مبانی تحلیل فنی

حاشیه سود خالص چیست؟

یکی از نسبت های سودآوری حاشیه سود می باشد که روش به دست آمدن آن بصورت تقسیم درآمد خالص بر درآمد، یا سود خالص بر فروش می باشد. میزان درآمد یا سود خالص امکان دارد با تفریق همه هزینه های شرکت (هزینه هایی مانند؛ هزینه مواد اولیه، هزینه های عملیاتی و هزینه های مالیاتی) از کل درآمد به دست بیاید.

حاشیه سود خالص چیست؟

F = فیوچر p= پرایس

3- ارزش فعلی خالص (NPV ) : از تفاضل جریانهای نقدی ورودی و خروجی بدست می آید و به طریقه زیر محاسبه میگردد.

جریان نقدی خروجی - جریان نقدی ورودی = ارزش فعلی خالص (NPV )

نکته : اگر NPV مثبت باشد یعنی جریان نقدی ورودی بیشتر از جریان نقدی خروجی است و پروژه برای سرمایه گذاری مطلوب تر است و برعکس.

مثال : اگر سرمایه گذاری اولیه (I ) 000/000/1 ریال و عمر شرکت (n ) 10 سال و جریان نقدی ورودی به صورت سالیانه 000/300 ریال و نرخ بازده (i) 12% باشد مطلوب است محاسبه NPV :(226/903)

Fc = جریان نقدی ورودی

4- شاخص سود آوری(PI):میزان سود آوری یک پروژه را نشان می دهد و از فرمول محاسبه می گردد . هرچه شاخص سودآوری بزرگتر باشد آن پروژه برای سرمایه گذاری مطلوب تر است .

مثال: با توجه به مثال فوق شاخص سودآوری شرکت برابر است با:

مثال: اگر سرمایه گذاری اولیه 000/000/20 ریال و جریان نقدی سالیانه 000/000/7 و هزینه سرمایه 10% و عمر شرکت 4 سال باشد مطلوب است :

الف) محاسبه NPV (780/204/15 - )

مثال: اگر سرمایه گذاری اولیه 000/000/2 و عمر شرکت 6 سال و نرخ بازده 20% و جریان نقدی ورودی 000/250 باشد مطلوب است الف) NPV ( 008/916/1- ) ب) PI ( 04/0)

تجزیه وتحلیل نقطه سربه سر:نقطه سر به سر سطحی از میزان تولید و فروش را نشان می دهد که در آن نه سودی وجود دارد و نه زیانی . برای تعیین نقطه سر به سر هزینه ها به دو دسته تقسیم می شوند الف) هزینه ثابت (Fc) که این هزینه ها هیچ گونه ارتباطی با میزان تولید ندارند مانند هزینه اجاره .ب) هزینه های متغیر(Vc) که متناسب با حجم تولید تغییر می کنند یعنی هرچه تولید بیشتر باشد هزینه های متغیر هم بیشتر خواهند بود مانند خرید مواد اولیه تولید . برای محاسبه نقطه سر به سر هم از فرمول ریاضی و هم از روش نموداری استفاده می شود . از طریق فرمول ریاضی نقطه سر به سر برابر است با : که در این فرمول Q برابر با تعداد تولید و P برابر است با قیمت(پرایس) .

درآمدها = هزینه ها

مبلغ × تعداد = هزینه ثابت + هزینه متغیر

مثال: یک شرکت تولیدی در زمینه خودکار که مجموع هزینه های ثابت آن 000/000/51 ریال است و بهای فروش هر خودکار 25000 ریال و هزینه متغیر هر خودکار 15000 در نظر گرفته است مطلوب است تولید در نقطه سر به سر:

فروش S= P × Q S=000/500/127= 5100×25000

مثال: اگر هزینه ثابت 000/000/24 و هزینه متغیر 000/6 و تعداد کالا 000/4 باشد مطلوب است تعیین قیمت هر کالا:

نقطه سربه سر نقدی :نقطه سر به سر نقدی مشابه نقطه سر به سر کالاست با این تفاوت که در نقطه سر به سر نقدی تمام هزینه های ثابت F c نباید به صورت نقد پرداخت شوند بنابراین هزینه های غیر نقدی را از هزینه ثابت کسر خواهیم کرد . نقططه سر به سر نقدی از نقطه سر به سر معمولی (کالا) کمتر است ( بخاطر کسر استهلاک از صورت فرمول) :

مثال: اگر جمع هزینه های ثابت 000/000/5 ، استهلاک 000/200 ریال و قیمت کالا 2500 و هزینه های متغیر 1500 ریال باشد مطلوب است تعیین نقطه سربه سر نقدی و فروش :(4800 و 000/000/12)

مثال : اگر هزینه ثابت مالی 000/000/1 ریال و هزینه های ثابت عملیاتی 000/500/2 ریال باشد و قیمت کالا 100 و هزینه متغییر 500 ریال و تعداد کالا 200 باشد مطلوب است میزان استهلاک :(000/490/3)

محاسبه نقطه سر به سر از روش نموداری :

مثال: اگر بهای فروش2000 ، هزینه متغیر هر واحد کالا 1000 و هزینه ثابت 000/000/10 ریال باشد مطلوب است نقطه سر به سر از طریق نمودار:

انواع اهرمها: هزینه های ثابت شامل هزینه های ثابت عملیاتی و هزینه های ثابت مالی است.

اهرم عملیاتی: تأثیر هزینه های ثابت عملیاتی را بر سود شرکت نشان می دهد و از فرمول زیر محاسبه می شود:

اهرم مالی: تأثیر هزینه های ثابت را بر سود شرکت نشان می دهد و از فرمول زیر محاسبه می شود:

اهرم ترکیبی :که معیاری از ریسک کلی شرکت است از حاصل ضرب اهرم مالی در اهرم عملیاتی بدست می آید:(DCL )

مثال:اگرتعداد کالا 3000 ، قیمت کالا 2500 ، هزینه متغیر هر واحد 1000 ، هزینه های ثابت عملیاتی(Fc) 000/000/3 و هزینه های ثابت مالی(Ic) 000/000/1 ریال باشد مطلوب است :

الف ) اهرم عملیاتی (3) ب) اهرم مالی(3) ج) اهرم ترکیبی(9)

مثال: اگر هزینه های ثابت عملیاتی (Fc) 000/000/80 ، هزینه های ثابت مالی(Ic) 000/000/16 ، سطح تولید فعلی(Q) 2000 واحد ، فروش 000/000/200 و هزینه های متغیر 000/000/40 ریال باشد مطلوب است:

الف)درجه اهرم مالی ب) درجه اهرم عملیاتی ج) درجه اهرم ترکیبی

سهام: شرکتهای سهامی قادر به انتشار سهام ممتاز یا عادی و یا هر دو می باشند . سهام ممتاز سهامی هستند که نسبت به سایر انواع سهام دارای امتیازاتی از قبیل:

1. اولویت در دریافت سود

2. اولویت در دریافت مبلغ اسمی سهام

3. داشتن حق رأی بیشتر

سهام ممتاز زمانی منتشر می شوند که درجه اهرم مالی شرکت و یا هزینه های سهام عادی درحد بالایی باشند.

انواع سهام ممتاز : سهام ممتاز شامل:

1. سهام قابل تبدیل در مقابل سهام غیر قابل تبدیل در این نوع سهام ، سهام ممتاز می تواند به دیگر انواع سهام تبدیل شوند ولی سهام غیر قابل تبدیل چنین ویژگی را ندارند.

2. سهام جمع شونده در مقابل سهام غیر جمع شونده: در این نوع سهام سود پرداخت نشده سال یا سالهای گذشته یا به عبارتی سود معوقه باید قبل از توزیع سود سهامداران عادی پرداخت گردد.

3. سهام با مشارکت در مقابل سهام ممتاز بدون مشارکت: اگر سود اعلام شده شرکت از میزانی که بطور معمول به سهامداران عادی و ممتاز پرداخت می گردد بیشتر باشد در باقیمانده سود مشارکت دارند (مشارکت در میزان سود بر اساس ارزش اسمی صورت می گیرد)

مثال: شرکتی دارای 60000 سهم ممتاز جمع شونده به مبلغ اسمی 1500 ریال و نرخ آن 24% باشد که سود سالهای 89 و 90 به سهامداران پرداخت نشده باشد و در سال 91 میزان کل سود پرداختی شرکت به سهامداران ممتاز برابر است با:

000/200/43 = 2 × 24% × 000/000/90 = 1500 ×000/60 = سود معوقه (سود انباشته)

000/600/21 = 1 ×24% × 000/000/90 = 1500 × 000/60 = سود سال جاری

000/800/64 = 000/600/21 + 000/200/43 = کل سود پرداختی به سهامداران ممتاز

مثال: شرکتی در نظر دارد 5000 سهم ممتاز با سود انباشته(جمع شونده) به ارزش اسمی هر سهم 000/10 با نرخ 15% منتشر نماید ، سود این سهام به مدت 3 سال پرداخت نشده است ، امسال سالی سود آور است و شرکت در نظر دارد تمامی تعهدات خود را در زمینه سود انجام دهد . شرکت بابت سهام ممتاز چقدر سود باید پرداخت نماید: (000/000/30)

مثال برای سهام با مشارکت: اگر شرکتی 000/000/50 ریال سود داشته باشد و 000/10 برگه سهام ممتاز 000/10 ریالی با نرخ 20% و 000/40 برگه سهام عادی 2000 ریالی با نرخ 15% منتشر کرده باشد میزان سود پرداختی به سهامداران ممتاز و عادی را بطور جداگانه محاسبه کنید(سهام ممتاز از نوع با مشارکت است)

سود سهام ممتاز و عادی

000/000/20 = 20% × 000/10 × 000/10

000/000/12 = 000/2 × 000/40

سهم باقیمانده سود سهام ممتاز مشارکتی

مثال:اگر سهام ممتاز با مشارکت 00/20 برگه 1500 ریالی با نرخ سود 14%و سهام عادی 000/5 برگه به ارزش اسمی 2000 ریال با نرخ 14% باشد . و مجموع سود شرکت 000/000/60 ریال باشد مطلوب است :

مقدار سود سهام ، سهامداران ممتاز و عادی (000/000/45 و000/000/15)

مثال: شرکتی 5000 برگه سهام ممتاز جمع شونده با مشارکت را به ارزش هر برگ 15000 ریال با نرخ 18% و 10000 سهم عادی 7000 ریالی با نرخ 20% را بین سهامداران توزیع می کند اگر میزان سود اختصاصی 60000000 ریال باشد مطلوب است تعیین سود به سهامداران ممتاز و عادی (2 سال سود پرداخت نشده است)

جواب : ممتاز ( 827/344/42) عادی(173/655/16)

مثال:شرکت آلفا سهام ممتاز غیر جمع شونده با مشارکت به تعداد 6000 برگه 200 ریالی با نرخ 10% که سه سال سود پرداخت نشده و 8000 سهام 300 ریالی با نرخ 20% دارد اگر کل سود 40000000 ریال باشد مطلوب است سهم هر یک از سهام ؟ جواب: ممتاز ( 332/253/13) عادی ( 668/746/26)

تجزیه سهام: در تجزیه سهام که به آن سود سهمی یا سهام جایزه می گویند . تعداد سهام افزایش می یابد و حاشیه سود خالص چیست؟ به همان اندازه ارزش سهام کاهش می یابد افزایش تعداد با کاهش ارزش سهام خنثی شده و در مجموع هیچ گونه تغییری در ارزش اسمی سهام صورت نمی گیرد.

مثال: شرکتی 1500 برگه 1200ریالی منتشر کرده است اگر تجزیه سهام 1به 3 باشد تعداد سهام جدید و ارزش هر برگه و ارزش اسمی برابر است با .( تعداد سهام 4500 و ارزش هر سهم 400 و ارزش اسمی 1800000)

مثال: شخصی مالک 20%سهام یک شرکت است ارزش هر سهم در بازار 500 ریال است مطلوب است تعداد سهام و ارزش سهام شخص را در صورتی که تجزیه 1 به 2 صورت گیرد ( شرکت 10000 سهام عادی دارد)

جواب ( تعداد سهام 4000 و ارزش سهام بعد از تجزیه 1000000)

معکوس تجزیه سهام: در معکوس تجزیه سهام که به آن ترکیب سهام هم می گویند برعکس تجزیه سهام عمل می کنیم یعنی تعداد سهام کاهش می یابد و ارزش هر برگه سهام افزایش می یابد .کاهش تعداد سهام و افزایش ارزش آنها با هم خنثی و جبران می شوند بنابراین هیچ گونه تغییری در ارزش اسمی سهام صورت نمی گیرد.

مثال: شرکتی 10000 برگه سهام به ارزش هر برگه 5000 ریال دارد . اگر معکوس تجزیه حاشیه سود خالص چیست؟ سهام بر مبنای 5 به 1 صورت گیرد تعداد سهام ، ارزش هر سهم و ثروت شرکت را بعد از معکوس تجزیه سهام محاسبه نمایید.

تعداد سهام 2000= 5 10000 ارزش سهام 25000 = 5× 5000

ثروت شرکت بعد از معکوس 50000000 =2000 ×25000 ثروت قبل از معکوس 50000000=5000×10000

مثال: شرکتی 6000 برگه 4000 ریالی دارد اگر معکوس تجزیه سهام 4 به 1 باشد مطلوب است (نرخ 20%) :

الف: تعداد سهام (1500)

ب: ارزش هر سهم (16000)

ج: ثروت شرکت بعد از معکوس تجزیه سهام(24000000)

مثال: شرکتی 3000 برگه سهام 6000 ریالی با نرخ 10% دارد . اگر معکوس تجزیه سهام بر مبنای 5/1 به 1 صورت گیرد مصلوب است :

الف: تعداد سهام (2000)

ب: ارزش هر سهم (9000)

ج: ثروت شرکت بعد از معکوس تجزیه سهام(18000000)

سود سهمی (سهام جایزه):تقسیم سود از طریق توزیع سهام بین سهامداران ، سود سهمی نامیده می شود . سهام جایزه در شرایطی که شرکت از وضع نقدینگی خوبی برخوردار نباشد و یا برای تأمین مالیتوسعه عملیات خود به وجه نقد نیاز داشته باشد صادر می شوند.

مثال: اگر شرکتی 10000 برگه سهام داشته باشد که ارزش هر برگه 2000 ریال باشد و شخصی مالک 20% سهام شرکت باشد و قرار باشد که 50% سود سهمی بین سهامداران توزیع شود مطلوب است :

الف: تعداد سهام 15000= 5000 + 10000 5000=50% × 10000

ج: ثروت شرکت 20000000= 15000 × 1333

مثال : شرکتی 6000 برگه سهام 3000 ریالی دارد و شخصی مالک 10% کل سهام شرکت است . اگر 30% سود سهمی بین سهامداران توزیع گردد مطلوب است :

الف: تعداد سهام (7800)

ب: ارزش هر سهم (2307)

ج: ثروت شرکت بعد از معکوس تجزیه سهام(18000000)

مثال: شرکتی 20000 برگه سهام 500 ریالی دارد اگر شرکت 35% سهام را به صورت جایزه توزیع نماید مطلوب است:

چگونه می توان حاشیه سود را برای کسب و کار تعیین کرد

برای رشد شغل خود ، باید عملکرد را اندازه گیری کنید. با محاسبه حاشیه سود ، یکی از شاخص های مهم موفقیت حاشیه سود خالص چیست؟ تعیین می شود.

حاشیه سود چیست؟

حاشیه سود معیاری است که می توانید از آن استفاده کنید تا ببینید چقدر کسب و کار شما درآمد دارد. این میزان، استفاده شما از درآمد را برای پرداخت هزینه های خروجی اندازه گیری می کند. به عبارت دیگر ، حاشیه سود مشخص می کند چند درصد از درآمد را کسب و کار نگه می دارد. حاشیه را محاسبه کنید تا سودآوری در یک دوره زمانی خاص را مشخص کنید.

می توانید از حاشیه سود برای ردیابی سلامت شغلی خود و تصمیم گیری های بهتر در مورد کسب و کار استفاده کنید. حاشیه سود همچنین می تواند برای سرمایه گذاران در مقایسه شرکت های با درآمد مشابه اطلاعاتی را ارائه دهد.

بعضی اوقات ، حاشیه سود با سود خالص اشتباه گرفته می شود ، اما بین سود و حاشیه سود تفاوت وجود دارد. برای یافتن سود خود ، کلیه هزینه های حاصل را از درآمد کم کنید. سود مبلغی را نشان می دهد که در کسب و کار پس از کسرهزینه ها حفظ می شود ، نه درصدآن.

حاشیه سود ناخالص و خالص

دو روش برای بررسی حاشیه سود وجود دارد: ناخالص و خالص. هر نوع حاشیه سودآوری متفاوتی را نشان می دهد.

از حاشیه های ناخالص استفاده کنید تا به سودآوری یک محصول یا خدمات واحد توجه کنید. می توانید میزان درآمد هر کالایی را مشاهده کنید. از این طریق می دانید که کدام آیتم ها بیشترین و کمترین سود را دارند.

حاشیه سود ناخالص به شما کمک نمی کند تا سود کل کسب و کار خود را اندازه بگیرید. برای دانستن اینکه شرکت شما چقدر سودآور است ، باید به حاشیه سود خالص نگاه کنید. سود خالص سود کل شما را با هزینه ها مقایسه می کند. بیشتر اوقات ، حاشیه سود خالص چیزی است که افراد برای تعیین سودآوری در مورد آن صحبت می کنند.

نانوائی شاطر عباس

در آمد 100000000
ارزش کالای فروخته شده 38000000
سود ناخالص 62000000

بیمه 8000000
دستمزد 22000000
اجاره 6000000
آب و برق و گاز 1000000
هزینه کل 37000000
درآمد خالص 25000000

نحوه محاسبه حاشیه سود

فرمول حاشیه سود ساده است و به شما کمک می کند تا امور مالی خود را در مسیردرست نگه دارید.

برای محاسبه حاشیه سود سه مرحله وجود دارد:

درآمد خالص را تعیین کنید (کل هزینه ها را از درآمد را کم کنید).

درآمد خالص را بر درآمد تقسیم کنید.

نتیجه را در 100 ضرب کنید تا به درصد برسید.

به عنوان مثال حاشیه سود

برای درک بهتر از حاشیه سود ، اجازه دهید روند را طی کنیم. مراحل فوق را در حالی که می دانید چگونه می توانید حاشیه سود را تعیین کنید ، در حاشیه سود خالص چیست؟ ذهن داشته باشید.

نانوایی شاطرعباس به دنبال سرمایه برای گسترش کسب و کار است. سرمایه گذاران بالقوه می خواهند بدانند که آیا کسب و کار در سودآور است یا خیر. آنها همچنین می خواهند بدانند كه کسب و کار به چه میزان از پول دریافتی خود استفاده می كند. برای تعیین سودآوری آن از اطلاعات درآمد نانوایی استفاده کنید.

مرحله 1: درآمد خالص را تعیین کنید.

با کم کردن کل هزینه ها ازدرآمد ، درآمد خالص را بیابید. اگر کل هزینه ها 75000000 باشد (هزینه کالاهای فروخته شده و هزینه های عملیاتی) و درآمد 100000000 است ، درآمد خالص 25000000 است.

100000000 درآمد – 75،000000 هزینه = 25،000000 درآمد خالص

مرحله 2: درآمد خالص را بر درآمد تقسیم کنید.

با استفاده از درآمد خالص بدست آمده در مرحله 1 ، درآمد خالص تقسیم بر درآمد را محاسبه کنید. به عبارت دیگر ، 25،000000 را 100000000 تقسیم کنید تا 0.25 به دست بیاید.

25000 درآمد خالص / 100،000 درآمد = 0.25

مرحله 3: نتیجه را در 100 ضرب کنید.

برای اینکه نتیجه را درصدی بگیرید ، 100 برابر کنید.

حاشیه سود 25٪ است. نانوایی شاطر عباس پس از پوشش مخارج ، 25٪ از درآمد خود را نگه می دارد.

حاشیه های استاندارد چیست؟

به عنوان یک صاحب مشاغل کوچک ، می دانید که هیچ دو شرکتی یکسان نیستند. دانستن حاشیه سود متوسط ​​برای مشاغل کوچک می تواند دشوار باشد.

میانگین حاشیه سود خالص به عوامل مختلفی بستگی دارد. نوع شغلی را که اداره می کنید ، تعداد کارمندانی که دارید و موقعیت مکانی کسب و کار را باید حاشیه سود خالص چیست؟ در نظر بگیرید. عوامل دخیل ، استفاده از دارایی های تجاری و مدیریت موجودی نیز بر حاشیه سود تأثیر می گذارد.

شما نمی توانید حاشیه سود خود را با شرکت های فعال در صنایع دیگر مقایسه کنید. هر صنعت میانگین خود را دارد. موارد زیر صنایع مشترک و میانگین سود آنهاست:

خرده فروشی: 7٪ تا 12٪

ارتباطات از راه دور: 10٪ تا 15٪

ساخت تجهیزات: 6٪ تا 10٪

فروشگاه های لوازم الکترونیکی: 5٪ تا 8٪

خود را با مشاغل کوچک مقایسه کنید ، نه همه مشاغل موجود در صنعت. بیشتر مشاغل کوچک فروش سالانه ای کمتر از 2 میلیارد و کمتر از 20 نفر کارمند دارند.

نحوه بهبود حاشیه سود

برای حاشیه سود بالاتر ، ممکن است نیاز به تغییراتی داشته باشید. برای بهبود حاشیه سود باید هزینه ها را کاهش داده و حاشیه سود خالص چیست؟ فروش را افزایش دهید.

برای کاهش هزینه های خود:

پیشنهادهایی را که نمی فروشند قطع کنید. این موارد فضایی را به خود اختصاص می دهد و به پول تبدیل نمی شود.

برای دیدن اینکه آیا شما می توانید معامله بهتری از یک فروشنده متفاوت بدست آورید فروشندگان را تغییر دهید.

ضایعات را کاهش دهید. موارد غیر ضروری را خریداری نکنید و با جستجوی راه حل های جایگزین برای فرآیندهای فعلی مانند ایجاد یک دفتر بدون کاغذ ، هزینه های تجاری را کاهش دهید.

برای افزایش فروش خود:

موجودی قدیمی را تخفیف دهید. با فروش ارزانتر از موجودی قدیمی خلاص شوید.

قیمت های خود را افزایش دهید. اگر از روز اول از همان استراتژی قیمت گذاری استفاده کرده اید ، ممکن است زمان آن باشد که قیمت ها را مطابق با تجربه خود افزایش دهید.

حفظ مشتری را بهبود بخشید. خرید می تواند پرهزینه باشد. برای حفظ مشتریان فعلی ، با رسانه های اجتماعی درگیر شوید و از استراتژی های متقابل فروش استفاده کنید.

حاشیه سود می تواند به شما در دیدن نتایج تصمیمات تجاری خود کمک کند. از این متر برای اندازه گیری پیشرفت و سلامتی شرکت خود استفاده کنید.

حاشیه سود خالص چیست؟

مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره در مورد چگونگی عضویت در صندوق و شرایط سبد های مختلف کافیست عدد 2 را به سامانه زیر پیامک کنید.

  • 02191004770
  • [email protected]
  • تهران، خیابان بهشتی، پلاک 436، طبقه 4، واحد 15

خانه / سرمایه گذاری و بورس / حاشیه سود خالص در بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی شرکت ها

حاشیه سود خالص در بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی شرکت ها

حاشیه سود خالص از نسبت های پرکاربرد در تحلیل بنیادی می باشد و برای به دست آوردن آن میتوانید به گزارش عملکرد دوره ای شرکت مورد نظر مراجعه نمایید و از این طریق تغییرات سود هر سهم را به دست آورید و سپس اقدام به خرید سهم نمایید. ما در این مطلب قصد داریم به بررسی حاشیه سود خالص در بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی شرکت ها بپردازیم.

حاشیه سود خالص در بورس

حاشیه سود خالص از نسبت های پرکاربردی است که برای انتخاب یک سهم از آن استفاده میشود و در تحلیل بنیادی کاربرد دارد در واقع تغییرات حاشیه سود خالص میتواند نشان دهنده تغییرات سود هر سهم باشد و هر شخصی که قصد سرمایه گذاری و خرید سهام یک شرکت را دارد میتواند در گزارشات دوره ای میزان تغییرات را پیش بینی نماید و در نهایت اقدام به خرید سهم در قیمت های مناسب نماید.

حاشیه سود خالص چیست؟

حاشیه سود خالص در بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی شرکت ها

یکی از نسبت های سودآوری حاشیه سود می باشد که روش به دست آمدن آن بصورت تقسیم درآمد خالص بر درآمد، یا سود خالص بر فروش می باشد. میزان درآمد یا سود خالص امکان دارد با تفریق همه هزینه های شرکت (هزینه هایی مانند؛ هزینه مواد اولیه، هزینه های عملیاتی و هزینه های مالیاتی) از کل درآمد به دست بیاید.

حاشیه سود به صورت درصد حاشیه سود نمایش داده میشود و در حقیقت این نسبت حاشیه سود خالص بیان میکند که‌ از یک‌تومان فروش شرکت، چه ‌میزان از آن به سود خالص تبدیل‌ گردیده است. به‌ طور مثال، حاشیه‌ سودخالص ۴۰ درصدی بیان میکند که‌ از ۱۰۰۰ تومان فروش محصولات شرکت، ۴۰۰ تومان سودخالص حاصل شده است.

مفهوم حاشیه سود معمولا برای اشاره به حاشیه سود خالص مورد استفاده قرار می‌گیرد.
فرمول محاسبه حاشیه سود :

حاشیه سود خالص و کاربرد آن در تحلیل بنیادی

کاربرد حاشیه سود خالص در تحلیل بنیادی شرکت ها

حاشیه سود خالص در بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی شرکت ها

حاشیه سود خالص از نسبت های پر کاربرد در تحلیل بنیادی می باشد که سرمایه گذاران با استفاده از آن میتوانند سود شرکت ها را پیش بینی کنند.

نحوه محاسبه سود خالص و حاشیه سود خالص :

در صورت های مالی شرکت ها سود خالص سودی می باشد که بعد از کسر درآمدهای شرکت و سایر هزینه ها به دست خواهد آمد. از سود خالص به منظور تقسیم سود نقدی در مجامع استفاده مینمایند به بیان ساده تر یعنی قسمتی از سود خالص در مجمع بین سهامداران شرکت توزیع خواهد شد.

به همین ترتیب حاشیه سود خالص شرکت نیز از تقسیم سود خالص بر مبلغ فروش شرکت به دست می اید.

درصد حاشیه سود خالص شرکت که در فوق به نوضیح آن پرداختیم نشان می دهد که از هر ۱ تومان فروش شرکت چقدر از آن به سود خالص تبدیل شده است.

به طور مثال اگر حاشیه سود خالص شرکت ۱۵ درصد باشد یعنی از هر ۱۰۰ تومان فروش شرکت ۱۵ تومان آن به سود خالص تبدیل شده است.

شرکت ها از دو طریق که عملیاتی هم میباشد می توانند سود خالص خود را افزایش دهند که دربر گیرنده موارد زیر است:

  1. افزایش مبلغ فروش شرکت
  2. کاهش هزینه های شرکت

نکات مهم در رابطه با حاشیه سود خالص:

۱-تغییرات حاشیه سود خالص و حاشیه سود ناخالص میتواند نشان دهنده تغییرات سود هر سهم باشد و هر شخصی که قصد سرمایه گذاری و خرید سهام یک شرکت را دارد میتواند در گزارشات دوره ای میزان تغییرات را پیش بینی نماید و در نهایت اقدام به خرید سهم در قیمت های مناسب نماید.

۲-برای تجزیه و تحلیل و بررسی حاشیه سود خالص و ناخالص شرکت باید از گزارش عملکرد دوره ای شرکت کمک گرفت چون امکان دارد شرکتی در پیش بینی های خود محتاطانه عمل کند و حاشیه سود خالص یا حاشیه سود ناخالص را کمتر نشان دهد اما در بررسی گزارش میان دوره ای حاشیه سود خالص، یا ناخالص شرکت به نسبت پیش بینی بیشتر باشد.

توجه فرمایید این موضوع میتواند یکی از نشانه های بهبود حاشیه سود شرکت در آینده و تعدیل آن به نسبت گزارش ها در گذشته باشد. بر همین اساس حتما باید در گزارش های میان دوره، میزان حاشیه سود خالص و ناخالص را محاسبه نماییم.

به این صورت که سود ناخالص و یا سود خالص شرکت را بر مقدار فروش شرکت تقسیم میکنیم و سپس این نسبت به دست می آید و مقدار تغییرات آن را در گزارش های میان دوره ای بررسی و عملکرد شرکت را مورد سنجش قرار می دهیم.

Compatible data.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipis scing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua.

enim ad minim veniam quis nostrud exercita ullamco laboris nisi ut aliquip ex ea commodo consequat.

  • Pina & Associates Insurance
  • Payment at Contingency
  • Amount of Payment

Two Most-Cited Reason

Consectetur adipiscing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore dolore magna aliqua. enim ad minim veniam, quis nostrud exercitation ullamco laboris nisi ut aliquip ex commodo consequat. duis aute irure dolor in reprehenderit in voluptate.

هزینه یابی و حاشیه سود

هزینه یابی و حاشیه سود

هزینه یابی و حاشیه سود می تواند بسیاری از اطلاعات مهم را در مورد تجارت شما نشان دهد. در واقع از طریق این صورت های مالی حاشیه سود خالص چیست؟ ، می توانید تعیین کنید که آیا شرکت شما در مدت زمانی خاص پول به دست آورده یا ضرر کرده است. می توانید هزینه های کلی و درآمد کل خود را ببینید. همچنین می توانید حاشیه سود شرکت خود را محاسبه کنید تا ببینید آیا واقعاً سودآور هستید یا خیر. در ادامه کارشناسان ما در شرکت بهوان؛ ارائه دهنده بهترین سامانه فروش و نرم حاشیه سود خالص چیست؟ افزار خدمات پس از فروش در خصوص جنبه های کلیدی هزینه یابی و حاشیه سود بیشتر توضیح خواهند داد.

حاشیه سود چیست؟ (سود خالص / درآمد خالص)

به طور کلی چندین نوع حاشیه سود وجود دارد که عبارتند از:

  • حاشیه سود ناخالص (درآمد کل – بهای تمام شده کالاهای فروش رفته (COGS))
  • حاشیه سود عملیاتی (درآمد – COGS و هزینه های عملیاتی)
  • حاشیه سود قبل از مالیات
  • حاشیه سود خالص (درآمد – کلیه هزینه ها از جمله سود و مالیات)

اما اصطلاح حاشیه سود اغلب برای محاسبه حاشیه سود خالص به کار می رود. روش محاسبه حاشیه سود ، به شکل تقسیم سود خالص بر درآمد (فروش) خالص است که اغلب به صورت درصد بیان می شود. این عدد نشان دهنده میزان کارآیی یک شرکت در کنترل هزینه ها است. هرچه حاشیه سود خالص بیشتر باشد ، شرکت در تبدیل درآمد به سود واقعی موثرتر است. حاشیه سود خالص روش خوبی برای مقایسه شرکت های یک صنعت به شمار می رود ، زیرا این شرکت ها عموماً تحت شرایط مشابه تجاری قرار دارند.

با این حال ، حاشیه سود خالص نیز روش خوبی برای مقایسه شرکت های صنایع مختلف است تا بتواند ارزیابی کند که کدام صنایع نسبتاً سودآورتر هستند. سود ناخالص را نیز می توان با تفریق کل هزینه های شرکت نظیر هزینه های عملیاتی ، هزینه مواد اولیه ، هزینه های مالیاتی ، هزینه های نیروی کار ، هزینه های فروش و بازاریابی و سایر هزینه ها از کل درآمد به دست آورد.

عواملی که بر حاشیه سود تأثیر می گذارند

حاشیه حاشیه سود خالص چیست؟ سود نسبتاً مقوله پیچیده ای نیست اما به عنوان یکی از مهم ترین نشانه های کارآیی یک تجارت در نظر گرفته می شود. فاکتورهای زیادی وجود دارد که بر حاشیه سود تأثیر می گذارد ، اما همه آنها کمی نیستند و بنابراین به طور واضح در متغیرهای محاسبه شما منعکس نمی شوند.

به عنوان مثال اگر یک خرده فروش هستید ، استراتژی مارک تجاری و بازاریابی شما به طور غیر مستقیم از طریق درآمد بر حاشیه سود شما تأثیر می گذارد. به نوعی ، تقریباً همه جنبه های فعالیت شرکت شما ، از مدیریت گرفته تا تاکتیک های فروش کف نظیر استفاده از سامانه فروش ، بر حاشیه سود شما تأثیر می گذارد.

مستقیم ترین عاملی که بر حاشیه سود تأثیر می گذارد سود خالص یا ناخالص شما است. یکی از ساده ترین و سریع ترین راه های تنظیم حاشیه سود ، تنظیم قیمت فروش یک کالا یا خدمات است. در حالی که بیشتر حاشیه ها را می توان به صورت کمی توضیح داد ، عوامل بیرونی مانند احساسات مصرف کننده به برند شما ، اثر هاله ای و سایر عوامل مرتبط دیگر نیز می توانند در این امر نقش داشته باشند. اثر هاله ای به این معناست که اگر مشتری برداشت مثبتی از کارشناس فروش داشته باشد به احتمال زیاد برداشت مثبتی از محصول و شرکت شما نیز خواهد داشت و بالعکس.

حاشیه سود خوب چیست؟

ممکن است از خود بپرسید ، “حاشیه سود خوب چیست؟” یک حاشیه خوب به میزان قابل توجهی از نظر صنعت متفاوت خواهد بود ، اما به عنوان یک قاعده کلی ، ۱۰٪ حاشیه سود خالص به عنوان( متوسط )​​، ۲۰٪ حاشیه سود خالص به عنوان زیاد (یا “خوب”) و ۵٪ حاشیه سود به عنوان (کم) در نظر گرفته می شود. البته باز هم ، این دستورالعمل ها از نظر صنعت و اندازه شرکت بسیار متفاوت هستند و عوامل مختلفی می توانند بر آنها تأثیر بگذارند.

کاربرد هزینه یابی در کسب و کارها چیست؟

محاسبه حاشیه سود کسب و کار شما از صورت سود و زیان ، سودآوری کلی شرکت شما را نشان می دهد. اما هزینه یابی شغل ، داده های مالی را فراهم می کند که به شما امکان می دهد حاشیه سود را برای هر یک از دسته های کسب و کار خود محاسبه کنید تا مشخص کنید کدام یک از عملکردهای کسب و کار شما بیشترین سود را دارد. به عبارت دیگر محاسبه حاشیه سود خاص با استفاده از هزینه یابی به شما این امکان را می دهد تا برای افزایش حاشیه و سودآوری کلی شرکت خود ، تنظیمات خاصی را در عملکرد خود انجام دهید.

هزینه یابی چیست؟

هزینه یابی شغل ، یا حسابداری پروژه ، روشی است که می تواند هزینه های مستقیم و غیرمستقیم را به “مشاغل” خاص (محصولات یا خدمات) اختصاص دهد تا هزینه واقعی آنها تعیین شود. هزینه یابی شغل می تواند فقط شامل هزینه های مستقیم نظیر کار مستقیم و مواد مستقیم باشد یا می تواند بیشتر پیش برود و شامل درصد مناسبی از هزینه های غیرمستقیم (مانند قبوض آب و برق ، اجاره و لوازم اداری) باشد.

در هر صورت ، هزینه یابی شغلی صاحبان مشاغل را قادر می سازد که هزینه واقعی محصولات یا خدماتی را که ارائه می دهند ببینند و سپس حاشیه سود را نه تنها برای کل کسب و کار ، بلکه به صورت جداگانه برای هر نوع رده شغلی محاسبه کنند. محاسبه ، ردیابی و مقایسه حاشیه سود توسط مشاغل منفرد ، درک مبتنی بر داده را در مورد اینکه کدام یک از مشاغل ، خدمات ، مشتریان ، کارمندان یا محصولات بیشترین سود را دارند ، به شما ارائه می دهد.

همچنین به گفته کارشناسان ما در شرکت بهوان؛ ارائه دهنده سامانه فروش و نرم افزار خدمات پس از فروش ، “هزینه یابی ، به طور کلی ، به معنای یک روش حسابداری خاص است که جهت پیگیری هزینه های ایجاد یک محصول منحصر به فرد به کار می رود.”

فراموش نکنید هدف از هزینه یابی شغل این است که بتوانید کل کار خود را به واحد اقتصادی تقسیم کنید ، بنابراین می توانید هزینه یک واحد از هر محصول ، خدمت یا نیروی کار را محاسبه کنید. برای رسیدن به این هدف ، باید بتوانید هزینه های خود را محاسبه و تخصیص دهید. برای سهولت در امر محاسبه انواع هزینه و حاشیه سود می توانید از نرم افزارهای موجود در شرکت بهوان کمک بگیرید.

نسبت های مالی

نسبت های مالی در بر گیرنده اقلام موجود در صورت های مالی هستند که با بررسی آنها نسبت را از ریالی به نسبت قابل مقایسه تغییر می دهد. این نسبت ها باعث ایجاد ارتباط معنادار بین عوامل موثر صورت های مالی و اطلاعات موجود در گزارش های مالی می شوند که باعث قدرت تحلیل شوندگی برای استفاده کنندگان از این نسبت ها می گردد.

نسبت مالی:

نسبت مالی به یک ارتباط منطقی و ریاضی بین اقلام موجود در صورت ‌های مالی گفته می شود که به‌ صورت نسبت بیان می ‌گردد و می توان از آن به عنوان یک سیگنال خبری در کنار سایر نسبت ها استفاده نمود.

همچنین این نسبت های مالی ایجاد شده می حاشیه سود خالص چیست؟ توانند نتایج عملیات و وضعیت مالی سازمان را در طی دوره های مختلف بیان کنند. لذا نباید در تصمیم ‌گیری ها فقط یک نسبت مالی را به‌ عنوان ملاک تصمیم‌ گیری قرار داد.

نسبت ‌های نقدینگی:

نسبت های نقدینگی در واقع نشان دهنده میزان توان شرکت در باز پرداخت دیون کوتاه مدت و یا عمل به تعهدات کوتاه مدت می باشند که در آن، نسبت‌ جاری، نسبت آنی و سرمایه در گردش به شرح زیر قرار دارند.

استفاده از نرم افزار حسابداری برای افزایش راندمان و بهینه سازی بخش حسابداری شرکت ها پیشنهاد می شود.

نسبت جاری:

یکی از نسبت ‌های نقدینگی است که میزان قدرت باز پرداخت بدهی جاری را نشان می ‌دهد و به صورت زیر محاسبه می گردد.

بدهی جاری/ دارایی جاری = نسبت جاری

نسبت جاری باید از عدد 1 بزرگ تر باشد، زیرا اگر از 1 کمتر باشد یعنی، شرکت توانایی پرداخت بدهی های خود را ندارد. بنابراین نسبت جاری نباید از مقدار مشخصی (معمولا عدد 2) بیشتر گردد، زیرا زیاد بودن نسبت جاری، یعنی بدون استفاده ماندن دارایی های شرکت و یا خوابیدن سرمایه شرکت.

سیستم حسابداری

نسبت آنی:

یکی از اقلام دارایی جاری که در محاسبه نسبت های جاری استفاده می شود، نسبت آنی می باشد که موجودی مواد و کالاهایی را نشان می دهد که از قابلیت نقد شوندگی کم تری برخوردار هستند. بنابراین برای دقیق تر شدن مقدار نسبت نقدینگی، از نسبت آنی به صورت زیر استفاده می گردد:

بدهی جاری/ (موجودی مواد و کالا – دارایی های جاری) = نسبت آنی

نسبت بازده دارایی ها:

این نسبت نشان دهنده این است که شرکت در ازای دارایی های مورد استفاده خود تا چه میزان سودآوری داشته است که این نسبت از طریق رابطه زیر قابل محاسبه می باشد:

میانگین جمع دارایی ها/ سود خالص = بازده دارایی

نسبت ‌های اهرمی:

به نسبت ‌هایی گفته می شود که نشان دهنده توانایی سازمان برای باز پرداخت بدهی ‌‌های خود می باشد. این نسبت ها به حجم کل بدهی های واحد تاکید دارد که توان واحد را برای انجام تعهدات کوتاه مدت و بلند مدت خود منعکس می سازند.

نسبت بدهی به سرمایه:

این نسبت توانایی شرکت را برای تعهد به دیون خود نشان می دهد که با استفاده از رابطه زیر قابل محاسبه می باشد.

مجموع دارایی ‌ها/ مجموع بدهی ‌ها = نسبت بدهی

نسبت مالکانه:

این نسبت، نشان دهنده میزان سهم نسبت صاحبان سهام از کل دارایی‌ های شرکت است که ازرابطه زیر محاسبه می گردد.

مجموع دارایی ‌ها/ مجموع حقوق صاحبان سهام = نسبت مالکانه

نسبت پوشش بهره:

در واقع نشان دهنده توان شرکت برای پرداخت هزینه های مالی (مثلا بهره وام های دریافتی) از محل سود عملیاتی می باشد که با استفاده از رابطه زیر قابل محاسبه خواهد بود:

هزینه مالی/ سود عملیاتی = پوشش بهره

اگر نسبت پوشش برابر عدد 4 باشد یعنی این واحد قادر است تا 4 برابر هزینه های عملیاتی را از محل سود عملیاتی خود پرداخت نماید. همچنین منفی بودن درصد پوشش بهره، یعنی این شرکت متحمل زیان عملیاتی شده است.

نسبت های فعالیت:

این نسبت، کاربرد منابع مالی یا دارایی هایی که در اختیار مدیران است و همچنین میزان کارایی مدیریت سازمان را نشان می دهد.

نسبت گردش موجودی کالا :

این نسبت شامل دوره گردش موجودی کالا، فاصله زمانی، دریافت مواد اولیه و تبدیل آن به کالای فروخته شده می باشد. در واقع به مدت زمانی گفته می شود که طول می کشد تا مواد اولیه به کالا تبدیل شوند و به فروش برسند که از طریق رابطه زیر محاسبه می گردد.

میانگین موجودی مواد و کالا/ بهای تمام شده کالا فروش رفته = گردش موجودی کالا

گردش موجودی کالا/ ۱ = دوره گردش موجودی کالا

نسبت گردش جمع دارایی:

نسبت گردش جمع دارایی ها، میزان کسب درآمد و دارایی های یک شرکت را نمایش می دهد، در واقع هر چه این نسبت بالاتر باشد، نشان دهنده کسب درآمد بیشتر و بهره وری بالاتر شرکت است که با توجه به رابطه زیر محاسبه می گردد.

میانگین جمع دارایی/ فروش = نسبت گردش جمع دارایی

نسبت های سودآوری:

نسبت های سودآوری به طور مشخصی میزان سودآوری شرکت مورد نظر را محاسبه می نمایند و در فرمت های مختلف آنها را نمایش می دهد.

نسبت بازده حقوق صاحبان سهام:

حقوق صاحبان سهام از کسر نمودن بدهی ها از کل دارایی های حاصل می گردد. بازده حقوق صاحبان سهام، نتایج سرمایه گذاری صاحبان سهام را نشان می دهد که رابطه زیر این بازده را محاسبه می کند.

حقوق صاحبان سهام/ سود خالص = بازده حقوق صاحبان سهام

نسبت حاشیه سود ناخالص:

حاشیه سود ناخالص، اثر بخشی قیمت گذاری و کارایی تولید را منعکس می نماید که از طریق رابطه زیر محاسبه می گردد.

فروش/ سود ناخالص = حاشیه سود ناخالص

نسبت حاشیه سود عملیاتی:

این نسبت، تمامی هزینه حاشیه سود خالص چیست؟ های عملیاتی را در نظر می گیرد و حاشیه سود عملیاتی میزان سود عملیاتی را از طریق رابطه زیر محاسبه می کند.

فروش/ سود عملیاتی = حاشیه سود عملیاتی

نسبت حاشیه سود خالص:

نسبت سوددهی پس از کسر مالیات را برای هر شرکت مشخص می کند که از رابطه زیر قابل محاسبه خواهد بود:

فروش/ سود خالص = حاشیه سود خالص

نسبت نرخ بازده دارایی:

نرخ بازده دارایی، نسبت دیگریست که از ضرب حاشیه سود خالص در نسبت گردش دارایی حاصل می گردد.

نرم افزار حسابداری

پرسش و پاسخ متداول در مورد نسبت های مالی:

1.آیا برای تصمیم گیری های یک سازمان، فقط یک نسبت مورد نظر می باشد؟

خیر، در تصمیم گیری یک سازمان فقط یک نسبت مورد نظر نمی باشد، زیرا این تمام نسبت های مالی، نتایج عملیات و وضع مالی شرکت را در دوره های مختلف بیان می کند.

2.نسبت های مالی شامل چه چیزهایی می شود؟

این نسبت های مالی، اقلام موجود در صورت های مالی را خود جای می دهند و با بررسی آن ها می توان نسبت ریالی را به نسبت قابل مقایسه تغییر داد. این نسبت ها بین صورت های مالی و اطلاعات موجود ارتباط معناداری به وجود می آورند و استفاده کنندگان می توانند قدرت تحلیل داشته باشند.

3.نسبت نقدینگی چیست؟

نسبت نقدینگی توانایی شرکت در باز پرداخت قرض های کوتاه مدت و بلند مدت را نشان می دهد و نسبت جاری، نسبت آنی و سرمایه در گردش هم در آن قرار دارد.

4.نسبت جاری چیست؟

نسبت جاری جزء نسبت های نقدینگی می باشد و مقیاس توان بازپرداخت بدهی را مشخص می کند.

5.نسبت آنی چیست؟

نسبت آنی جزء اقلام دارایی جاری می باشد و در محاسبه نسبت های جاری مورد استفاده قرار می گیرد. این نسبت موجودی مواد و کالاهای را که می توان آن ها را نقد کرد نشان می دهد.

6.نسبت بازده دارایی چیست؟

نسبت بازده دارایی، میزان سوددهی شرکت را در برابر دارایی ها نشان می دهد. این نسبت نشان می دهد که این دارایی ها تا چه میزان سودآوری داشته اند.

7.نسبت اهرمی چیست؟

نسبت اهرمی، توانایی سازمان را برای بازپرداخت بدهی نشان می دهد. این نسبت توان واحد اقتصادی مربوطه را برای حجم کل بدهی های بلند مدت و کوتاه مدت بررسی می کند.

8.نسبت بدهی به سرمایه چیست؟

نسبت بدهی به سرمایه، توانایی شرکت را برای تعهد به قرض هایش نشان می دهد.

9.نسبت پوشش بهره چیست؟

نسبت پوشش بهره، نشان دهنده توانایی واحد اقتصادی مربوطه برای پرداخت هزینه های مالی وام های دریافتی از سود عملیاتی می باشد.

10.نسبت فعالیت چیست؟

نسبت فعالیت، میزان دارایی مدیران و کاربرد منابع مالی و دارایی های در اختیار را نشان می دهد.

11.نسبت گردش موجودی کالا چیست؟

نسبت گردش موجودی کالا، دوره گردش موجودی کالا، فاصله زمانی، دریافت مواد اولیه و تبدیل آن به کالای فروخته شده را نشان می دهد. در واقع نشان می دهد که چه مدت زمانی طول می کشد که مواد اولیه به کالا تبدیل بشود.

12.نسبت گردش جمع دارایی چیست؟

نسبت گردش جمع دارایی مقدار درآمد به دست آمده و میزان دارایی شرکت را نشان می دهد و بالا رفتن این نسبت، نشان دهنده درآمد بیشتر و بهره وری بهتر می باشد.

13.نسبت سودآوری چیست؟

نسبت سودآوری، میزان سودآوری شرکت را محاسبه می کند و در حالت های مختلف نشان می دهد.

14.نسبت بازده حقوق صاحبان سهام چیست؟

نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نتیجه سرمایه گذاری صاحبان سهام را نشان می دهد و از کم کردن بدهی از دارایی به دست می آید.

15.نسبت حاشیه سود ناخالص چیست؟

نسبت حاشیه سود ناخالص، در واقع نشان دهنده تاثیر قیمت و کارایی تولید را مشخص می کند.

نسبت حاشیه سود عملیاتی چیست؟

نسبت حاشیه سود عملیاتی، کلیه هزینه های عملیاتی را مشخص می کند.

نسبت حاشیه سود خالص چیست؟

نسبت حاشیه سود خالص، سود به دست آمده بعد از کسر مالیات می باشد.

نسبت نرخ بازده دارایی چیست؟

نسبت نرخ بازده دارایی، حالص ضرب حاشیه سود خالص نسبت به گردش دارایی می باشد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا