی که معامله در آن صورت می گیرد را قیمت “باز شده” (فرضا 2 دلار) می گویند. در آن روز، قیمت نوسان می کند و در پایان روز با یک قیمت “بسته” (فرضا 4 دلار) می شود. 4 دلار، “بالاترین قیمت” خواهد بود و سپس تا ۱ دلار پایین می آید که “پایین ترین قیمت” نام می گیرد. پس از آن دوباره قیمت رشد می کند تا نهایتا در ۳ دلار بسته شود که به آن “قیمت پایانی” می گویند. حال با این مقدمه به بررسی چارت ها می پردازیم.

نمودار خطی

برخی سرمایه گذاران، قیمت بسته شده را مهم تر از قیمت باز شده، بالاترین قیمت و پایین ترین قیمت می دانند. یعنی صرفا روی قیمت بسته شده تمرکز کرده و از سایر اطلاعات چشم پوشی می کنند. در نمودار خطی، تنها و تنها قیمت بسته شده نشان داده می شود. در برخی بازارها، فقط قیمت بسته شده منتشر می شود که مسلما این نمودار برای آن ها مناسب است. یکی دیگر از مزایای این نمودار، قابلیت تشخیص و بررسی بهتر امواج الیوت با استفاده از آن است. در تصویر زیر، قیمت بیت کوین با نمودار خطی مشخص شده است.

چارت قیمت ارز دیجیتال

نمودار خطی بیت کوین

نمودار میله ای

نمودارهای میله ای برای تشکیل شدن نیاز به حداقل سه اطلاعات قیمتی دارند. بالاترین قیمت، پایین ترین قیمت و قیمت بسته شده. البته این بدین معنی نیست که فقط باید این سه اطلاعات وجود داشته باشند. برای مثال، در شکل اول فقط ۳ اطلاعات قیمتی نشان داده شده، ولی در شکل دوم هر ۴ اطلاعات در نمودار قابل مشاهده هستند. این موضوع به میزان اطلاعات قیمتی در دسترس بستگی دارد. تصویر زیر، بازه زمانی (Timeframe) یک روزه را نشان می دهد. در نتیجه، هر میله در نمودار میله ای نشانگر یک روز است. این نمودارها دو مزیت دارند. اول اینکه به خاطر فرم نمودار، تعداد میله های بیشتری در یک پنجره قابل نمایش هستند. دوم اینکه در صورت در دسترس نبودن قیمت باز شده یا در صورت عدم اهمیت این اطلاعات قیمتی برای تحلیلگر، می توان از این نمودار استفاده کرد.

تحلیل price chart

نمودار میله ای چارت قیمت بیت کوین

نمودار کندل استیک

می توان گفت که نمودار کندل استیک یا به اختصار کندل، محبوب ترین نمودار در بین تحلیلگران است. برای نمایش نمودار کندل، تمامی ۴ اطلاعات قیمتی مورد نیاز هستند. اگر بازه زمانی روزانه را در نظر بگیریم، هر کندل نشان از نوسانات قیمت در یک روز است. (مانند نمودار میله ای).

معرفی چارت های قیمت

نحوه نمایش اطلاعات قیمت در کندل استیک

همانطور که در تصویر بالا مشاهده می کنید، کندل ها به دو رنگ سبز یا قرمز در نمودار ظاهر می شوند. رنگ قرمز نشان می دهد که قیمت بسته شده از قیمت باز شده پایین تر بوده است. رنگ سبز نشان دهنده بالاتر بودن قیمت بسته شده نسبت به قیمت باز شده است. فاصله میان قیمت بسته شده و قیمت باز شده که به صورت مستطیل توپر نشان داده می شود را “بدنه ی کندل” می نامند. خطوط بالا و پایین بدنه که اصطلاحا “سایه” یا Shadow نامیده می شوند (مانند فتیله شمع هستند)، نشان دهنده‌ی بالاترین و پایین ترین قیمت هستند.

این مشخصات باعث شده تا بسیاری از تریدرها اعتقاد داشته باشند که نمودار کندل استیک، رابطه بین قیمت بسته شده و باز شده را به خوبی نمایش می دهد. بنابراین، به سادگی قابل خواندن و بررسی هستند. البته باید گفت که نمودار کندل استیک جزئیات زیادی دارد که برای مطالعه آنها می توانید به مقاله نمودار کندل استیک مراجعه نمایید.

نمودار نقطه و ضربدر

تمامی سه نمودار گفته شده در یک چیز مشترک هستند. هر نقطه، میله یا کندل، نشانگر تغییرات قیمت در آن دوره زمانی مشخص است. مثلا در چارت روزانه، هر کندل نشانگر نوسانات قیمت در یک روز است. هر میله نیز نشان از یک روز و در نهایت هر نقطه در نمودار خطی نشانگر یک روز می باشد. حتی اگر در چند روز متوالی هیچ تغییر قیمتی نباشد (قیمت باز شده، بسته شده، بالاترین قیمت و پایین ترین قیمت در چند روز تغییر نکنند)، چند کندل، میله یا نقطه در چارت نشان داده خواهد شد. ولی در نمودار نقطه و ضربدر، متد دیگری را شاهد خواهیم بود.

این نمودار منحصرا بر پایه تغییر و نوسان قیمت است و زمان را در نظر نمی گیرد. در این نمودار، نمودار افقی که نشانگر زمان است به صورت مساوی بسط نمی یابد. زیبایی این نمودار در سادگی آن است. در این نمودار، تغییرات بسیار جزئی قیمت یا نبود تغییر در قیمت اصلا اهمیت ندارد و بنابراین در آن نمایش داده نمی شود. فقط تغییرات قیمتی که از یک سطح مشخص شده توسط شِما فراتر رود، در نمودار قابل نمایش هستند. این تمرکز بر نوسان قیمت، کار را برای تشخیص سطوح مقاومتی و حمایتی بسیار ساده می کند. همچنین تشخیص شکست روند در حالت صعودی یا نزولی آسان می شود. برای اطلاعات بیشتر می توانید به مقاله نمودار نقطه و ضربدر مراجعه نمایید.

معرفی جامع price chart

نمودار نقطه و ضربدر در چارت قیمت بیت کوین

نحوه نمایش قیمت در چارت

دو روش برای نمایش قیمت بر روی چارت وجود دارد: حسابی و لگاریتمی. در روش حسابی، فاصله قیمت ها نسبت به یکدیگر یکسان است و فرقی نمی کند سطح قیمت چقدر باشد. یعنی فاصله قیمت از ۱۰ دلار به ۲۰ دلار با فاصله قیمت از ۲۰ دلار تا ۳۰ دلار در محور عمودی قیمت یکسان است. اما در روش لگاریتمی، تحرکات قیمت به صورت درصد نشان داده می شوند. افزایش قیمت از ۱۰ دلار به ۲۰ دلار، معادل افزایش ۱۰۰ درصدی است. در صورتی که افزایش قیمت از ۲۰ دلار به ۳۰ دلار معادل ۵۰ درصد است. در نتیجه، در فاصله گذاری قیمتی شاهد این اعداد هستیم: ۱۰ دلار، ۲۰ دلار و ۴۰ دلار. چرا که درصد افزایش قیمت از ۱۰ دلار به ۲۰ دلار معادل درصد افزایش از ۲۰ دلار به ۴۰ دلار است. تفاوت این دو روش در تصویر زیر نشان داده شده است.

نمایش قیمت در چارت

انواع متد نمایش قیمت

در دو چارت بیت کوین (تصویر پایین)، قیمت هم به صورت حسابی و هم به صورت لگاریتمی نمایش داده شده تا شاهد تفاوت این دو روش باشید. همانطور که می بینید، بازه های قیمت متفاوت هستند. در خط کش محور عمودی (محور قیمت)، فاصله اعداد یکسان است. یعنی 10000، 12500، 15000 و … . در حالی که در متد لگاریتمی این فاصله متفاوت است: یعنی 9000، 12000، 16000، 22000 و … . همچنین فرم نمودار قیمت نیز تا حدودی در دو تصویر متفاوت است.

انواع price chart

مقایسه نمودار حسابی و لگاریتمی در چارت بیت کوین

مزایای روش حسابی

  • روش حسابی برای زمانی که رنج تغییرات قیمت نسبتا محدود است، مناسب می باشد.
  • روش حسابی برای چارت هایی با بازه کوتاه مدت و همچنین برای تریدینگ به صورت کوتاه مدت مناسب است.

مزایای روش لگاریتمی

  • روش لگاریتمی برای زمانی مناسب است که تغییرات قیمت به طور قابل ملاحظه ای زیاد باشد.
  • در روش لگاریتمی، خط روند به طور مناسب تری با دره ها همخوانی دارد.
  • روش لگاریتمی برای سنجش درصد تغییرات قیمت در بلند مدت مناسب است. چون این روش، نوسان قیمت در بلند مدت را بهتر نشان می دهد.

سخن پایانی

با اینکه تکنیک های زیادی برای نمودارها وجود دارد، اما نمی توان گفت لزوما یک تکنیک بهتر از سایر روش ها است. اطلاعات ارائه شده در این روش ها یکسان هستند. ولی هر روش، تفسیر منحصر به فرد خود از اطلاعات را نشان می دهد که مسلما مزایا و معایبی را دارد. ممکن است شکست روند در نمودار نقطه و ضربدر به صورت متفاوتی نسبت به نمودار کندل استیک رخ دهد. همچنین سیگنال های خرید یا فروش که در نمودار کندل قابل مشاهده هستند، شاید در نمودار میله ای مشخص نباشند. در حقیقت، “روش و نوع تحلیل از فعالیت قیمت” است که یک تکنیک را از تکنیک دیگر متفاوت می کند. بنابراین، روش تحلیل، شخصیت و ترجیحات تحلیلگر باید برتری یک تکنیک نسبت به دیگر روش ها را مشخص کند.

آموزش به دست آوردن خطوط حمایت و مقاومت بیت کوین

خط مقاومت

امروزه اکثر سرمایه‌گذاران بازارهای مالی برای رسیدن به اهداف و کسب درآمد از طریق خرید و فروش دارایی‌های خود، به دانش فنی نیازمندند. تحلیل تکنیکال به عنوان رایج‌ترین نوع تحلیل در تمامی بازارها کاربرد دارد. این تحلیل ابزارهایی اختصاصی دارد که برای پیش‌بینی روند بازار و اعلام بهترین موقعیت خرید و فروش، افق زمانی مناسب را برای سرمایه‌گذار ترسیم می‌کند. خطوط (سطوح) و مناطق حمایت و مقاومت، کلیدواژه‌ای اساسی در تحلیل تکنیکال است که درک مفاهیم و استفاده عملی از آن برای تمامی عاملین بازار ضروری به نظر می‌رسد. در این مقاله می‌کوشیم که این مفاهیم را معرفی کنیم و نحوه به دست آوردن خطوط مقاومت و خطوط حمایت را توضیح دهیم.

از آنجا که مقاومت و حمایت با مفاهیم ابتدایی‌تری در ارتباط است، در نتیجه برای درک آنها لازم است در ابتدا مفاهیم مربوطه را به زبانی ساده توضیح دهیم تا به اصل مطلب برسیم.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال به زبان ساده یعنی مطالعه و بررسی رفتار قیمت یک دارایی مالی مانند اوراق بهادار یا یک رمزارز مانند بیت کوین در طول یک بازه زمانی و همچنین پیش‌بینی آن در آینده. در تحلیل تکنیکال، فاکتورهایی وجود دارند که باید روی آنها متمرکز شد: زمان، قیمت و عوامل روانشناختی بازار. هنگامی که الگوی حرکت قیمت در یک بازار به طور معناداری تکرار می‌شود، سرمایه‌گذارانی که زودتر از بقیه متوجه این نکته می‌شوند، می‌توانند با استراتژی‌های خود بیشتر از میانگین بازار سود بگیرند.

تحلیل تکنیکال به ما کمک می‌کند که با شانس بیشتری نسبت به دیگران خود را در معرض سود قرار دهیم و با استفاده از ابزارهایی مانند نمودار‌ها (خطی، میله‌ای، شمعی)، اندیکاتورها، شاخص‌ها و… به ابزارهای مناسبی در این زمینه مجهز شویم.

نمودار شمعی ژاپنی (Candlestick chart)

این نمودار برای تکنیکالیست‌ها بسیار جذاب است! نمودار شمعی یا کندل شبیه نمودار میله‌ای است با این تفاوت که نواحی بین قیمت گشایش (Open) و قیمت بسته شدن (Close) رنگی شده تا حرکت کلی بازار را در بازه زمانی نشان دهد. در واقع نمودار شمعی نمایانگر حرکت قیمت در دوره‌های زمانی مشخص است. هر کندل بر اساس چهار قیمت ترسیم می‌شود: قیمت باز شدن (Open)، قیمت آخر یا قیمت بسته شدن (Close)، بالاترین قیمت (High)، پایین‌ترین قیمت (Low).

اگر بازار در بازه زمانی به سمت بالا حرکت کند و به اصطلاح بازار گاوی (bullish) باشد، فاصله بین دو قیمت مذکور به رنگ سبز دیده می‌شود و اگر به سمت پایین حرکت کند و به اصطلاح خرسی (bearish) باشد، ناحیه بین دو قیمت در نمودار شمعی به رنگ قرمز ترسیم می‌شود. البته به جای دو رنگ سبز و قرمز از دو رنگ سفید و سیاه نیز به ترتیب برای نمایش صعودی و نزولی بودن بازار استفاده می‌شود.

بازه زمانی (Time frame)

بسته به اینکه چه نوع سرمایه‌گذاری هستید، می‌توانید از بازه‌های زمانی مختلفی برای تحلیل تکنیکال استفاده کنید. برای مثال اگر ترید روزانه انجام می‌دهید و می‌خواهید که از نوسانات بازارهای رمزارز سود ببرید، می‌توانید قیمت بازار را در بازه‌های زمانی 30 دقیقه، یک ساعت یا 4 ساعت بررسی کنید.

از سوی دیگر اگر معامله‌گر بلندمدت هستید و منتظرید که بازار به سمت محدوده سفارش خرید و فروش مدنظرتان حرکت کند، در این صورت می‌توانید رفتار قیمت را به منظور پیدا کردن الگویی تکرارشونده در بازه زمانی روز یا ماه تحلیل کنید.

روند (Trend)

هنگامی که حرکت بازار را رصد می‌کنید، ممکن است است الگوها و قیمت‌هایی را بیابید که در نمودار خود را نشان می‌دهند. یکی از قابل‌توجه‌ترین صورت‌بندی‌های یک نمودار، خط روند (Trend) است. روند به روانشناسی بازار مربوط است؛ یعنی احساس کلی بازار را اعم از ترس، طمع، انتظارات و… نشان می‌دهد.

هنگامی که قیمت یک رمزارز در نمودار در حال بالا رفتن است، به این معنی است که عوامل و کارگزاران بازار احساس خوبی نسبت به آن رمزارز دارند و به خریدن آن اقدام می‌کنند. این عمل باعث می‌شود که حرکت افزایشی قیمت تشدید شود.

اهمیت روند در این نکته نهفته که اگر بتوانید آن را تشخیص دهید، در واقع خود را به سود رسانده‌اید یا از ضرر جلوگیری کرده‌اید.

تشخیص برخی از روندها آسان است. به طور مثال در دوره زمانی بین جولای و دسامبر 2017 یک روند صعودی بسیار بزرگ در بازار بیت کوین و برخی از رمزارزهای دیگر ایجاد شد، به صورتی که یک حرکت صعودی ممتد و واضح قابل مشاهده بود. اما تشخیص روند همیشه آسان نیست و می‌توان گفت ترسیم خط روند یک هنر است.

یک روش اصلی برای ترسیم خط روند اعم از صعودی و نزولی پیشنهاد می‌شود:

برای ترسیم روند صعودی، هنگامی که یک مومنتوم یا شتاب قیمت را در حالت صعودی نمودار تشخیص دادید، دره‌ها یا نقاط مینیموم قیمت را به هم متصل کنید. برای ترسیم روند نزولی نیز، قله‌ها یا نقاط حداکثر را به هم متصل نمایید.

خطوط مقاومت

تشخیص خطوط اصلی

مهم‌ترین نکته تحلیل تکنیکال، تشخیص بهترین قیمت ممکن برای خرید و فروش است. بهترین حالت این است که رمزارز مشخصی را که زیر نظر دارید در پایین‌ترین قیمت ممکن خریداری کنید، نگه دارید و در بالاترین قیمت در بازه زمانی مدنظرتان بفروشید. در بازارهای معتبر که در آنها داده‌های زمانی فروانی موجود است، می‌توانید قیمت مناسب را به وسیله سطوح یا خطوط اصلی شناسایی کنید. این سطوح یا خطوط، برای حرکت بازار محدودیت ایجاد می‌کنند.

تمامی بازارها از منطق عرضه و تقاضا پیروی می‌کنند. در هنگام تعادل بازار، عرضه و تقاضا (Supply and demand) با هم برابر هستند و فشاری جهت تغییر قیمت وجود ندارد. تعادل همیشگی نیست؛ زیرا عرضه‌کنندگان و تقاضاکنندگان به خاطر وجود برخی عوامل و فاکتورها، مقدار عرضه و تقاضای خود را تغییر می‌دهند.

وقتی مقدار عرضه بیشتر Candlestick chart نمودار شمعی از تقاضا باشد، قیمت کاهش پیدا می‌کند و متقابلاً هرگاه تقاضا از عرضه بیشتر شود، قیمت تمایل دارد که افزایش یابد. درک و فهمیدن نکته اصلی خطوط اصلی مقاومت و حمایت به این قانون مربوط می‌شود.

خطوط حمایت

خط حمایت، مانعی بر سر راه قیمت است که اجازه نمی‌دهد از سطحی پایین‌تر برود. این سطح همیشه در قسمت پایین قیمت جاری بازار در نمودار قرار دارد. افرادی که سطح یا خط حمایت را تشخیص می‌دهند، منتظرند که رمزارز را در این سطح قیمت خریداری کنند. یکی از رایج‌ترین روش‌ها برای تشخیص خط مقاومت، بررسی عملکرد گذشته رمزارز روی نمودار است. توجه به این نکته اهمیت دارد که در هر زمانی یک سطح قیمت می‌تواند سطح یا خط مقاومت باشد که در آن از کاهش قیمت جلوگیری شود.

خریداران احساس می‌کنند که قیمت زیادی کاهش یافته و بهتر است که در این قیمت خرید کنند. از این رو افزایش تقاضا مانع از کاهش قیمت می‌شود.

همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، یکی از مهم‌ترین خطوط مقاومت بیت کوین در قیمت حدودی 6000 دلار ایجاد شد. طی سال‌های 2017 و 2018 چندین بار روند قیمت بیت کوین به سمت پایین بود اما هر بار خط مقاومت از نزول به قیمت پایین‌تر جلوگیری کرد.

توجه داشته باشید که در این مبحث، اشاره به سطح قیمت مقاومتی، حدودی و تقریبی است. در مقاومت‌های اصلی به جای آنکه ما سطح قیمت داشته باشیم، مقاومت به صورت محدوده رخ می‌دهد و نه دقیقاً یک سطح قیمت خاص.

هر باری که سطح یا خط مقاومت در معرض حمله قیمت برای شکستن قرار می‌گیرد، قوی‌تر می‌شود. اما بعد از اینکه یک حمایت قوی شکسته می‌شود، احساس بازار به سمتی هدایت می‌شود که به حرکت نزولی خود ادامه داده و به سمت خط حمایت بعدی حرکت کند.

خطوط مقاومت

خط مقاومتی مانعی بر سر راه قیمت است که اجازه نمی‌دهد از سطحی بالاتر برود. این سطح همیشه در قسمت بالای قیمت جاری بازار در نمودار قرار دارد. شما می‌توانید در این نقطه رمزارز خود را بفروشید. می‌توانید با نگاه کردن به نمودار قیمت، سطح یا خط مقاومت را در نقاط اوج قیمت یا قله (Peak) پیدا کنید. در صورتی می‌توان یک قله قیمت را خط مقاومت در نظر گرفت که بالای ارزش فعلی بازار باشد.

فروشندگان احساس می‌کنند که قیمت بسیار افزایش یافته و بهتر است که در این قیمت دارایی خود را عرضه کنند؛ لذا افزایش عرضه مانع از افزایش قیمت می‌شود.

نمودار زیر، خط مقاومت را برای بیت‌کوین در قیمت حدودی 6620 دلار برای سپتامبر 2018 نشان می‌دهد.

خطوط حمایت

تشخیص و ترسیم خطوط حمایت و خطوط مقاومت

چند راه برای تشخیص و ترسیم خطوط حمایت و خطوط مقاومت وجود دارد:

اعداد رند (Round Numbers)

روشی ساده برای تشخیص خطوط مقاومت و حمایت، توجه به اعداد رند (Round Number) است. یافته‌های اقتصاد رفتاری به صورت تجربی نشان می‌دهد که اعداد رند می‌توانند موانعی برای حرکت قیمت حساب شوند. البته تعریف عدد رند در بازارهای مختلف می‌تواند متفاوت باشد. برای مثال می‌توان به مقاومت قیمت دلار روی 20 هزار و اخیراً 30 هزار تومان در بازار ارز داخلی اشاره کرد.

قانون 20-80

این قانون رسمی نیست اما بررسی آن روی نمودارهای قیمت می‌تواند درستی نسبی آن را نشان دهد. این قانون به این نکته اشاره دارد اگر فرضاً 500 خط مقاومت باشد، قیمت عملاً روی 480 یا 520 خواهد بود.

توجه به گذشته یک نمودار

توجه به گذشته یک نمودار می‌تواند به ما برای تشخیص سطوح کمک کند؛ به خصوص وقتی در گذشته توالی تقریبی قله‌ها یا دره‌ها حول‌وحوش یک سطح قیمت باشد. هر چه تعداد قله‌ها و دره‌ها در یک سطح قیمت بیشتر باشد اعتبار اینکه سطوح اصلی باشند بیشتر می‌شود.

ابزار فیبوناچی (Fibonacci retracement)

پیشنهاد می‌شود که برای تشخیص خطوط مقاوت و خطوط حمایت ، از ابزار فیبوناچی (Fibonacci retracement) استفاده کنید. با افزودن ابزار فیبوناچی به یک خط روند در پلتفرم‌ها می‌توانید بلافاصله تعدادی سطوح حمایت و مقاومت را مشاهده کنید؛ بدون اینکه نیاز باشد خودتان یک به یک آن را استخراج نمایید.

سخن پایانی

در این مقاله کوشیدیم با ذکر مفاهیم مقدماتی همچون تحلیل‌ تکنیکال، بازه زمانی و خط روند، اهمیت این تحلیل را با به‌کارگیری ابزار اختصاصی آن توضیح دهیم. سطوح یا خطوط مقاومت و حمایت، یکی از مهم‌ترین مفاهیمی است که برای تحلیل تمامی بازارها استفاده می‌شود. دانستن این مفاهیم برای ترید و سرمایه‌گذاری روی ارزهای دیجیتال لازم و ضروری است.

به طور خلاصه، حمایت، سطحی است که فروشندگان با تعداد بیشتری خریدار مواجه می‌شوند. مقاومت نیز سطحی است که خریداران با تعداد افزون‌تری از فروشندگان روبه‌رو هستند.

فارکس آموزش از راه دور و سرمایه گذاری

بگذاريد نگاهي به سه تا از محبوبترين نمودارها بيندازيم :

1. نمودار خطي ( Line Chart)

2. نمودار ميله اي ( Bar Chart)

3. نمودار شمعي ( Candlestick chart)

يک نمودار خطي ساده ، خطي را از يک نقطه بسته شدن قيمت تا نقطه بعدي بسته شدن آن مي کشد . با اتصالي که اين خطها برقرار مي کنند ، ما مي توانيم حرکت کلي قيمت براي يک جفت ارز و در يک زمان معين را ببينيم .

در اينجا يک مثال از نمودار خطي EUR/USD را مي بينيد :

نمودار ميله اي همزمان قيمت باز شدن و بسته شدن را نشان مي دهد . پايين ترين نقطه ميله کمترين قيمت معامله شده براي آن پريود زماني و بالاترين نقطه ميله بيشترين قيمت را نشان مي دهد . بنابراين ميله عمودي محدوده معاملاتي يک جفت ارز را تعيين مي کند . خط کوچک افقي در سمت چپ ميله قيمت باز شدن و در سمت راست قيمت بسته شدن را نشان مي دهد .

توجه : در طي درسهايمان ، شما کلمه ميله ( bar) را زياد خواهيد ديد که به مجموعه منفردي از داده ها در يک نمودار اشاره مي کند . يک ميله در واقع يک بخش از زمان است ، چه يک روز باشد ، چه يک هفته يا يک ساعت . زمانيکه به کلمه " ميله " برخورد مي کنيد ، دقت کنيد که کدام فريم زماني مورد نظر است .

نمودارهاي ميله اي “ OHLC “ هم ناميده مي شوند . چرا که O pen , the H igh , the L ow, and the C lose ( قیمت باز شدن ، بالا ، پايين و بسته شدن را نشان مي دهند . )

در اينجا مثالي از يک ميله قيمت امده است

Open : خط کوچک افقي در سمت چپ Candlestick chart نمودار شمعی که قيمت باز شدن را نشان مي دهد .

High : بالاترين قسمت ميله که نشان دهنده بالاترين قيمت در آن فريم زماني است .

Low : پايين ترين قسمت ميله که نشان دهنده پايين ترين قيمت در ان فريم زماني است .

Close : خط کوچک افقي در سمت راست که قيمت بسته شدن را نشان مي دهد .

نمودارهاي شمعي همان اطلاعات نمودارهاي ميله اي را نشان مي دهند ، اما به شيوه اي زيباتر و در قالب گرافيکي .

نمودارهاي شمعي هم دامنه بالا تا پايين را با خط عمودي نشان مي دهند . در هر حال در نمودار شمعي بلوک بزرگ واقع در وسط دامنه بين قيمتها باز شدن و بسته شدن را نشان مي دهد . به طور قراردادي اگر بلوک وسطي پر شده باشد ، نشان دهنده اين است که ارز با قيمتي پايين تر از باز شدنش بسته شده است .

در مثال بعدي رنگي که بلوک را پر کرده است مشکي است . براي يک بلوک پر شده يا رنگي بالاترين نقطه بلوک قيمت باز سدن است و پايين ترين نقطه بلوک قيمت بسته شدن است . اگر قيمت بسته شدن بالاتر از قيمت باز شدن باشد بلوک سفيد است يا خالي است .

ما از بلوک هاي سياه و سفيد خوشمان نمي آيد . همانطور که تلويزيون رنگي از سياه و سفيد بهتر است ، چرا نمودارهاي شمعي رنگي نباشد ؟ ما به راحتي سفيد را با سبز و سياه را با قرمز جايگزين کرديم . اين بدان معناست که اگر قيمت بسته شدن از باز شدن بيشتر باشد بلوک سبز رنگ است . و اگر قيمت بسته شدن از باز شدن کمتر باشد بلوک قرمز رنگ است . در درسهاي بعدي به شما نشان خواهيم داد که چگونه استفاده از رنگهاي سبز و قرمز به بهتر ديدن نمودار و تشخيص روند درآن کمک خواهد کرد .

فعلا فقط يادتان باشد که سبز را به جاي سفيد يابلوک تو خالي و قرمز را به جاري مشکي يا بلوک تو پر جايگزين کرده ايم و از اين به بعد از اين رنگها استفاده خواهيم کرد .

در اينجا نمودار شمعي EUR/USD را می بینیم . زیبا نیست ؟

هدف نمودار شمعي قطعا خدمت به ديد بيشتر است . از انجا که دقيقا همين اطلاعات در نمودار ميله اي يا OHLC هم ظاهر مي شوند . مزاياي نمودار شمعي را اينگونه مي شماريم :

· نمودارهاي شمعي قابل تفسيرترند و جاي خوبي براي مبتدياني است که مي خواهند تحليل تکنيکي را آغاز کنند .

· استفاده از نمودارهاي شمعي خيلي راحت است و چشم خيلي سريع به نحوه اطلاعات دادن بلوک ها عادت مي کند .

· نمودارهاي شمعي و الگوهاي انها اسامي جالبي دارند مانند شهاب ( Shooting star ) که به شما در يادآوري معني الگ کمک مي کنند .

· نمودارهاي شمعي ابزار خوبي براي تشخيص نقاط عطف - نقاط معکوس شدن روند از روبه بالا به رو به پايين و بر عکس هستند . که در درسهاي آينده بيشتر راجع به انها خواهيم آموخت .

حال شايد متوجه شده باشيد که چرا ما ترجيح مي دهيم تا جاي ممکن از نمودارهاي شمعي استفاده کنيم .

نمودار شمعي چيست ؟

در درس قبل به طور خلاصه اشاره اي به نمودارهاي شمعي داشتيم . در اينجا قصد داريم آن را دقيق تر شکافته و به جزئيات آن بپردازيم .

ژاپني ها از همان روزهايي که گودزيلا يک مارمولک با نمک محسوب مي شد ، نسخه مکتب خودشان را در تحليل تکنيکي و براي بازار برنج استفاده مي کردند . شخصي به نام استيو نيسون آن را از دوست ژاپني اش آموخت و نمودارهاي شمعي بعد از به طور گسترده اي در سراسر دنيا مورد استفاده قرار گرفتند. استيو خيلي راجع به نمودارهاي شمعي تحقيق کرد و خواب و خوراکش شدند و در مورد آنها بسيار نوشت تا اينکه اين نمودارها در دهه نود به محبوبيت رسيدند . خلاصه کلام اينکه بدون استيو نيسون نمودارهاي شمعي به عنوان رازي مدفون باقي مي ماندند . استيو نيسون ارباب نمودار شمعي است .

خب ، حالا اين نمودارهاي شمعي چه هستند ؟

بهترين راه براي توضيح انها استفاده از تصوير است .

نمودارهاي شمعي با استفاده ازقیمتهای بازشدن ، بسته شدن و سقف و کف شکل مي گيرند .

· اگر قيمت بسته شدن بالاتر از قيمت باز شدن باشد ، يک شمع توخالي يا سفيد کشيده مي شود .

· اگر قيمت بسته شدن پايين تر از قيمت باز شدن باشد يک شمع تو پر يا سياه کشيده مي شود .Candlestick chart نمودار شمعی

· قسمت توخالي يا رنگ شده شمع " بدنه اصلي " يا بدنه ناميده مي شود .

· خطوط باريک واقع در بالا و پايين بدنه قيمت سقف و کف را نشان مي دهند و فتيله ها ناميده مي شوند .

نمودار حجم معاملات بورس

نمودار حجم معاملات

برای رسیدن به اطلاعات درست باید به دنبال داده های مناسب و تجزیه و تحلیل درست و علمی این داده ها باشیم. بهترین راه رسیدن به داده ها و تحلیل درست این داده ها نیز استفاده از نمودارهای منطقی و علمی می باشد.

نمودار حجم معاملات بورس، می تواند به معامله گران و سرمایه گذاران کمک کند تا بتوانند قوی بودن یا ضعیف بودن روند انجام معاملات را تخمین بزنند. به طور کلی سرمایه گذاران و معامله گران باید برای تصمیم گیری های درست به دنبال کسب اطلاعات و آمارهای درست و به موقع باشند. انواع مختلفی از نمودارها وجود دارند که با توجه به موقعیت مورد نظر می توان نوع خاصی از آن ها را به کار برد. به عنوان مثال نمودارها می توانند برای بازه های زمانی متفاوتی ترسیم شوند. این بازه های زمانی از یک دقیقه تا ماهانه و یا سالانه متغیر می باشند. هم چنین نمودارها می توانند در انواع لگاریتمی و یا ساده به کار برده شوند.

در یک تقسیم بندی کلی می توان سه نوع نمودار را نام برد: نمودار خطی، نمودار میله ای و نمودار کندل شمعی ژاپنی که توضیح مختصری در مورد این سه نوع نمودار بیان خواهیم کرد.

نمودار خطی (Line Chart): این ساده ترین نوع نمودار است که دارای دو محور عمودی و افقی می باشد و از متصل کردن نقاط مشخصی به دست می آید.

نمودار میله ای ( (Bar Chart : این نوع نمودار نسبت به نمودار خطی پیشرفته تر است و اطلاعات بیشتری به دست می دهد. نمودار میله ای از رایج ‌ترین نمودارها در تحلیل تکنیکال می باشد.

نمودار کندل شمعی ژاپنی (Candlestick Chart): در تحلیل های تکنیکال اکثرا از این نوع نمودارها استفاده می شود زیرا اطلاعات کامل تری را ارائه می دهند. هر کندل در این نمودار اجزای مختلفی دارد و تغییرات بازار را به وضوح نشان خواهد داد.

با توجه به نوع نمودار حجم معاملات بورس می توان به راحتی حجم معاملات یا تعداد آن ها را در بازه زمانی خاصی که مد نظر ما است و یا در رنج قیمتی که مشخص کرده ایم، بررسی کنیم. علاوه بر این ها، استفاده درست از نمودارهای استاندارد به سرمایه گذاران کمک خواهد کرد تا احتمال ضرر کردن در معاملات خود را بسیار کمتر کنند و با داد و ستد درست به سود بیشتری برسند. در نمودار حجم معاملات بورس اغلب، حجم معاملات را با ستون های عمودی مشخص می کنند.

اهمیت حجم معاملات سهم چیست؟

قبل از توضیح دادن در مورد چگونگی تحلیل کردن آمار به دست آمده از نمودار حجم معاملات بورس و آموزش اندیکاتور حجم معاملات، توضیح مختصر و ساده ای در مورد معنا و مفهوم حجم معاملات سهم در بازار بورس ضروری به نظر می رسد. حجم معاملات سهم در بورس در توضیحی مختصر به معنای تعداد معاملات انجام شده یک سهم مشخص در بازه زمانی مشخصی است، یعنی تعداد سهامی که در آن واحد زمانی مشخص خرید و فروش می شود. این بازه زمانی می تواند روزانه، هفتگی یا … باشد. توجه به نزولی یا صعودی بودن روند حرکت سهم، سرمایه گذاران و معامله گران را به سمت خرید یا فروش ترغیب می کند. در واقع حجم معاملات میزان نقد شوندگی دارایی ها را مشخص می کند. در یک کلام باید گفت درست است که حجم معاملات و قیمت معاملات با هم در ارتباط هستند و روی هم تأثیر می گذارند اما حجم معاملات از قیمت معاملات مهم تر است و تأثیر بیشتری بر تصمیمات معامله گران می گذارد. اصولا در نمودار حجم معاملات بورس، بالا رفتن حجم معاملات انجام شده را با رنگ سبز مشاهده می کنید و کاهش حجم معاملات سهم را نیز، رنگ قرمز نشان خواهد داد.

در صورتی که در نمودار حجم معاملات بورس، روند سهام صعودی باشد و قیمت نیز در حال افزایش باشد، نشان دهنده اشتیاق خریداران به خرید این سهم است. هم چنین اگر در این نوع نمودار روند به سمت بالا حرکت کند اما حجم به طور پیوسته حرکت نزولی داشته باشد، نشان دهنده این موضوع است که افراد کمتری قصد خرید این سهم را دارند. یکی از نتایجی که می توانیم از این موضوع بگیریم این است که، تا زمانی که حجم فروش در مقیاس بزرگتری نسبت به حجم خرید نیفتاده باشد، تغییری در روند ایجاد نخواهد شد.

چگونگی تحلیل نمودار حجم معاملات بورس

توجه به حجم معاملات انجام شده در بازار بورس راهنمای بسیار مفیدی برای معامله گران می باشد. به همین علت تحلیل درست نمودار حجم معاملات بورس اهمیت زیادی دارد و به وضوح نشان دهنده زمان هایی است که روند حرکت سهم، نزولی و یا صعودی می شود و به سرمایه گذار کمک می کند تا در موقعیت مناسبی وارد سهم شود و یا زمانی که روند حرکت سهم نزولی است از ورود به آن جلوگیری می کند.

مفاهیم حجم فروش وحجم خرید در تحلیل حجم معاملات سهم در بازار بورس، دو مفهوم کلیدی به حساب می آیند. در نمودار حجم معاملات بورس، حجم معاملات پایین این موضوع را نشان می دهد که معامله گران و سرمایه گذاران تمایل زیادی به انجام داد و ستد و معامله در این بازار ندارند. در حالی که حجم معاملات بالا نشان گر این موضوع است که احتمال شروع یک روند تازه وجود خواهد داشت. در این نوع نمودارها، افزایش حجم معاملات بیانگر این است که احتمال تغییر کردن روند سهم وجود دارد.

اینکه برای خرید یا فروش سهم فقط به تغییرات حجم معاملات انجام شده آن سهم توجه کنید اشتباهی است که خیلی از معامله گران تازه وارد به بازار بورس انجام می دهند. برای اتخاذ تصمیم درست و انتخاب بهترین زمان برای وارد شدن یا خارج شدن از یک سهم باید به طور هم زمان هم حجم معاملات آن سهم را در نظر بگیرید و هم وضعیت قیمت معاملات را مورد بررسی قرار دهید. زمانی که در نمودار حجم معاملات بورس، حجم معاملات انجام شده در حال افزایش است و در همان حال قیمت ها نیز افزایش می یابند، می توانیم نمودار را این طور تحلیل کنیم که روند حرکت سهم صعودی است.

اما اگر در نمودار، حجم معاملات انجام شده در حال کاهش باشد و در عین حال قیمت ها در حال افزایش باشند، نشان دهنده نزولی شدن روند سهم می باشد. یک اشتباه رایج دیگر در بین معامله گران تازه کار این است که آن ها به اهمیت بررسی حجم معاملات پی برده اند اما در این بررسی ها بازه زمانی را مشخص نمی کنند یا اینکه بازه های زمانی بسیار طولانی را در نظر می گیرند که سبب می شود تا بررسی حجم معاملات در این بازه های زمانی طولانی برای تصمیم گیری آن ها فایده ای نداشته باشد.

بهترین بازه های زمانی که در نمودار حجم معاملات بورس می توانند به شما کمک کنند تا به موقع از سهمی خارج شوید یا اینکه در زمان درست به سهمی وارد شوید، بازه های زمانی یک روزه و نهایتا یک هفته ای می باشد. علت این موضوع نیز این است که احتمال تغییر ناگهانی و یک روزه حجم معاملات یک سهم بسیار زیاد است و ممکن است حجم معاملات به طور ناگهانی بسیار بالا برود و یا اینکه به طرز عجیبی افت کند.

یک نکته مهم که در تحلیل حجم معاملات باید به خاطر بسپارید این موضوع است که، حجم معاملاتی که اخیرا انجام شده است را بررسی کنید تا نتیجه ای که به دست می آورید معتبر باشد. تحلیل و بررسی حجم معاملات گذشته به شما کمکی نخواهد کرد.

منظور از حجم خرید و حجم فروش در تحلیل حجم معاملات

همان طور که گفته شد، حجم خرید (buying volume) و حجم فروش (selling volume) از مفاهیم کلیدی در بررسی نمودار حجم معاملات بورس می باشند. زمانی که تقاضا برای خرید یک سهم زیاد باشد، قیمت بالاتر می رود و در این صورت این جمله شنیده می شود که خریداران کنترل بازار را در دست گرفته اند. و بالعکس زمانی می گویند بازار در کنترل فروشندگان است که قیمت معامله سهم پایین می رود یعنی در این صورت عرضه سهم بیشتر از تقاضای خریداران برای آن سهم بوده است.

قیمت پیشنهادی یا تقاضا، بالاترین قیمتی است که توسط خریداران به بازار ارسال شده است. از آن سو، قیمتی که فروشنده به بازار ارسال می کند نشان دهنده پایین ترین قیمتی است که فروشنده ها حاضر می شوند سهامشان را در آن قیمت به فروش برسانند. زمانی متوجه می شویم که تقاضا برای خرید سهمی مشخص در بازار بورس وجود دارد که خریدار، سهام را با قیمتی که فروشنده پیشنهاد می دهد خریداری کند. در این صورت حجم معامله در معیار حجم خرید گنجانده می شود. اما حجم فروش حجم معاملاتی را که در قیمت تقاضا انجام شده است را نشان می دهد. اصولا حجم معاملات را در پایین نمودار قیمت سهم می توانید مشاهده کنید.

حجم میانگین نیز مفهوم دیگر است که بسیار مورد توجه معامله گران قرار می گیرد. منظور از حجم میانگین (average volume)، تعداد معاملات و داد و ستد های انجام شده یک سهم در یک روز عادی است. علت توجه به حجم میانگین نیز این است که در برخی روزها حجم معاملات بسیار بالا است و بعضی روزها نیز هستند که حجم معاملات انجام شده در آن ها بسیار پایین تر از روزهای عادی است. با توجه به حجم میانگین می توانیم حجم پایین تر از حجم میانگین را عدم علاقه یا علاقه کمتر به آن سهم برداشت کنیم. در صورتی که حجم میانگین بالا ( بالاتر از حجم معمول یک روز ) نشان دهنده تمایل سهام داران به آن سهم است.

در صورتی که بیشتر حجم معاملات در قیمت فروش (Ask price)، یعنی قیمتی که فروشنده ارائه می دهد انجام شود نشان دهنده این است که خریداران به این سهم علاقه دارند و می خواهند زودتر این سهم را خریداری کنند و اعتقاد دارند که قیمت این سهم افزایش می یابد.

اما در صورتی که بیشتر معاملات انجام شده در قمیت خرید (Bid price)، یعنی قیمتی که خریداران ارائه می دهند انجام شود، قیمت آن سهم کاهش می یابد. این گونه معاملات نشان دهنده این موضوع هسنتد که دارندگان این سهم می خواهند زودتر سهم خود را بفروشند و تمایلی به نگهداری آن ندارند.

منظور از پولبک ها در تحلیل نمودار حجم معاملات بورس

ابتدا نیاز است که توضیح مختصری در مورد مفهوم پولبک ارائه دهیم. پولبک به حالتی گفته می شود که قیمت سهم برای بار آخر به محدوده ای که قبلا در آن بوده است بر می گردد. بوسه خداحافظی نیز اصطلاحی است که برای پولبک ها به کار می برند. به طور واضح تر زمانی را در نظر بگیرید که قیمت مدت های زیادی بالای خط روند بوده است و حالا بعد از مدت ها موفق به شکستن خط روند می شود و خلاف جهت روند شروع به حرکت می کند، به این حالت، پولبک گفته می شود. لازم به ذکر است که رشد قیمت در مسیر روند به معنای رشد قیمت در یک روند صعودی و یا افت قیمت در یک روند نزولی می باشد. در ضمن پایان یک روند نیز به زمانی گفته می شود که یک افزایش شدید در حجم داشته باشیم مثلا زمانی که حجم معاملات پنج تا ده برابر بیشتر از حجم میانگین باشد.

توضیح کامل نمودارهای Candlestick chart نمودار شمعی شمعی و چگونگی استفاده از آنها برای مبتدیان

نمودارهای شمعی

به عنوان یک مبتدی و تازه وارد برای تجارت و سرمایه گذاری، بررسی و فهم نمودار می تواند دلهره آور و نامفهوم باشد. برخی به احساسات خود تکیه می کنند و سرمایه گذاری های خود را بدون شناخت انجام می دهند. ممکن است این استراتژی در یک بازار صعودی جواب دهد، اما مسلما در طولانی مدت نتیجه نخواهد داد.

در اصل، تجارت و سرمایه گذاری بازی احتمالات و مدیریت ریسک Candlestick chart نمودار شمعی است. بنابراین توانایی در خواندن و فهم نمودارهای شمعی تقریبا برای هر نوع سرمایه گذاری بسیار مهم است. در اینجا به توضیح نمودارهای شمعی و چگونگی بررسی آنها می پردازیم.

نمودار شمعی چیست؟

نمودار شمعی نوعی نمودار مالی است که نشان دهنده حرکات قیمتی یک دارایی برای یک بازه زمانی مشخص به صورت گرافیکی است. همانطور که از نام این نمودار مشخص است، از تعدادی شمع تشکیل شده که هر کدام حرکات قیمتی را در بازه زمانی یکسان نشان می دهند. شمع ها می توانند تقریبا برای هر بازه زمانی، از ثانیه گرفته تا سال، تنظیم شوند.

تاریخچه نمودارهای شمعی به قرن 17 بازمی گردد. استفاده از این نمودارها به عنوان یک ابزار ترسیمی اولین بار توسط یک تاجر برنج ژاپنی به نام هوما(Homma) انجام شد. ایده های او به عنوان پایه و اساس همان چیزی است که امروزه به عنوان نمودار شمعی جدید استفاده می شود. یافته های هوما توسط بسیاری از تحلیلگران، از جمله چارلز داو که یکی از بنیانگذاران تحلیل های تکنیکال مدرن است، مورد استفاده قرار گرفت.

اگر چه از نمودارهای شمعی می توان برای تجزیه و تحلیل انواعی از داده ها استفاده کرد، اما بیشتر جهت تسهیل در تحلیل بازارهای مالی استفاده می شوند. در صورت استفاده صحیح از این نمودارها، ابزاری خواهند بود که به معامله گران کمک می کنند تا بتوانند احتمال بروز حرکات قیمتی را ارزیابی و پیش بینی کنند. بنابراین نمودارهای شمعی می توانند مفید باشند، زیرا معامله گران و سرمایه گذاران قادر خواهند بود تا ایده ها و استراتژی های خود را بر اساس تحلیل هایشان از بازار شکل داده و پیاده کنند.

نمودارهای شمعی چگونه کار می کنند؟

هر شمع قیمتی از بخش های زیر تشکیل شده است:

  1. باز شدن شمع: اولین قیمت معامله شده از دارایی در بازه زمانی مشخص.
  2. بالاترین سطح: بیشترین قیمت معامله شده از دارایی در بازه زمانی مشخص.
  3. پایین ترین سطح: کمترین قیمت معامله شده از دارایی در بازه زمانی مشخص.
  4. بسته شدن شمع: آخرین قیمت معامله شده از دارایی در بازه زمانی مشخص.

در کل، اغلب به این مجموعه از داده ها OHLC گفته می شود. رابطه بین این 4 جزء تعیین کننده شکل و رنگ شمع است.

فاصله بین باز و بسته شدن، بدنه شمع را تشکیل می دهد. فاصله بین بدنه و بالاترین یا پایین ترین قیمت سایه یا فیتیله شمع را می سازد. به فاصله بین بالاترین و پایین ترین قیمت هر شمع نیز دامنه شمع گفته می شود.

نحوه خواندن نمودار شمعی

بسیاری از معامله گران خواندن و فهم نمودارهای شمعی را آسانتر از نمودارهای نواری و خطی مرسوم می دانند، حتی اگر اطلاعات مشابهی را ارائه دهند. نمودار شمعی را می توان با یک نگاه خواند که نمایانگر ساده ای از عملکرد قیمت ها است.

در عمل، نمودار شمعی نشان دهنده نبرد بین روند صعودی و نزولی(اصطلاحا گاوها و خرس ها) در یک دوره زمانی مشخص است. به طور کلی هر چه بدنه شمع بلندتر باشد، فشار خرید یا فروش در بازه زمانی مشخص شده بیشتر بوده است. اگر فتیله های شمع کوتاه باشند، بدین معنی است که بالاترین یا پایین ترین قیمت در بازه زمانی، به قیمت در زمان باز شدن یا بسته شدن شمع نزدیک بوده است.

رنگ و تنظیمات ممکن است در ابزارهای مختلف متفاوت باشد. اما به طور کلی اگر رنگ بدنه سبز باشد، یعنی قیمت دارایی در زمان بسته شدن، بیشتر از زمان باز شدن شمع بوده است. برعکس، اگر رنگ بدنه قرمز باشد به این معنی است که قیمت در طی بازه زمانی و هنگام بسته شدن پایین تر از زمان باز شدن شمع بوده.

در برخی نمودارها برای نمایش شمع ها به جای استفاده از رنگ سبز و قرمز از رنگ سفید و سیاه استفاده می شود. به این ترتیب برای شمع های صعودی از رنگ سفید به جای رنگ سبز و برای شمع های نزولی از رنگ سیاه به جای رنگ قرمز استفاده می شود.

نمودارهای شمعی چه چیزی را نشان نمی دهند

در حالی که استفاده از نمودارهای شمعی برای داشتن یک دیدگاه کلی درباره عملکرد قیمت می تواند مفید باشد، اما ممکن است تمام آنچه که برای انجام تجزیه و تحلیل جامع نیاز دارید، فراهم نکند. به عنوان مثال نمودارهای شمعی جزئیاتی را که بین باز و بسته شدن قیمت رخ داده، نشان نمی دهند.

مثلا، اگر چه فتیله های یک شمع بالاترین و پایین ترین قیمت معامله شده از دارایی را در بازه زمانی نمایش می دهند، اما این که کدام یک اول رخ داده را نشان نمی دهند. با این حال در بیشتر نمودارهای شمعی می توان بازه زمانی را تغییر داد که به معامله گران اجازه می دهد تا جزئیات بیشتری را در بازه های زمانی کوتاه تر بررسی کنند.

نمودارهای شمعی می توانند نوسانات زیادی داشته باشند، خصوصا زمانی که بازه های زمانی کوتاه تری را ترسیم می کنند. اندازه و رنگ شمع ها می تواند خیلی سریع تغییر کند که این امر می تواند تفسیر آنها را مشکل نماید.

برای درک بیشتر چگونگی استفاده از نمودارهای شمعی می توانید به مطلب زیر مراجعه نمایید:

نمودارهای شمعی Heikin-Ashi

آنچه تاکنون صحبت شد به نام نمودار شمعی ژاپنی معروف بود. اما روش های دیگری نیز برای ترسیم نمودار شمعی وجود دارد. Heikin-Ashi یکی از این روش ها است.

Heikin-Ashi در زبان ژاپنی به معنای میانگین نوار(average bar) است. این نوع نمودارهای شمعی به فرمول اصلاح شده ای متکی هستند که از داده های میانگین قیمت استفاده می کنند. هدف اصلی استفاده از این نوع نمودار هموار تر کردن فعالیت های قیمتی و کاهش نوسانات نشان داده شده در نمودارهای معمولی است. به این ترتیب نمودار شمعی Heikin-Ashi می تواند باعث آسانتر شدن شناخت روند بازار، الگوی قیمت و احتمال معکوس شدن روند شود.

معامله گران اغلب از شمع های Heikin-Ashi در ترکیب با نمودارهای شمعی برای جلوگیری از دریافت سیگنال های کاذب و شانس بیشتر برای کشف روند بازار استفاده می کنند. شمع های سبز Heikin-Ashi بدون فتیله پایینی عموما نشان دهنده روند صعودی قوی هستند. اما شمع های قرمز Heikin-Ashi که فاقد فیتیله فوقانی هستند، اغلب روند نزولی قوی را نشان می دهند.

در حالی که نمودار شمعی Heikin-Ashi می تواند ابزاری قدرتمند باشد، اما مانند هر ابزار تجزیه و تحلیل تکنیکال دیگری دارای محدودیت هایی است. از آنجایی که این نمودار از اطلاعات میانگین قیمتی استفاده می کند، الگوها ممکن است برای مدت طولانی تر مناسب تر باشد. همچنین این نمودارهای شکاف قیمتی را نشان نمیدهند و ممکن است سایر داده های قیمتی مبهم باشند.

نتیجه گیری

نمودارهای شمعی یکی از اساسی ترین ابزارها برای هر معامله گر یا سرمایه گذار هستند. آنها نه تنها یک نمای بصری از عملکرد قیمت یک دارایی معین را ارائه می دهند، بلکه انعطاف پذیری زیادی برای تجزیه و تحلیل داده ها در بازه های زمانی مختلف دارند.

داشتن مطالعات گسترده تر در مورد نمودارهای شمعی و الگوهای آنها، همراه با داشتن ذهنی تحلیلی و انجام تمرین کافی می تواند در نهایت معامله گران به سمت داشتن مبادلاتی موفق پیش ببرد. با این وجود اغلب معامله گران و سرمایه گذاران معتقدند که در نظر گرفتن روش های دیگر مانند تحلیل فاندامنتال نیز در گرفتن نتیجه درست مهم است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا