مبانی تحلیل فنی

روانشناسی کاربردی معامله گری

روانشناسی کاربردی معامله گری

یک جمله معروف در زمینه روانشناسی در آموزش فارکس این است که «بزرگترین دشمن یک معامله‌گر ترس است. کسانی که می‌ترسند، شکست می‌خورند.» این اصل مطلبی در زمینه «روانشناسی معامله‌گری» است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است.

نورمَن وِلز، نویسنده، روانشناس و روزنامه‌نگاری است که به بازار سهام و مبحث روانشناسی آن علاقمند است. تخصص او روانشناسی معامله‌گری است، حوزه‌ای که نه تنها در آن تجارب زیادی دارد، بلکه دیدگاه‌های منحصربه‌فردی نیز در این زمینه دارد. علاوه بر همه‌ این‌ها، به معامله‌گران نیز آموزش می‌دهد که چگونه ذهن خود را در جهت صحیح پرورش دهند.

وِلز اظهار می‌کند که وجه تمایز بین او و سایر افراد در این زمینه این است که او بر روانشناسی معامله‌گری کاربردی تأکید دارد. همگان به خوبی می‌دانند که معامله‌گران باید نظم و دیسیپلین داشته باشند، اما صرف پذیرش این مطلب برای اینکه سرمایه‌گذاران را برای عملکرد معاملاتی صحیح آماده کند، کافی نیست.

همه چیز در ذهن می‌گذرد

اصل مشکل اینجاست که اکثر مردم امنیت را دوست دارند و به آن نیاز دارند، اما وِلز می‌گوید «معامله‌گری ناامن‌ترین و نامطمئن‌ترین شغلی است که یک فرد می‌تواند داشته باشد». او همچنین بیان می‌کند که هیچ شغل دیگری تا این حد منعکس‌کننده شخصیت افراد نیست و همچنین در هیچ حرفه دیگری این حجم و شدت از احساسات ایجاد نمی‌شود. . وِلز در ادامه توضیح می‌دهد که فعالیت‌های بازارهای مالی به پول شخصیت می‌دهد: «ما فقط پول و دارایی‌ها را معامله‌ نمی‌کنیم، ما خود پول می‌شویم».

برای اینکه به درستی معامله کنیم، داشتن ذهنیت صحیح یک ضرورت است. در عین حال هیچ کاری سخت‌تر از جدا کردن خودمان از عوامل متعددی که ذهنیت ما را شکل داده، نیست. ما تحت تأثیر والدین، خانواده، دوستان، محیط، جامعه، رسانه‌ها، کتاب‌ها و خیلی موارد دیگر قرار داریم. لذا زمانی که کار معامله‌گری را شروع می‌کنیم، تمام این عوامل الگوهایی را در ما ایجاد می‌کنند که اغلب ناکارآمد هستند. تلاش برای تغییر این الگوها مشکل و تا حدی وحشت‌زا است.

چرا معامله‌گران روانشناسی را نادیده می‌گیرند

در ابتدا لازم است به اهمیت نقش روانشناسی و مغز پی ببرید. اگرچه این مطلب جدیدی نیست که روانشناسی در بازارهای مالی بسیار اهمیت دارد، اما افراد موفق در این زمینه معتقد هستند معامله‌گری تماماً و ۱۰۰ درصد روانشناسی است. بدون روان آرام هرگز نمی‌توانیم ریسک‌های مالی را ارزیابی کنیم یا روندها را شناسایی کنیم. بنابراین قدرت ذهنی اساس موفقیت در حرفه معامله‌گری است. بعلاوه، تقریباً ۹۵ درصد اعمال ما بصورت ناخودآگاه انجام می‌شود و ما همواره تمایل داریم رفتارهای خود را تکرار کنیم. بسیاری اوقات این تمایل به تکرار رفتارها، باعث تکرار اعمال اشتباه یا حتی فاجعه‌بار نیز می‌شود.

در یک آزمایش به ۱۲۰ معامله‌گر یک سیستم معاملاتی یکسان داده شد که کارکرد آن بطور آماری طی ۱۹ سال گذشته به اثبات رسیده است. پس از یک سال که از این آزمایش گذشت، مشاهده شد که ۱۱۹ نفر از این معامله‌گران با این سیستم ناموفق عمل کرده بودند، به این دلیل که تمایلات ذهنی آن‌ها باعث گمراهی و سرگردانی آن‌ها شده بود. یعنی به غیر از یک نفر، همگی گرفتار فرایندهای ذهنی اشتباهی بودند. «موفقیت از ذهن می‌آید». سیستم معاملاتی خوب بود و ایرادی نداشت، اما مشکل از رویکرد و روانشناسی معامله‌گران بود.

اکثر معامله‌گران مرد هستند و معمولاً فکر می‌کنند روانشناسی خیلی اهمیت ندارد. آن‌ها فکر می‌کنند آنچه اهمیت دارد این است که خیلی سرسختانه منطقی باشند و همچنین تجربه و اطلاعات خوبی نیز بدست بیاورند. اما منطقی بودن، داشتن اطلاعات و تجربه هیچکدام نمی‌تواند مفید واقع شود اگر ذهن به درستی تنظیم و برنامه‌ریزی نشده باشد. حال سوال اینجاست که چه کاری می‌توانیم انجام دهیم تا ذهن و ناخودآگاه ما عملکرد مناسبی داشته باشند؟

رویکرد وِلز

وِلز از طریق ناخودآگاه و هیپنوتیزم روی مغز معامله‌گران کار می‌کند. به این صورت که مراجعه‌کنندگان در یک حالت آرام و مطمئن قرار داده می‌شوند و سپس توانایی‌ها و قابلیت‌های ضروری در بخش ناخودآگاه مغز آن‌ها وارد می‌شود. ممکن است این فرایند قدری عجیب به نظر برسد، اما توجه داشته باشید که وِلز طی سالیان گذشته به افراد بسیاری کمک کرده تا بر ترس‌ها و موانع ذهنی خود غلبه کنند، بتوانند در مسابقات ورزشی پیروز شوند و حتی به مقام قهرمانی در المپیک نائل شوند. همچنین به معامله‌گران بسیاری کمک کرده تا بتوانند از طریق فعال‌سازی انرژی ذهنی، ایجاد انگیزه و تغییر رفتارها به سودآوری برسند. او تأکید دارد که هر شخصی پل‌ها و موانع ذهنی مختص به خود را دارد که برای رسیدن به موفقیت باید از آن‌ها عبور یا به آن‌ها غلبه کند.

نظم و دیسیپلین معامله‌گری از تغییر رفتار افراد در جهت مطلوب و غلبه بر ترس‌ها و مقاومت‌های ذهنی که معمولاً در مسیر پیشرفت وجود دارند، حاصل می‌شود. به ویژه در زمینه معامله‌گری وِلز معتقد است که «نیروهای مقاومتی عظیمی وجود دارد». مغز معامله‌گری در واقع ترکیبی است از علم و دانش صحیح بازاری و سرمایه‌گذاری همراه با توانایی‌های ذهنی. منظور این نیست که دانش و مهارت‌های معمول در زمینه معامله‌گری اهمیتی ندارند، بلکه معمولاً تأثیر الگوهای رفتاری و ذهنی اشتباه بر این توانایی‌ها غالب شده و مانع از موفقیت معامله‌گر می‌شوند.

بنابراین تغییر شخصیت از لازمه‌های معامله‌گری کارآمد است. مطابق گفته‌های وِلز، «افرادی که تمایلی به تلاش برای ایجاد تغییراتی در خود ندارند، اصلا نباید سراغ معامله‌گری بروند». افرادی که صرفاً روی جنبه‌های اصطلاحاً منطقی نمودارها و روندها از قبیل الگوهایی مانند پرچم، مثلث، کانال‌ها و رِنج‌های قیمتی تمرکز می‌کنند، در نهایت در دریایی از احساسات که به طرز اجتناب‌ناپذیری وارد عمل می‌شود و حتی بر کل بازار چیره می‌شود، دست و پا خواهند زد.

وِلز در ادامه توضیح می‌دهد که آنچه گفته شد «نسخه‌ای بسیار خلاصه» از نظریه اوست. بعلاوه او معتقد است هر کسی می‌تواند معامله‌گر شود و بر ترس‌های خود غلبه کند. اگر کسی بیماری خاصی نداشته باشد و واقعاً بخواهد روی خود کار کند، قطعا می‌تواند مسائل بنیادی مربوط به نگرانی‌ها و اضطراب‌های خود را حل کند. ضمناً اگر افراد به دنبال موفقیت هستند، باید درک درستی از واقعیت داشته باشند. و البته لازم به ذکر است که تمام دانش و مهارت‌های مالی، داشتن اطلاعات و انجام تحقیقات مربوط به این حوزه همچنان نقش مهمی در رسیدن به موفقیت در این حرفه بازی می‌کنند.

اما به هر حال رسیدن به موفقیت کار و تلاش زیادی می‌طلبد. وِلز بر این باور است که مردم نباید اینطور فکر کنند که می‌توانند با یک حساب معاملاتی کوچک کار خود را شروع کنند و در عرض شش ماه، مانند یک معامله‌گر حرفه‌ای از سود و درآمد حاصل از معاملات زندگی خود را اداره کنند. برای رسیدن به چنین هدفی باید وقت و انرژی زیادی صرف کنید. به بیان وِلز اگر اینطور نبود، الان خیابان‌ها پر بود از پورشه و فِراری!

خلاصه مطلب

معمولا افراد جنبه روانشناسی حرفه معامله‌گری را دست‌کم می‌گیرند و بیشتر روی مباحث تکنیکال تمرکز می‌کنند. اگرچه هر دو ضروری هستند، اما بدون شک آنچه معامله‌گران موفق را از معامله‌گران ناموفق متمایز می‌کند، داشتن ذهنیت صحیح است. اما یادگیری جنبه‌های تکنیکال معامله‌گری به مراتب از تلاش برای پرورش یک ذهنیت موفق معامله‌گری ساده‌تر است. برای پرورش یک ذهنیت موفق معامله‌گری، لازم است فرد به شدت روی شخصیت خود کار کند و الگوهای رفتاری کهنه و قدیمی را از وجود خود ریشه‌کن کند. چنین کاری اصلا آسان نیست و وقت، انرژی، توجه و اغلب کمک یک مربی ماهر را می‌طبد. اما در نهایت پس از طی کردن تمام این مراحل، به احتمال بسیار زیاد به سودآوری می‌رسید.

روانشناسی بازار چیست و چه تاثیری در معامله گری دارد؟

روانشناسی بازار چیست و چه تاثیری در معامله گری دارد؟

موضوع روانشناسی، مطالعه رفتار انسان و فرآیندهای روانی و اهداف قابل پیش بینی، توصیف، تبیین و کنترل است. با توجه به این دو تعریف، وقتی صحبت از روانشناسی بازار می شود، منظور بررسی و تحلیل مکانیسم ها و رفتارهای معامله گران و فعالان بازار مالی است. در روانشناسی بازار ابتدا الگوهای رفتاری معامله گران را بیان می کنیم و سپس براساس توضیحات، رفتار معامله گران را در زمان های مختلف پیش بینی می کنیم.

بسیاری از اعمال نادرست معامله گران که باعث می شود تصمیمات آنها به جای سود منجر به زیان شود، ریشه در شیوه زندگی آنها از کودکی تا نوجوانی دارد. جایگزینی این الگوهای رفتاری نادرست با الگوهای رفتاری جدید و صحیح، مستلزم دانش، آموزش، پایبندی به اصول و نظم و انضباط زیاد از سوی معامله گر است. در این مقاله می خواهیم در مورد روانشناسی بازار و اهمیت آن و همچنین انواع رفتارهای معامله گران بیشتر بدانیم. تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.

روانشناسی بازار چیست؟

روانشناسی بازار چیست؟

فرآیندها و موقعیت های ذهنی مختلف، احساسات و انگیزه های متفاوتی را ایجاد می کنند. به عنوان مثال، این واقعیت که یک فرد، سهامی را برای مدت طولانی نگه می دارد، نشان می دهد که او می خواهد از ضرر جلوگیری کند. یکی از تاثیرگذارترین عوامل بازار، رفتار معامله گران است. ورود به روانشناسی بازار و درک رفتار معامله گران تاثیر بسزایی در موفقیت افراد در بازارهای مالی خواهد داشت. در واقع می توان گفت یکی از سه رکن اصلی موفقیت در بازارهای مالی، روانشناسی بازار است. یک معامله گر موفق باید علاوه بر استراتژی های معاملاتی و مدیریت سرمایه، به روانشناسی بازار نیز تسلط داشته باشد.

برای تعریف روانشناسی بازار از اصطلاحات و توضیحات مختلفی استفاده می شود. این تعاریف شامل موارد زیر است:

1. یک احساس عمومی است که بازار در هر لحظه آن را تجربه می کند. عواملی که بر طرز فکر سرمایه گذاری افراد تأثیر می گذارد عبارتند از ترس از امید، طمع، انتظارات و شرایط.

2. یکی از موضوعات اصلی اقتصاد رفتاری است و به این ایده اشاره دارد که موضوع مورد مطالعه، تأثیر متقابل بین حرکات و وضعیت عاطفی اعضای بازار است.

3. یک موضوع بین رشته ای بین اقتصاد و روانشناسی است که به بررسی عوامل موثر بر تصمیمات اقتصادی می پردازد. به عقیده بسیاری از کارشناسان، محرک اصلی حرکت بازارهای روانشناسی کاربردی معامله گری مالی، احساسات و نوسانات هیجانی سرمایه گذاران است که چرخه های روانی بازار را ایجاد می کند.

4. به احساساتی اطلاق می شود که بین خریداران و فروشندگان در یک بازار مالی در یک دوره زمانی مشخص حاکم است، همچنین یک نیروی بسیار قدرتمند است که توسط اصول یا رویدادهای خاص تعریف می شود.

تفاوت بین روانشناسی بازار و روانشناسی معامله گری

تفاوت بین روانشناسی بازار و روانشناسی معامله گری

ما در بالا به تعاریف رایج روانشناسی بازار پرداختیم و بیان کردیم که یک احساس عمومی در بین فعالان بازار است که باعث خرید یا فروش آنها می شود. اما تفاوت روانشناسی بازار و روانشناسی معامله گری چیست؟

همانطور که گفتیم روانشناسی بازار به رفتارها و احساسات غالب فعالان بازار در هر زمان اشاره دارد. این اصطلاح اغلب توسط رسانه های مالی و تحلیلگران برای توصیف حرکات بازار استفاده می شود.

گفتیم که روانشناسی بازار در مورد توصیف رفتار کلی یک بازار تحت تأثیر عوامل عاطفی و شناختی است. اما در روان‌شناسی معامله‌گر ضمن اشاره به همین عوامل عاطفی و شناختی، تنها به یک فرد نگاه می‌کنیم. به عبارت دیگر، روان‌شناسی معامله به رفتارها و جنبه‌های مختلف شخصیت افراد که بر فعالیت‌های معامله گری او تأثیر می‌گذارد، نگاه می‌کند.

چرا روانشناسی بازار مهم است؟

گاهی اوقات وقتی از نظر فنی به بازار نگاه می کنید، تصحیح اشتباهات آسان است. به عنوان مثال، هنگام بررسی معامله ای که به سرعت از آن خارج شده اید، به سادگی عوامل فنی که شما را متقاعد به خروج از معامله کرده اند، مجددا تحلیل کنید. سپس به سراغ اندیکاتورها و نوسانگرهای مختلف رفته و به مرور زمان نقطه خروج را در مکان بهتری انتخاب کنید. این زمانی است که ما صرفاً از منظر فنی به بازار نگاه می کنیم. اگرچه اغلب حتی داشتن بهترین استراتژی های مالی به موفقیت ما منجر نمی شود و معاملات ما را به معاملات سودآور تبدیل نمی کند. اینجاست که روانشناسی بازار وارد می شود.

روانشناسی بازار به ما می آموزد که هر روند خاص بازار ممکن است منعکس کننده احساسات فعلی بازار باشد تا سود یا زیان قابل توجهی در ارزش سهام. روانشناسی بازار همچنین به ما کمک می کند تا دانش کافی در مورد خود به عنوان سرمایه گذار به دست آوریم. شناخت روانشناسی بازار و شناخت خود به عنوان یک سرمایه گذار به ما این امکان را می دهد تا بررسی کنیم که آیا در مدیریت سرمایه خود به صورت حرفه ای عمل می کنیم یا سرمایه گذار احساسی هستیم.

حل مسائل ذهنی و روانی که مانع موفقیت استراتژی های معاملاتی ما می شوند، آسان نیست. در واقع عمده مشکلات روانی در پشت تعصبات و موارد آشکار پنهان شده و در موقعیت های مهم آسیب زیادی به افراد وارد می کند.

نکته دیگری که باید در نظر داشت این است که احساسات افراد بر روان آنها اثر می گذارد. بین عواطف، روان افراد و الگوهای رفتاری آنها رابطه نزدیک و مستقیم وجود دارد. پس بدیهی است که اگر انسان احساسات خود را کنترل کند، معامله بهتری نسبت به قبل انجام خواهد داد. به عبارت دیگر می توان گفت که کنترل احساسات نقش موثری در موفقیت معامله گران خواهد داشت.

رفتار سرمایه گذار

رفتار سرمایه گذار

سرمایه گذاران مختلف همه می توانند به این سوال که چرا وارد بازارهای مالی شده اند و برای سرمایه گذاری آمده اند، پاسخ یکسانی بدهند: کسب سود بیشتر. اما این تمام پاسخ نیست. دلایل زیادی وجود دارد که افراد را به سمت فعالیت های مختلف سوق می دهد. همین امر در مورد سرمایه گذاری ها و معاملات در بازارهای مالی نیز صدق می کند. خواسته هایی در درون ما وجود دارد که گاهی نه تنها آنها را بیان نمی کنیم بلکه حتی از آنها هم آگاه نیستیم. فعالیت‌های ما همیشه معطوف به اهدافمان نیستند، بلکه گاهی در جهت رفع نیازها و احساسات درونی ما هستند.

عدم آگاهی و اشراف به این خواسته ها و خواسته های درونی می تواند ما را دچار اشتباهات مختلفی کند. اگر این اشتباهات روی احساسات ما تأثیر نگذارد، مطمئناً بر وضعیت مالی ما تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، ادامه معاملات ضررده و مشاهده سرمایه گذاری به عنوان یک بازی جذاب. اینکه سهامی را که کاهش قیمت دارند نفروشیم و همچنان امیدواریم قیمت ها بالا روانشناسی کاربردی معامله گری برود، اینکه از ترس از دست دادن سرمایه وارد معاملاتی نشویم که ریسک های معقولی دارند و مواردی از این قبیل همگی تصمیمات احساسی هستند.

به طور کلی، رفتارهای سرمایه گذار را می توان به 6 احساس مهم نسبت داد. احساساتی که معامله گر را به اشتباه در تصمیمات و رفتارهای خود سوق می دهد. ترس، طمع، هیجان و اضطراب، امید، ناامیدی و خستگی مجموعه ای از احساسات است که معامله گران را به اشتباه در تصمیم گیری ها و رفتارهای خود در موقعیت های مختلف سوق می دهد. به عنوان مثال، ترس از ضرر بیشتر ممکن است باعث شود معامله گر پس از متحمل شدن زیان، اقدامات غیرقابل پیش بینی، سریع و احساسی انجام دهد که باعث می شود ضرر دیگری متحمل شود. یا در مثالی دیگر می توان به هیجان و اضطراب اشاره کرد که معمولاً بیانگر این است که فرد در موقعیت بدی قرار دارد یا معامله ای را انجام می دهد که به ضرر او است.

روش استفاده سرمایه گذاران از روانشناسی بازار

روش استفاده سرمایه گذاران از روانشناسی بازار

آگاهی از رفتارهای مختلف و ریشه های عاطفی آنها به فرد این توانایی را می دهد که رفتارهای خود را بهتر تحلیل کند. این تجزیه و تحلیل رفتار شخصی به فرد اجازه می دهد تا تصمیمات بهتری بگیرد و وارد موقعیت های سودآور شود یا در زمان های بهتر از موقعیت های ضررده خارج شود. آگاهی از رفتارهای مختلف و ریشه های عاطفی آنها به فرد این توانایی را می دهد که رفتارهای خود را بهتر تحلیل کند. این تجزیه و تحلیل رفتار شخصی به فرد اجازه می دهد تا تصمیمات بهتری بگیرد و وارد موقعیت های سودآور شود یا در زمان های بهتر از موقعیت های کمبود خارج شود.

یک نگرش کلی در بازار وجود دارد که دقیقا برعکس است. براساس این دیدگاه بهترین فرصت برای خرید زمانی است که اکثر مردم ناامید و در بازار دچار رکود شده اند و برعکس بیشترین ریسک زمانی است که اکثر فعالان بازار بیش از حد خوشبین باشند. چنین نگرش ها و قوانینی است که سرمایه گذاران را تشویق می کند تا احساسات بازار را بهتر درک کنند. اگرچه در عمل شناسایی موقعیت‌های بهینه آسان نیست اما در نهایت خواندن و درک احساسات بازار به معامله‌گران کمک می‌کند تا مراحل مختلف چرخه‌های روان‌شناختی بازار را راحت‌تر شناسایی کنند و در درون آنها معامله کنند.

مطالعات روانشناسی بازار

روانشناسی معامله گری ما را با ابعاد مختلف و گسترده ذهن و افکار روبرو می کند. اگر می خواهیم ساختار ذهنی مناسبی برای معامله گر شدن داشته باشیم، باید ابعاد مختلف این سوال را مدام مطالعه و تمرین کنیم. مسائلی مانند زمان مناسب برای معامله و زمان نامناسب آن، زمان مناسب برای ماندن در معامله و زمان مناسب برای خروج از آن و سایر مشکلاتی که معامله گران و فعالان بازار مالی دائما با آن مواجه هستند. همگی موضوعاتی هستند که روانشناسی معاملات به بررسی آنها می پردازد.

اما چگونه و توسط چه کسی نظریه های روانشناسی بازار و روانشناسی معامله گری برای اولین بار مطرح شد؟ اولین کسانی که نظریه بازار متعارف را به چالش کشیدند و مفروضات زمان خود را رد کردند آموس توورسکی (اقتصاددان) و دانیل کانمن (روانشناس) بودند. این دو برنده جایزه نوبل شدند، اولین کسانی بودند که نظریه های رایج را رد کردند که تصمیمات انسانی در بازار همیشه براساس اطلاعات عمومی و اطلاعات قیمت است و توانستند در اقتصاد رفتاری پیشگام باشند.

مطالعات روانشناسی بازار

تئوری های تورسکی و کانمن بر خطاهای سیستماتیکی تمرکز دارند که از سوگیری های شناختی ناشی می شوند. در تعریف سوگیری شناختی می توان گفت که این یک الگوی فکری رایج است که منجر به تصمیم گیری غیرمنطقی انسان می شود. از جمله این خطاهای شناختی، سوگیری تایید است. افراد دارای این خطا بر اطلاعاتی که از باورهای آنها پشتیبانی می کند بیش از حد تأکید می کنند و اطلاعاتی را که با باورهای آنها در تضاد است نادیده می گیرند یا رد می کنند. مطالعات تورسکی و کانمن و نظریه‌های آنها که بر شناسایی خطاهای سیستماتیک و سوگیری‌های شناختی تمرکز دارند، به طور گسترده پذیرفته شده‌اند. این تئوری ها برای سرمایه گذاری، کسب و کار و استراتژی های مدیریت پورتفولیو استفاده می شود.

سوالات متداول

روانشناسی بازار به ما چه می آموزد؟

روانشناسی بازار به ما می آموزد که یکی از سه رکن اصلی موفقیت در بازارهای مالی، روانشناسی بازار است. یک معامله گر برای موفقیت باید علاوه بر روش های معاملاتی و مدیریت سرمایه، بر روانشناسی بازار نیز تسلط داشته باشد. زیرا براساس مطالعات روانشناسی بازار، نقش احساسات در تعیین جریان های بازار و همچنین اهمیت کنترل احساسات در موفقیت فعالیت های مالی افراد غیر قابل انکار است.

روانشناسی بازار چگونه می تواند برای معامله گران مفید باشد؟

روانشناسی بازار چگونه می تواند برای معامله گران مفید باشد؟

شناخت روانشناسی بازار و شناخت خود به عنوان یک سرمایه گذار به ما این امکان را می دهد تا بررسی کنیم که آیا در مدیریت سرمایه خود به صورت حرفه ای عمل می کنیم یا سرمایه گذار احساسی هستیم. این به ما به عنوان معامله‌گر کمک می‌کند تا خطاهای شناختی و رفتارهای نادرست خود را اصلاح کنیم و همچنین با درک احساسات فعلی بازار، در مورد فعالیت‌های مالی خود تصمیمات بهتری بگیریم.

روانشناسی بازار در کدام بازارها کاربرد دارد؟

روانشناسی بازار برای همه انواع دارایی ها، از سهام و اوراق بهادار گرفته تا فارکس، ارزهای دیجیتال و موارد دیگر کاربرد دارد. می توان گفت از آنجایی که موضوع اصلی روانشناسی مطالعه رفتار و فرآیندهای روانی انسان است و بازیگر اصلی همه بازارها انسان هستند، روانشناسی بازار در همه بازارها مورد استفاده قرار می گیرد.

کلام آخر

برای سرمایه گذاران و معامله گران رایج است که احساسات بر قیمت ها و چرخه های بازار تأثیر می گذارد و هر معامله گر می داند که دانش روانشناسی بازار و همچنین آشنایی با روش های معاملاتی و مدیریت سرمایه راه موفقیت را باز می کند. تأثیر مستقیم و تنبیهی روانشناسی بازار بر سرمایه گذاری افراد در بازارهای مختلف مالی غیرقابل انکار است. به همین دلیل است که تسلط بر روانشناسی بازار می تواند به معامله گران کمک کند تا با مطالعه کتاب ها و آموزش های مرتبط بهترین تصمیم ها را بگیرند.

روانشناسی کاربردی معامله گری

Sharif – 7 آبان 1398

با سلام و درود خدمت دست اندرکاران سایت وجناب دکتر اناری
بنده اخیرا دوره ی رایگان هوشمند رو موفق شدم بگذرونم و بایستی عرض کنم بدون اغراق علاوه بر بیان و تدریس مسلط جناب دکتر اناری ، بکارگیری متد تعاملی و تمرینی LMS تمایز زیادی بین این دوره وهمه ی آموزشهای موجود و در دسترس فعلی ایجاد کرده وبه شخصه علاقمند به گذروندن دوره روانشناسی اختصاصی در کنار دیگر دوره ها شدم.
توفیق روز افزون رفیق راه جناب دکتر اناری وهمه عزیزان باشه ان شا الله

مدیریت سایت – 15 فروردین 1400

با سلام و احترام خدمت شما دانشجوی گرامی
رضایت دانشجویان مان همواره باعث افتخار و دلگرمی ما جهت ادامه فعالیت مان بوده است و در این مسیر روانشناسی کاربردی معامله گری در کنار شما خواهیم بود.
خوشحال هستیم که متوجه اهمیت دوره روانشناسی معامله گری آکادمی تری مارکتز شدید و به جمع دانشجویان آکادمی تری مارکتز پیوستید.
شاد و سربلند باشید.

Hamed – 14 فروردین 1399

با سرعت بسیار بالایی می توانید مشکلات سایکولوژی خود را پیدا و کنترل نمایید. ممنون از زحمات دکتر و تیمشون

مدیریت سایت – 15 فروردین 1400

بسیار ممنون از شما دانشجوی گرامی که نظر خود را بعد از شرکت و گذراندن دوره، در سایت آکادمی نیز مطرح نمودید.
موفق و پرسود باشید.

Hamed – 14 فروردین 1399

ممنون از دکتر اناری و تیمشون. واقعا با توجه به همه آموزشهایی که تا به حال دیدم و دوستان معرفی کرده بودند، واقعا کمکی در بهتر شدن معاملاتم نکرده بود و همچنین پکیچ مدیریت سرمایه و مخصوصا روانشناسی که بیش از نیمی از راه موفق شدن در این راه است به اعتقاد بنده . در کل خیلی خیلی مفید بود آموزشها بازم تشکر می‌کنم از زحمات دکتر

مدیریت سایت – 15 فروردین 1400

خوشحال هستیم که متوجه تمایز دوره های آموزشی معامله گری آکادمی تری مارکتز نسبت به سایر مجموعه ها شدید و تصمیم به پیوستن به جمع دانشجویان آکادمی تری مارکتز گرفتید.
بله دقیقاً؛ اهمیت دوره های روانشناسی و مدیریت ریسک و سرمایه در موفقیت و سودهی مستمر معامله گران بسیار زیاد هست و حتماً می بایست به این ۲ پارامتر توجه کافی نمود.
پایدار باشید.

zzxxxx – 17 تیر 1400

با سلام
به کسانی که می خواهند دنیای خودشان را متحول کنند پیشنهاد میکنم این فرصت را از دست ندهند و در این دوره بی نظیر شرکت کنند.
برای من یکی از دوره های فوق العاده و ارزشمند در طول زندگی ام بود.

مدیریت سایت – 19 تیر 1400

با سلام و احترام
سپاس از شما دانشجوی گرامی؛ یکی از فیدبک هایی که همواره از دانشجویان دوره روانشناسی معامله گری آکادمی گرفته ایم این نکته بوده است که مباحث مطرح شده در این دوره در قسمت های مختلف زندگی شان (علاوه بر معامله گری) بسیار تاثیر گذار بوده است و همواره رضایت بسیار زیادی از این دوره وجود داشته است.
ممنون روانشناسی کاربردی معامله گری از اینکه نظرتان را به اشتراک گذاشتید. موفق باشید.

Eqbal Rezaei – 22 تیر 1400

سلام خدمت آقای دکتر
دوره روانشناسی با ارزش ترین هدیه ای بود که در طول زندگیم دریافت کردم چون هر آنچه لازمه یک معامله گر حرفه ای هست به خوبی طبقه بندی کرده اند.
کمال تشکر را دارم از آقای دکتر اناری بزرگوار که نهایت محبت را به ما دانشجویان داشته اند.

مدیریت سایت – 23 تیر 1400

سلام و عرض ادب
ما هم کمال تشکر را از شما دانشجوی عزیزمان داریم که محبت می کنید و نظر خودتان را پیرامون دوره با سایر علاقه مندان به اشتراک می گذارید. تجربیات شما می تواند در تصمیم گیری سایر کاربران سایت آکادمی نسبت به ثبت نام در دوره روانشناسی معامله گری کمک کننده باشد.
شاد و سربلند باشید.

اهمیت روانشناسی معامله گری

اهمیت روانشناسی معامله گری در موفقیت و شکست معامله گران

احساسات معامله گران همواره به طور مستقیم بر عملکرد آنان و میزان سود و زیانشان در بازارهای مالی تاثیر می گذارد. اگر یک معامله گر سیستم معاملاتی فوق العاده ای هم داشته باشد اما در لحظه انجام معامله خود، دچار احساساتی همچون ترس، غرور، نگرانی یا اضطراب شود، حتما معامله اش تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

موفقیت و شکست معامله گران عمدتا بستگی به این دارد که چقدر بتوانند احساسات خود را کنترل کنند.

در واقع آنچه معامله گران موفق و ناموفق را از یکدیگر متمایز می کند، علاوه بر تسلط بر دانش و مهارت تحلیل، توانایی آنان در کنترل احساسات و مدیریت ذهن شان است. زمانی که یک معامله گر وارد بازار مالی می شود، در واقع وارد میدانی شده است که همواره احتمال ایجاد ضرر را دارد؛ حال اگر اجازه دهد که احساساتش در معاملات وارد شود، زمینه را برای شکست خود فراهم آورده است.

معامله گران شخصا مسئول تمام معاملاتی هستند که انجام می دهند، آنها از زمانی که تصمیم به ورود به یک بازار مالی همچون بورس یا بازار ارزهای دیجیتال می گیرند تا زمانی که تصمیم به خروج از آن بازار را می گیرند، مسئول تمام معاملاتشان هستند.

تسلط به مهارت تحلیل گری و داشتن یک سیستم معاملاتی خوب به تنهایی برای موفقیت در بازارهای مالی کافی نیست؛ بسیاری از معامله گرانی که سیستم های معاملاتی خوبی نیز دارند گاهی با ضرر بازار را ترک می کنند زیرا از نظر روانی آمادگی موفقیت را ندارند.

معامله گران با به کارگیری دانش و آگاهی به موفقیت می رسند اما با دخالت دادن احساساتشان در معاملات و عدم مدیریت ذهنشان، دست به خودویرانگری می زنند.

بسیاری از معامله گران تازه کار، با سودگیری از چند معامله پیاپی تصور می کنند که به اندازه ای خوب هستند که می توانند در همچنان از بازار سود بگیرند. در چنین حالتی درک درست و صحیحی از مخاطرات بازار و یا شناخت درست فرصت ها را از دست می دهند. آنها اغلب ، همه سودی را که از بازار می گیرند در مدت زمان کوتاهی به بازار برمی گردانند.

بیشتر ما از میزان مهارت هایمان، از اینکه چگونه معامله می کنیم و به ویژه اینکه چگونه احساساتمان را در معاملاتمان دخالت می دهیم، آگاهی نداریم.

و تصور می کنیم، شکست هایمان در بازارهای مالی، به دلیل این است که بازار بد است.

مارک داگلاس در کتاب معامله گر منظم می گوید: اگر رفتار بازار برایتان عجیب به نظر می رسد به این دلیل است که رفتار خودتان عجیب و غیرقابل پیش بینی است. زمانی که نمی دانید در آینده چگونه رفتار خواهید کرد، هرگز نمی توانید رفتار و آینده بازار را نیز پیش بینی و تعیین کنید.روانشناسی کاربردی معامله گری

او همچنین می گوید، تنها چیزی که می توانید کنترل کنید خودتان هستید. به عنوان یک معامله گر این توانایی را دارید که یا برای خودتان پول در بیاورید و یا پولتان را به معامله گران دیگر بدهید.

معامله گرانی که به طور مداوم و مستمر از این بازار پول در می آورند از لحاظ فکری و روانی به آمادگی کامل رسیده اند.

در حال حاضر دوره مجازی روانشناسی معامله گری خانه تدبیر و اندیشه یکی از جامع ترین و کاربردی ترین دوره های آموزش روانشناسی معاملات محسوب می شود .

این دوره شامل سرفصل های تخصصی روانشناسی معامله گری همچون گامهای ریشه ای تغییر نگرش معامله گران، هدفگذاری و مسیر درست یک معامله گر، استراتژی شخصی، فرآیند معامله گری، احساسات معامله گران همچون ترس، طمع، امید، ناامیدی، هیجان و اضطراب، عادت های معامله گران همچون عجله، اعتیاد و آشفتگی، سوگیری های شناختی، ذهن آگاهی در خدمت معامله گران و هدف گذاری یک معامله گر می باشد

محتوای این دوره برای معامله گران همه بازارهای مالی همچون بورس، ارزهای دیجیتال، فارکس، طلا قابل استفاده است و به معامله گران برای کشف نقاط و قوت ضعف معامله گری خود و کسب سود مستمر و کاهش زیان در بازار کمک می کند.

شرکت کنندگان در این دوره، در مدت زمان آموزش در دوره از پشتیبانی اختصاصی مربیان برخوردار خواهند بود.

فراموش نکنید نبرد واقعی بین شما و بازار نیست، بلکه در یادگیری نحوه کنترل احساسات شدید است.

دوره آموزشی روانشناسی معامله گری

دوره آموزشی روانشناسی معامله گری

معامله گری در عین داشتن ظاهری ساده دارای پیچیدگی‌ها و دشواری‌های فروانی است به‌طوری‌که درصد زیادی از کسانی که وارد بازار می‌شوند حتی با یادگیری تحلیل های مختلف تکنیکال (technical) و بنیادی (fundamental) بازهم موفق به کسب سود مستمر از آن نمی‌شوند.

دلیل پیچیدگی معامله گری در بازار سرمایه این است که انسان در طول یک معامله با عواطف و احساسات انسانی خود مواجه می‌شود. درگیر طمع، ترس، هیجان، استرس و … می‌شود و توان مدیریت صحیح معامله خود را از دست می‌دهد.

روانشناسی معامله گر شاید کلید گمشده معامله گران بازار های مالی به خصوص بازار بورس و اوراق بهادار ایران باشد. افراد زیادی با سرمایه گذاری در بورس شانس موفقیت خود را برای سود کردن در این بازار پر نوسان امتحان می‌کنند.

علم روانشناسی معامله گری هنوز جوان است و هر سال به صورت تصاعدی اهمیت این علم در پیشرفت معامله گران بیشتر و بیشتر اثبات می شود.

واقعیت این است که شما به عنوان یک تحلیل گر پس از مدتی بر استراتژی تحلیلی خود (شامل تکنیک تحلیل و روش مدیریت سرمایه خود) مسلط می شوید و پس از آن یاد گرفتن تکنیک های گوناگون اضافی چیز به درد بخوری به سودآوری معاملاتی شما اضافه نمی کند.

حالا شما می مانید و اشتباهات ذهنی خود، که تابع سوگیری های تفکری و احساسات تخریبی و البته تحت تأثیر قدرت پول بر ذهن شما شکل می گیرد. از این به بعد جهت پیشرفت در فرآیندهای معامله گری (که چرخه صحیح ماندگاری در بازار و سودآوری است) باید مرحله به مرحله روی ذهن، تفکرات و احساسات خود کار کنید.

کشف پلکانی نقاط قوت جهت تقویت بیشتر آنها و نقاط ضعیف جهت کمرنگ کردن آن با روش های علمی روانشناسی ، برگ برنده پیش روی معامله گران موفق می شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا